کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 6 - واژگان
در اینجا کلمات از واحد 6 - واژگان در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "دست قدیمی"، "نجات چهره"، "به اوج رسیدن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to have a lot of work that needs to be dealt with

حسابی گرفتار بودن, سر کسی شلوغ بودن
او با دوقلوها حسابی گرفتار است.
(of a person) having extensive knowledge about or a lot of experience in a particular activity or job

کارکشته, باتجربه
شاید کمحرف باشد، اما در آشپزخانه کارکشته است.
to have a lot of things that need to be done

سر کسی حسابی شلوغ بودن, غرق کار بودن
بعد از حادثه، پرستارها سرشان حسابی شلوغ شد.
to experience success or good fortune, particularly after a period of facing challenges or setbacks

از پس مشکلات برآمدن, از بحران جان سالم به در بردن
هر اتفاقی هم بیفتد، او همیشه از پس مشکلات برمیآید.
to become very dangerous or problematic in a way that demands immediate action

به نقطه بحرانی رسیدن, به مرحله اقدام فوری رسیدن
وقتی اجارهها در یک سال دو برابر شد، بحران مسکن به نقطه بحرانی رسید.
to naturally excel at doing something

در کاری استعداد داشتن
to show concern about someone, often someone who is in trouble, and do one's best to help them

خیرِ کسی را خواستن, صلاحِ کسی را خواستن
ممکن است پدر و مادرت با تو موافق نباشند، اما صلاحِ تو را میخواهند.
used to express one's sadness or disappointment about something

دل کسی فرو ریختن, غمگین شدن
دل من فرو ریخت وقتی آسیب خودرویم را دیدم.
to accept and confront the punishment or consequence of one's wrongdoings or irresponsible actions

پای عواقب کار ایستادن, تاوان کار خود را دادن
قانون را زیر پا گذاشت و حالا باید تاوان کارش را بدهد.
to take action or make a statement in order to avoid embarrassment, humiliation, or loss of respect

حفظ آبرو کردن, آبروداری کردن
برای حفظ آبرو، قضیه را با خنده رد کرد.
![to [come] to a head to [come] to a head](/assets/img/no-pic-260w.png)