کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 8 - واژگان

در اینجا کلمات واحد 8 - واژگان در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "اشاره کردن"، "به ویژه"، "استنباط کردن" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
اجرا کردن

با این وجود

Ex: The cost was prohibitive ; they bought it nevertheless .

هزینه سرسام‌آور بود؛ با این حال آن را خریدند.

اجرا کردن

از طرف دیگر

Ex:

او در ریاضیات درخشان است. از سوی دیگر، مهارت‌های نوشتاری او نیاز به بهبود دارد.

yet [قید]
اجرا کردن

هنوز

Ex: The team has been working on the project , but they have n't completed it yet .

تیم روی پروژه کار کرده است، اما آنها آن را هنوز تکمیل نکرده‌اند.

however [قید]
اجرا کردن

اما

Ex: She was tired ; however , she decided to attend the evening class .
in addition to [حرف اضافه]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: In addition to his degree in engineering , he also has a diploma in music .

علاوه بر مدرک مهندسی، او یک دیپلم موسیقی نیز دارد.

اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: In the presentation , the speaker used bold text to highlight key points .

در ارائه، سخنران از متن پررنگ برای برجسته کردن نکات کلیدی استفاده کرد.

to hint [فعل]
اجرا کردن

به صورت ضمنی اشاره کردن

Ex: She subtly hinted that she preferred a certain restaurant for dinner by mentioning its delicious desserts .

او با اشاره به دسرهای خوشمزه‌اش، به طور ظریف اشاره کرد که برای شام یک رستوران خاص را ترجیح می‌دهد.

to imply [فعل]
اجرا کردن

به‌طور ضمنی دلالت کردن

Ex: The teacher 's tone of voice implied disappointment with the class 's performance .

لحن صدای معلم ناامیدی از عملکرد کلاس را اشاره می‌کرد.

اجرا کردن

نشان دادن

Ex: During the hike , he pointed out interesting landmarks along the trail .

در طول پیاده‌روی، او به نقاط دیدنی جالب در مسیر اشاره کرد.

اجرا کردن

برجسته کردن

Ex: The photographer used a spotlight to emphasize the model ’s silhouette in the dark setting .

عکاس از نورافکن برای تاکید بر سیلوئت مدل در محیط تاریک استفاده کرد.

to infer [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: The team inferred historical events from the artifacts discovered during the excavation .

تیم از اشیاء کشف شده در حین حفاری، رویدادهای تاریخی را استنباط کرد.

to stress [فعل]
اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: In the safety briefing , the flight attendant stressed the importance of fastening seat belts during takeoff and landing .

در جلسه توجیهی ایمنی، مهماندار هواپیما بر اهمیت بستن کمربندهای ایمنی در هنگام برخاستن و فرود تاکید کرد.

اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: During the speech , the speaker used vocal modulation to underline the importance of the message .

در طول سخنرانی، گوینده از تعدیل صوتی برای تأکید بر اهمیت پیام استفاده کرد.

to focus on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی تمرکز کردن

Ex:

او تصمیم گرفت تمرکز کند بر مهم‌ترین جنبه‌های طرح کسب‌وکار.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: She suggested a new approach to solving the problem .

او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.

to generate [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: The innovative research generated new insights into the treatment of cancer .

تحقیقات نوآورانه ایجاد دیدگاه‌های جدیدی در درمان سرطان کرد.

to assess [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The financial analyst is assessing the company 's financial statements to provide investment advice .

تحلیلگر مالی در حال ارزیابی صورت‌های مالی شرکت است تا مشاوره سرمایه‌گذاری ارائه دهد.

اجرا کردن

پروردن

Ex: The scientist constructed a hypothesis by carefully organizing existing theories and experimental data .

دانشمند با سازماندهی دقیق نظریه‌های موجود و داده‌های آزمایشگاهی یک فرضیه ساخت.

to evaluate [فعل]
اجرا کردن

سنجیدن

Ex: The doctor is evaluating the patient 's symptoms to make a diagnosis .

پزشک علائم بیمار را ارزیابی می‌کند تا تشخیص دهد.

to appraise [فعل]
اجرا کردن

ورانداز کردن

Ex: The insurance adjuster appraises the damage to the car after the accident .

تنظیم‌کننده بیمه خسارت وارده به ماشین را پس از تصادف ارزیابی می‌کند.

اجرا کردن

تهیه کردن

Ex: In the meeting , participants collaborated to formulate a strategy for project implementation .

در جلسه، شرکت‌کنندگان برای تدوین یک استراتژی برای اجرای پروژه همکاری کردند.

notably [قید]
اجرا کردن

به‌ویژه

Ex: The team 's performance was outstanding , notably in their flawless execution of the final play .

عملکرد تیم فوق‌العاده بود، به‌ویژه در اجرای بی‌عیب بازی نهایی.

namely [قید]
اجرا کردن

برای مثال

Ex: The new policy addressed various issues , namely workplace safety , employee well-being , and environmental sustainability .

سیاست جدید به مسائل مختلفی پرداخت، یعنی ایمنی محل کار، رفاه کارکنان و پایداری محیط زیست.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The company values teamwork , but it values individual initiative and creativity in particular .

شرکت کار تیمی را ارزشمند می‌داند، اما به ویژه ابتکار و خلاقیت فردی را ارزشمند می‌داند.

to be precise [عبارت]
اجرا کردن

به طور دقیق

Ex: The distance between the two cities is 50 miles , to be precise .
furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.