کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا - واحد 4 - واژگان

در اینجا کلمات واحد 4 - واژگان در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "متواضع"، "اصرار"، "مغرور" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسط بالا
interested [صفت]
اجرا کردن

علاقمند

Ex: Are you interested in joining us for dinner ?

آیا به پیوستن به ما برای شام علاقه‌مند هستید؟

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: He has always been modest about his skills , never boasting or seeking the spotlight .
afraid [صفت]
اجرا کردن

ترسیده

Ex: The child is afraid of loud noises .

کودک از صداهای بلند می‌ترسد.

worried [صفت]
اجرا کردن

نگران

Ex: They were worried about their health , feeling anxious about the results of their medical tests .

آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایش‌های پزشکی خود داشتند.

keen [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The keen scientist eagerly absorbed new research findings in their field .

دانشمند تیزبین با اشتیاق یافته‌های جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.

similar [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The two friends had similar tastes in music , enjoying the same bands and artists .

دو دوست سلیقه‌های مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروه‌ها و هنرمندان لذت می‌بردند.

different [صفت]
اجرا کردن

متفاوت

Ex: She used different colors to paint a vibrant and lively picture .

او از رنگ‌های مختلف برای نقاشی یک تصویر پرجنب‌وجوش و زنده استفاده کرد.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

passionate [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: They had a passionate debate about the future of renewable energy in their community .

آنها یک بحث پرشور در مورد آینده انرژی‌های تجدیدپذیر در جامعه خود داشتند.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

to resign [فعل]
اجرا کردن

استعفا دادن

Ex: The mayor announced his decision to resign from office .

شهردار تصمیم خود را برای استعفا از سمتش اعلام کرد.

to insist [فعل]
اجرا کردن

اصرار کردن

Ex: They insisted on seeing the manager to resolve the issue .

آن‌ها اصرار داشتند که برای حل مشکل مدیر را ببینند.

اجرا کردن

ایمان داشتن

Ex: We should all believe in the power of kindness to make the world a better place .

همه ما باید به قدرت مهربانی باور داشته باشیم تا دنیا را به جای بهتری تبدیل کنیم.

to complain [فعل]
اجرا کردن

شكايت كردن

Ex: Tom did n't hesitate to complain when his order at the restaurant arrived with the wrong items .

تام وقتی که سفارشش در رستوران با موارد اشتباه تحویل داده شد، در شکایت کردن تردید نکرد.

اجرا کردن

بستگی داشتن

Ex: The accuracy of scientific experiments depends on precise measurements and controlled variables .

دقت آزمایش‌های علمی به اندازه‌گیری‌های دقیق و متغیرهای کنترل‌شده بستگی دارد.

to succeed [فعل]
اجرا کردن

موفق شدن

Ex: With creativity and innovation , the team succeeded in developing a groundbreaking technology .
اجرا کردن

متشکل بودن از

Ex: The team consists of experienced professionals with diverse skill sets .

تیم از متخصصان باتجربه با مجموعه‌های مهارتی متنوع تشکیل شده است.

to prepare [فعل]
اجرا کردن

آماده شدن

Ex: She hurried to prepare for the meeting , gathering her notes and documents .

او عجله کرد تا برای جلسه آماده شود، یادداشت‌ها و مدارک خود را جمع آوری کرد.