کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 9 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تک رنگ"، "کسل کننده"، "تحسین" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
abstract [صفت]
اجرا کردن

انتزاعی (هنر)

Ex: The film incorporated abstract imagery and surreal elements to convey the protagonist 's inner emotional journey .

فیلم از تصاویر انتزاعی و عناصر سوررئال برای انتقال سفر عاطفی درونی شخصیت اصلی استفاده کرد.

striking [صفت]
اجرا کردن

بسیار جذاب

Ex: His striking green eyes seemed to sparkle with intelligence and curiosity .

چشم‌های سبز خیره‌کننده او به نظر می‌رسید که با هوش و کنجکاوی می‌درخشید.

avant-garde [صفت]
اجرا کردن

پیشرو

Ex: Avant-garde literature embraces unconventional narrative techniques and experimental prose styles , inviting readers on a journey of discovery and exploration .

ادبیات آوانگارد تکنیک‌های روایت غیرمتعارف و سبک‌های نثر تجربی را در بر می‌گیرد و خوانندگان را به سفری از کشف و کاوش دعوت می‌کند.

tranquil [صفت]
اجرا کردن

آسوده

Ex:

جو آرام پناهگاه به همه اجازه داد تا استراحت کنند و آرامش پیدا کنند.

colorful [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The children 's artwork was filled with colorful drawings of animals and nature .

آثار هنری کودکان پر از نقاشی‌های رنگی از حیوانات و طبیعت بود.

plain [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The curtains were plain , allowing ample sunlight to filter into the room .

پرده‌ها ساده بودند، که اجازه می‌داد نور خورشید به وفور به داخل اتاق بتابد.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

monochrome [صفت]
اجرا کردن

تک‌رنگ

Ex:

دکور تک رنگ دفتر شامل سایه‌های مختلف بژ بود که به آن ظاهری شیک و حرفه‌ای می‌داد.

disturbing [صفت]
اجرا کردن

ناراحت‌کننده

Ex: The disturbing images in the horror movie lingered in her mind long after it ended .

تصاویر نگران‌کننده فیلم ترسناک مدت‌ها پس از پایان آن در ذهنش باقی ماند.

dull [صفت]
اجرا کردن

کدر (رنگ)

Ex: The landscape was dominated by dull green foliage , with few splashes of color .

منظره با شاخ و برگ سبز کم رنگ غالب بود، با چند پاشش رنگ.

stunning [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: His performance was so stunning that it left the audience speechless .
figurative [صفت]
اجرا کردن

فیگوراتیو (هنر)

Ex: The artist is known for her vivid , figurative depictions of wildlife .

این هنرمند به خاطر تصاویر زنده و فیگوراتیو خود از حیات وحش شناخته شده است.

taste [اسم]
اجرا کردن

سلیقه

Ex: Their impeccable taste in home décor is evident in the harmonious blend of colors and textures .

سلیقه بی‌عیب آنها در دکوراسیون خانه در ترکیب هماهنگ رنگ‌ها و بافت‌ها مشهود است.

اجرا کردن

راستِ کارِ فرد

Ex: Teaching was n’t his cup of tea , so he pursued engineering instead .
to admire [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Children may admire superheroes for their bravery and ability to make the world a better place .

کودکان ممکن است به دلیل شجاعت و توانایی قهرمانان در بهتر کردن جهان، به آنها احترام بگذارند.