کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 2 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 2 - درس 3 در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مهاجرت کردن"، "پرسه زدن"، "بدرقه کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
to emigrate [فعل]
اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: The political instability and economic challenges prompted many citizens to emigrate .

ناپایداری سیاسی و چالش‌های اقتصادی بسیاری از شهروندان را به مهاجرت ترغیب کرد.

abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

to move [فعل]
اجرا کردن

اسباب‌کشی کردن

Ex: She moved from one department to another within the company .

او از یک بخش به بخش دیگر در شرکت منتقل شد.

to leave [فعل]
اجرا کردن

ترک کردن

Ex: She left the city to start a new life in the countryside .

او شهر را ترک کرد تا زندگی جدیدی را در روستا شروع کند.

to roam [فعل]
اجرا کردن

پرسه زدن

Ex: The children were allowed to roam freely in the meadow , exploring nature and chasing butterflies .

به بچه‌ها اجازه داده شد که در چمنزار آزادانه پرسه بزنند، طبیعت را کاوش کنند و پروانه‌ها را تعقیب کنند.

to set off [فعل]
اجرا کردن

به سفری رفتن

Ex: After breakfast , the hikers set off on the trail , ready for a day of exploration .

بعد از صبحانه، کوهنوردان راه افتادند در مسیر، آماده برای یک روز اکتشاف.

to see off [فعل]
اجرا کردن

بدرقه کردن

Ex: We went to the airport to see off our friend who was flying to another country .

ما به فرودگاه رفتیم تا بدرقه کنیم دوستمان را که به کشوری دیگر پرواز می‌کرد.

off [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: You can see the island just a mile off .