کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 8 - مرجع

در اینجا واژگان از واحد 8 - مرجع در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "ریشه"، "فرمول بندی"، "اکتشاف"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته
censorship [اسم]
اجرا کردن

سانسور اطلاعات

Ex: The military practiced censorship by blocking any sensitive information about troop movements from being published .

ارتش با مسدود کردن هرگونه اطلاعات حساس درباره حرکت نیروها از انتشار، سانسور را تمرین کرد.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

democracy [اسم]
اجرا کردن

دولت برخوردار از دموکراسی

Ex: A functioning democracy ensures that all voices are heard through representation .

یک دموکراسی کارآمد تضمین می‌کند که همه صداها از طریق نمایندگی شنیده شوند.

اجرا کردن

جهانی‌سازی

Ex: The rapid pace of technological globalization has transformed how we communicate and work .

سرعت سریع جهانی‌سازی تکنولوژیکی نحوه ارتباط و کار ما را متحول کرده است.

اجرا کردن

گرمایش جهانی

Ex: The effects of global warming are evident in changing weather patterns .

تاثیرات گرمایش جهانی در الگوهای آب و هوایی در حال تغییر آشکار است.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

اجرا کردن

سرقت هویت

Ex: The company offered free credit monitoring to customers affected by the identity theft breach .
exploration [اسم]
اجرا کردن

کاوش

Ex: The exploration of the ocean floor has uncovered many unknown species .

اکتشاف کف اقیانوس گونه‌های ناشناخته بسیاری را آشکار کرده است.

اجرا کردن

چندگانگی فرهنگی

Ex: Critics of multiculturalism argue that it can lead to social fragmentation or the erosion of national identity .

منتقدان چندفرهنگگرایی استدلال می‌کنند که این امر می‌تواند به تجزیه اجتماعی یا فرسایش هویت ملی منجر شود.

اجرا کردن

بیکاری

Ex: Despite his qualifications , he struggled with unemployment for over six months .
ozone layer [اسم]
اجرا کردن

لایه اوزون

Ex: The ozone layer protects life on Earth from harmful UV rays , which can cause skin cancer and other health problems .

لایه ازون زندگی روی زمین را از پرتوهای مضر فرابنفش محافظت می‌کند، که می‌تواند باعث سرطان پوست و سایر مشکلات سلامتی شود.

cloning [اسم]
اجرا کردن

تاگ‌سازی

Ex: The cloning of endangered species could help in conservation efforts .

شبیه‌سازی گونه‌های در معرض خطر می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

corporation [اسم]
اجرا کردن

شرکت‌سهامی

Ex: Shareholders met to discuss the future direction of the corporation .

سهامداران برای بحث در مورد جهت آینده شرکت گرد هم آمدند.

pollution [اسم]
اجرا کردن

آلودگی

Ex: Oil spills are a form of pollution that significantly damage marine ecosystems .

نشت نفت شکلی از آلودگی است که به طور قابل توجهی به اکوسیستم‌های دریایی آسیب می‌زند.

to overrate [فعل]
اجرا کردن

به چیزی بیش از حد بها دادن

Ex: Many tourists overrate popular attractions without considering hidden gems .

بیش از حد ارزیابی می‌کنند بسیاری از گردشگران جاذبه‌های محبوب را، بدون در نظر گرفتن گنجینه‌های پنهان.

اجرا کردن

دست کم گرفتن

Ex: He realized he had underrated the difficulty of the exam after struggling with the questions .

او متوجه شد که پس از دست و پنجه نرم کردن با سوالات، کم‌تخمینی از سختی امتحان زده است.

disastrous [صفت]
اجرا کردن

فاجعه بار

Ex: Ignoring climate change could have disastrous consequences for future generations .

نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی می‌تواند عواقب فاجعه‌آمیزی برای نسل‌های آینده داشته باشد.

deadly [صفت]
اجرا کردن

کشنده

Ex: The deadly combination of drugs proved fatal for the overdose victim .
benefit [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: He realized the benefit of his hard work when he was promoted .

او سود کار سخت خود را زمانی که ترفیع گرفت، فهمید.

اجرا کردن

ضروری

Ex: Oxygen is indispensable for human life .

اکسیژن برای زندگی انسان ضروری است.

invaluable [صفت]
اجرا کردن

ارزشمند

Ex: Her advice was invaluable in helping me make the right decision .

