کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 7 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "زیستگاه"، "پناهگاه"، "نادر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
mammal [اسم]
اجرا کردن

پستاندار

Ex: Whales , dolphins , and porpoises are all examples of marine mammals .

نهنگ‌ها، دلفین‌ها و گرازهای دریایی همگی نمونه‌هایی از پستانداران دریایی هستند.

trade [اسم]
اجرا کردن

تجارت

Ex: The fair provided a platform for artisans to showcase and engage in trade .

نمایشگاه یک پلتفرم برای صنعتگران فراهم کرد تا به نمایش بگذارند و در تجارت شرکت کنند.

carnivore [اسم]
اجرا کردن

گوشت‌خوار

Ex: Polar bears are apex carnivores of the Arctic , preying on seals .

خرس‌های قطبی گوشتخواران برتر قطب شمال هستند که از خوک‌های دریایی تغذیه می‌کنند.

tame [صفت]
اجرا کردن

(حیوان) اهلی

Ex: The lion was surprisingly tame after years in captivity .
to stalk [فعل]
اجرا کردن

در کمین بودن

Ex: The cheetah , known for its incredible speed , began to stalk a group of gazelles on the horizon .

یوزپلنگ، که به خاطر سرعت باورنکردنی‌اش شناخته می‌شود، شروع به تعقیب یک گروه از غزال‌ها در افق کرد.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

breed [اسم]
اجرا کردن

نژاد

Ex: The Arabian horse breed is known for its elegant appearance and endurance .

نژاد اسب عربی به دلیل ظاهر زیبا و استقامت آن شناخته شده است.

اجرا کردن

به خواب زمستانی رفتن

Ex: Dormice are known to hibernate in nests hidden away in tree hollows or underground tunnels .

مشهور است که موش‌های خواب‌آلود در لانه‌هایی که در سوراخ‌های درختان یا تونل‌های زیرزمینی پنهان شده‌اند زمستان‌خوابی می‌کنند.

sanctuary [اسم]
اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Volunteers help maintain trails and monitor wildlife activity within the sanctuary .

داوطلبان به حفظ مسیرها و نظارت بر فعالیت حیات وحش در پناهگاه کمک می‌کنند.

اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Scientists conduct research on biodiversity within the nature reserve .

دانشمندان تحقیقاتی در مورد تنوع زیستی در ذخیره‌گاه طبیعی انجام می‌دهند.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

reptile [اسم]
اجرا کردن

خزنده

Ex: The reptile crawled slowly across the sunlit rock , soaking up warmth .

خزنده به آرامی روی صخره آفتاب‌گیر خزید، گرما را جذب می‌کرد.

rare [صفت]
اجرا کردن

کمیاب

Ex: Seeing a shooting star is a rare occurrence that fills people with wonder and awe .

دیدن یک شهاب سنگ یک اتفاق نادر است که مردم را پر از شگفتی و ترس می‌کند.

exotic [صفت]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: She loves to collect exotic plants from tropical regions for her greenhouse .

او عاشق جمع‌آوری گیاهان غریب از مناطق گرمسیری برای گلخانه‌اش است.

cage [اسم]
اجرا کردن

قفس

Ex: The rescue center provided large cages for the injured birds to recover safely .

مرکز نجات قفس‌های بزرگی برای بهبودی ایمن پرندگان آسیب‌دیده فراهم کرد.

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

nest [اسم]
اجرا کردن

لانه (پرندگان)

Ex: Some birds reuse the same nest every year , adding new materials .

برخی پرندگان هر سال از همان لانه دوباره استفاده می‌کنند و مواد جدیدی اضافه می‌کنند.

permanent [صفت]
اجرا کردن

دائمی

Ex: The company offered her a permanent contract after seeing her excellent performance during the probation period .

شرکت پس از دیدن عملکرد عالی او در دوره آزمایشی، یک قرارداد دائمی به او پیشنهاد داد.

ghost town [اسم]
اجرا کردن

شهر متروکه

Ex: The economic collapse turned many small towns into ghost towns overnight .

فروپاشی اقتصادی بسیاری از شهرهای کوچک را یک شبه به شهرهای ارواح تبدیل کرد.

spectacular [صفت]
اجرا کردن

باشکوه

Ex: The sunset over the ocean was a spectacular sight .

غروب خورشید بر فراز اقیانوس منظره‌ای تماشایی بود.

landscape [اسم]
اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: Autumn colors transformed the countryside landscape .
active [صفت]
اجرا کردن

فعال (آتشفشان)

Ex: The island 's tourism industry is shaped by its location near several active volcanoes .

صنعت گردشگری جزیره با قرار گرفتن در نزدیکی چندین آتشفشان فعال شکل گرفته است.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

اجرا کردن

نامطبوع

Ex: The cold and inhospitable conditions of the Arctic made it a difficult place to live .

شرایط سرد و نامساعد قطب شمال آن را به مکانی دشوار برای زندگی تبدیل کرده بود.

state of the art [عبارت]
اجرا کردن

جدیدترین فناوری

Ex: Architects praised the building for its state of the art in design .
secondhand [صفت]
اجرا کردن

دست دوم

Ex:

آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم از یک حراج گاراژ مبله کردند.

available [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: The new product will soon be available in stores nationwide .

محصول جدید به زودی در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس خواهد بود.

handcrafted [صفت]
اجرا کردن

دست‌ساز

Ex: He gifted her a handcrafted leather wallet for her birthday .

او برای تولدش یک کیف پول چرمی دست ساز به او هدیه داد.

brand-new [صفت]
اجرا کردن

نوی نو

Ex: The couple moved into their brand-new house , filled with anticipation .

زوجین به خانه کاملاً جدید خود نقل مکان کردند، پر از انتظار.

wear and tear [عبارت]
اجرا کردن

فرسودگی

Ex: He was worried about the wear and tear on his shoes from all the walking .
on the market [عبارت]
اجرا کردن

در بازار

Ex: New smartphones will be on the market by next year .