کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 8 - واژگان
در اینجا کلمات واحد 8 - واژگان در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "اشاره کردن"، "به ویژه"، "استنباط کردن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to introduce an opposing statement

با این وجود, با این حال
used to introduce a contrasting aspect of a situation, especially when comparing it to a previous point

از طرف دیگر, از دیدگاه دیگری
او عاشق انرژی شهر است. از طرف دیگر، از سر و صدا و ازدحام متنفر است.
up until the current or given time

هنوز
نتایج آزمایش قطعی نیست؛ ما هنوز نتیجهگیری نداریم.
used to add a statement that contradicts what was just mentioned

اما
او انتظار داشت که کار دشوار باشد؛ با این حال، معلوم شد که به طرز شگفتآوری ساده است.
used to add extra or supplementary information

علاوه بر این
علاوه بر وظایف معمولشان، از تیم خواسته شد تا برای جلسه هیئت مدیره ارائهای آماده کنند.
to bring attention to something by making it more visible or important

رونمایی کردن, نمایان کردن
طراح از عناصر متضاد برای برجسته کردن لوگو روی بستهبندی محصول استفاده کرد.
to indirectly suggest something

به صورت ضمنی اشاره کردن, بهطور غیرمستقیم گفتن
نویسنده به مهارت به اشاره به پیچش داستان در طول رمان پرداخت، خوانندگان را تا پایان غافلگیرکننده درگیر نگه داشت.
to suggest without explicitly stating

بهطور ضمنی دلالت کردن, به معنای چیزی بودن
عدم وجود پاسخ دلالت داشت بر مخالفت آنها با پیشنهاد.
to show something to someone by pointing one's finger toward it

نشان دادن, یادآور شدن
میتوانید آن را روی نقشه به من نشان دهید؟
to highlight something and make it easier to notice by drawing attention toward it

برجسته کردن
هنرمند از رنگهای متضاد برای تأکید بر اثر دراماتیک غروب خورشید در نقاشی استفاده کرد.
to reach an opinion or decision based on available evidence and one's understanding of the matter

استنباط کردن, نتیجهگیری کردن
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند که معنی کلمات را از استنباط کنند.
to emphasize a particular point or aspect

تأکید کردن
مربی بر اهمیت کار تیمی برای موفقیت تیم ورزشی تأکید کرد.
to emphasize the importance of something by making it seem more noticeable

تأکید کردن
طراح برای تاکید بر عنوان اصلی در تبلیغ، یک رنگ متضاد را انتخاب کرد.
to direct one's attention, energy, or efforts toward a particular goal, task, or objective

بر چیزی تمرکز کردن, بر چیزی متمرکز بودن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا بر روی پروژه تحقیق تمرکز کنند.
to mention an idea, proposition, plan, etc. for further consideration or possible action

پیشنهاد کردن, پیشنهاد دادن
معلم منابع اضافی را برای درک بهتر موضوع پیشنهاد کرد.
to cause or give rise to something

به وجود آوردن, ایجاد کردن، تولید کردن، حاصل کردن، پدید آوردن
توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر فرصتهایی برای رشد شغلی در بخش انرژی پاک ایجاد کرده است.
to form a judgment on the quality, worth, nature, ability or importance of something, someone, or a situation

ارزیابی کردن
معلم درک دانشآموزان را از طریق آزمونها و امتحانات ارزیابی میکند.
to create something by organizing and combining ideas or components in a logical and coherent way

پروردن, شکل دادن
معلم یک طرح درس جامع ساخت که شامل فعالیتهای تعاملی و منابع چندرسانهای بود.
to calculate or judge the quality, value, significance, or effectiveness of something or someone

سنجیدن
ارزیاب، ارزش ملک را قبل از فروش ارزیابی کرد.
to carefully examine something and judge its value, often in terms of money or quality

ورانداز کردن
او جواهرات قدیمی را ارزیابی میکند تا ارزش آن را قبل از فروش تعیین کند.
to thoughtfully prepare or create something, paying close attention to its details

تهیه کردن
برای حل مسئله، تیم با همکاری یکدیگر برای تدوین یک برنامه اقدام جامع کار کردند.
used to introduce the most important part of what is being said

بهویژه, مخصوصاً
سیاست جدید چندین تغییر در محیط کار به همراه داشت، به ویژه در مزایای کارکنان.
used to give more specific information or examples regarding what has just been mentioned

برای مثال, مثلاً
شرکت با چندین چالش روبرو شد، یعنی محدودیتهای مالی و کمبود نیروی کار ماهر.
used to specify or emphasize a particular aspect or detail within a broader context

بهخصوص, مخصوصا
ما انواع مختلفی از خدمات را ارائه میدهیم، اما میخواستم به ویژه خدمات مشاورهای ما را برجسته کنم.
used to indicate that the speaker or writer is providing an exact or accurate version of something, often to clarify, specify, or emphasize a particular point

به طور دقیق
used to introduce additional information

علاوه بر این
تحقیق ما نشان میدهد که ورزش باعث بهبود سلامت روان میشود؛ علاوه بر این، سطوح بالاتر فعالیت، مزایای بیشتری به همراه دارد.
