کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 6 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 3 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "کاریزماتیک"، "با وقار"، "حد شنوایی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
charisma [اسم]
اجرا کردن

جذبه

Ex: The actor ’s charisma made every role he played unforgettable .

کاریزما بازیگر هر نقشی که بازی کرد را فراموش‌نشدنی کرد.

elusive [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: The details of the dream were elusive , fading as soon as she woke up .

جزئیات رویا گریزان بود، به محض بیدار شدنش محو شد.

to infect [فعل]
اجرا کردن

آلوده کردن

Ex: His negative outlook on life started to infect his friends , making them feel down as well .

نگرش منفی او به زندگی شروع به سرایت کردن به دوستانش کرد و باعث شد آنها نیز احساس ناراحتی کنند.

earshot [اسم]
اجرا کردن

محدوده شنیداری

Ex: As soon as I got within earshot of the music , I decided that I really did n't belong there .

به محض اینکه به حد شنیدن موسیقی رسیدم، تصمیم گرفتم که واقعاً به آنجا تعلق ندارم.

charismatic [صفت]
اجرا کردن

کاریزماتیک

Ex: The charismatic performer captivates audiences with their magnetic stage presence and energy .

اجراکننده کاریزماتیک با حضور مغناطیسی روی صحنه و انرژی خود مخاطبان را مسحور می‌کند.

اجرا کردن

الهام‌بخش

Ex: His inspirational leadership style motivated the team to achieve their goals .

سبک رهبری الهام‌بخش او تیم را برای دستیابی به اهدافشان تشویق کرد.

dignified [صفت]
اجرا کردن

باوقار

Ex: The judge 's dignified demeanor in the courtroom instilled confidence in the fairness of the legal proceedings .

رفتار محترمانه قاضی در دادگاه اعتماد به انصاف فرآیندهای قانونی را تقویت کرد.

aloof [صفت]
اجرا کردن

زیادی‌منزوی

Ex: The celebrity 's aloof behavior towards fans disappointed many who hoped for a friendly encounter .

رفتار دور از اجتماع سلبریتی نسبت به طرفداران، بسیاری را که امید به ملاقاتی دوستانه داشتند، ناامید کرد.

idealistic [صفت]
اجرا کردن

کمال‌گرا

Ex: She held onto her idealistic dream of ending poverty worldwide , despite the challenges .

او به رویای آرمان‌گرایانه خود برای پایان دادن به فقر در سراسر جهان، علیرغم چالش‌ها، چسبیده بود.

tireless [صفت]
اجرا کردن

خستگی‌ناپذیر

Ex:

با عزمی خستگی‌ناپذیر، او برای ماراتن تمرین کرد.

trustworthy [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ اعتماد

Ex: The trustworthy mechanic provides honest assessments and fair pricing for repairs .

مکانیک قابل اعتماد ارزیابی‌های صادقانه و قیمت‌گذاری منصفانه برای تعمیرات ارائه می‌دهد.

resolute [صفت]
اجرا کردن

مصمم

Ex: Even though the path ahead was challenging , his resolute mindset assured everyone that he would achieve his goals .

اگرچه مسیر پیش رو چالش‌برانگیز بود، ذهنیت مصمم او به همه اطمینان داد که به اهدافش خواهد رسید.

to waver [فعل]
اجرا کردن

لرزان بودن

Ex: The colorful banners outside the shop wavered in the wind .

بنرهای رنگارنگ خارج از مغازه در باد تکان می‌خوردند.

اجرا کردن

خوش‌برخورد

Ex: The approachable manager encourages open communication and feedback from team members .

مدیر دسترس‌پذیر ارتباط باز و بازخورد از اعضای تیم را تشویق می‌کند.

corrupt [صفت]
اجرا کردن

فاسد (از نظر اخلاقی)

Ex: The corrupt CEO manipulated financial statements to deceive investors and inflate company profits .

مدیر عامل فاسد صورت‌های مالی را دستکاری کرد تا سرمایه‌گذاران را فریب دهد و سود شرکت را افزایش دهد.

nondescript [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: Despite his nondescript appearance , he had an unforgettable personality .

علیرغم ظاهر بی‌خاصیت او، شخصیتی فراموش‌نشدنی داشت.

gravitas [اسم]
اجرا کردن

متانت

Ex: The actor ’s deep voice and calm demeanor added gravitas to his role .

صدای عمیق و رفتار آرام بازیگر به نقش او gravitas افزود.