کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 8 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 3 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "عمده"، "ناشی از"، "پیامد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

اجرا کردن

باعث چیزی شدن

Ex: Hard work and dedication brought about their success .

کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.

to cause [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: I hope my delay did n't cause any inconvenience .

امیدوارم تأخیر من موجب هیچ ناراحتی نشده باشد.

اجرا کردن

موجب شدن

Ex: Good communication can result in stronger relationships with others .

ارتباط خوب می‌تواند منجر به روابط قوی‌تر با دیگران شود.

اجرا کردن

فراگیر

Ex: The far-reaching benefits of education extend beyond individual success to societal progress .

مزایای دوربرد آموزش فراتر از موفقیت فردی به پیشرفت اجتماعی می‌رسد.

implication [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: The implications of the new law could affect many small businesses .

پیامدهای قانون جدید می‌تواند بر بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

تأثیر گذاشتن

Ex: Economic policies implemented by governments can influence the overall prosperity of a nation .

سیاست‌های اقتصادی اجرا شده توسط دولت‌ها می‌توانند تأثیر بگذارند بر رفاه کلی یک ملت.

to [give] rise to [عبارت]
اجرا کردن

منجر شدن

Ex: Environmental changes can give rise to shifts in animal behavior and migration patterns .
اجرا کردن

نشات گرفتن

Ex:

کاهش فروش ناشی از افزایش رقابت در بازار است.

origin [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The origin of the river is in the mountains to the north .

منشأ رودخانه در کوه‌های شمالی است.

root [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The therapist helped her uncover the root of her anxiety , which was tied to past experiences .

درمانگر به او کمک کرد تا ریشه اضطرابش را که به تجربیات گذشته مرتبط بود، کشف کند.

to breed [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Neglect and poverty often breed resentment and frustration in communities .

بی‌توجهی و فقر اغلب موجب نارضایتی و ناامیدی در جوامع می‌شود.