کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 9 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 9 - درس 3 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "احساس برانگیز"، "غیر متعارف"، "تحریک"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
evocative [صفت]
اجرا کردن

برانگیزنده

Ex: The evocative scent of freshly baked bread reminded him of his childhood .

بوی یادآورنده نان تازه پخته شده، او را به یاد دوران کودکی اش انداخت.

intriguing [صفت]
اجرا کردن

فریبنده

Ex: The scientist 's groundbreaking research findings were intriguing , challenging conventional wisdom .

یافته‌های تحقیقاتی انقلابی دانشمند جذاب بود، چالش‌برانگیز برای خرد متعارف.

cliched [صفت]
اجرا کردن

تکراری

Ex:

علیرغم ملودی جذاب، متن آهنگ کلیشه‌ای و غیراصلی به نظر می‌رسید.

quirky [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The quirky café in the neighborhood was known for its mismatched furniture and whimsical décor .

کافه عجیب و غریب محله به خاطر مبلمان نامتناسب و دکوراسیون خیال‌انگیزش معروف بود.

اجرا کردن

نفس‌گیر

Ex: The breathtaking speed of the roller coaster left riders exhilarated and breathless .

سرعت حیرت‌انگیز ترن هوایی سواران را هیجان‌زده و بی‌نفس گذاشت.

novel [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The architect 's design for the new building featured a novel use of sustainable materials and energy-efficient technology .
stereotype [اسم]
اجرا کردن

کلیشه

Ex: He was tired of the stereotype that all athletes lack intelligence .

او از کلیشه این که همه ورزشکاران فاقد هوش هستند خسته شده بود.

اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: His unconventional style of dress , mixing formal attire with casual elements , always drew attention .

سبک غیر متعارف پوشش او، که لباس رسمی را با عناصر معمولی ترکیب می‌کرد، همیشه توجه را جلب می‌کرد.

to pique [فعل]
اجرا کردن

رنجاندن

Ex: His dismissive remarks piqued her resentment .

اظهارات تحقیرآمیز او برانگیخت ناراحتی او را.

curiosity [اسم]
اجرا کردن

کنجکاوی

Ex: Curiosity about other cultures often leads people to travel and experience new environments .

کنجکاوی درباره فرهنگ‌های دیگر اغلب مردم را به سفر کردن و تجربه محیط‌های جدید سوق می‌دهد.

اجرا کردن

انگشت به دهان ماندن

Ex: They were sitting up and taking notice of the beautiful sunset when the phone rang .