توصیه او در کمک به من برای گرفتن تصمیم درست بی‌قیمت بود.

to tear out [فعل]
اجرا کردن

کندن

Ex:

دانشجوی ناامید صفحه اشتباه را از دفترش پار کرد.

اجرا کردن

تماس بیدارباش

Ex: She was startled by the wake-up call but appreciated the prompt service .

او با تماس بیدارباش غافلگیر شد اما خدمات سریع را قدردانی کرد.

اجرا کردن

مهم‌ترین

Ex: Some believe that freedom of speech is the be-all and end-all of democracy .
اجرا کردن

بی‌وقفه

Ex: The team worked around the clock to complete the construction project ahead of schedule .

تیم بی‌وقفه کار کرد تا پروژه ساخت را زودتر از برنامه تکمیل کند.

to burn out [فعل]
اجرا کردن

(در اثر کار زیاد و غیره) از پا در آمدن

Ex:

پیشرفت سریع شغلی گاهی می‌تواند افراد را خسته کند اگر متعادل نباشد.

اجرا کردن

فرصت استثنایی

Ex: The scholarship provided a golden opportunity for her to study abroad .

بورسیه یک فرصت طلایی برای او فراهم کرد تا در خارج از کشور تحصیل کند.

itchy feet [اسم]
اجرا کردن

اشتیاق زیاد به سفر

Ex: She felt the pull of itchy feet and took a year off to travel and see the world .

او کشش پاهای خارش‌دار را احساس کرد و یک سال مرخصی گرفت تا سفر کند و دنیا را ببیند.

major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

اجرا کردن

فراگیر

Ex: The far-reaching benefits of education extend beyond individual success to societal progress .

مزایای دوربرد آموزش فراتر از موفقیت فردی به پیشرفت اجتماعی می‌رسد.

root [اسم]
اجرا کردن

منشأ

Ex: The therapist helped her uncover the root of her anxiety , which was tied to past experiences .

درمانگر به او کمک کرد تا ریشه اضطرابش را که به تجربیات گذشته مرتبط بود، کشف کند.

اجرا کردن

باعث چیزی شدن

Ex: Hard work and dedication brought about their success .

کار سخت و فداکاری موجب موفقیت آنها شد.

to [give] rise to [عبارت]
اجرا کردن

منجر شدن

Ex: Environmental changes can give rise to shifts in animal behavior and migration patterns .
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: Good communication can result in stronger relationships with others .

ارتباط خوب می‌تواند منجر به روابط قوی‌تر با دیگران شود.

اجرا کردن

نشات گرفتن

Ex:

کاهش فروش ناشی از افزایش رقابت در بازار است.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The company values teamwork , but it values individual initiative and creativity in particular .

شرکت کار تیمی را ارزشمند می‌داند، اما به ویژه ابتکار و خلاقیت فردی را ارزشمند می‌داند.

furthermore [قید]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: Ancient ruins hold historical significance ; furthermore , their preservation is crucial .

ویرانه‌های باستانی اهمیت تاریخی دارند؛ علاوه بر این، حفظ آنها حیاتی است.

اجرا کردن

با این وجود

Ex: The cost was prohibitive ; they bought it nevertheless .

هزینه سرسام‌آور بود؛ با این حال آن را خریدند.

in addition to [حرف اضافه]
اجرا کردن

علاوه بر این

Ex: In addition to his degree in engineering , he also has a diploma in music .

علاوه بر مدرک مهندسی، او یک دیپلم موسیقی نیز دارد.

اجرا کردن

از طرف دیگر

Ex:

او در ریاضیات درخشان است. از سوی دیگر، مهارت‌های نوشتاری او نیاز به بهبود دارد.

to imply [فعل]
اجرا کردن

به‌طور ضمنی دلالت کردن

Ex: The teacher 's tone of voice implied disappointment with the class 's performance .

لحن صدای معلم ناامیدی از عملکرد کلاس را اشاره می‌کرد.

اجرا کردن

برجسته کردن

Ex: The photographer used a spotlight to emphasize the model ’s silhouette in the dark setting .

عکاس از نورافکن برای تاکید بر سیلوئت مدل در محیط تاریک استفاده کرد.

to infer [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: The team inferred historical events from the artifacts discovered during the excavation .

تیم از اشیاء کشف شده در حین حفاری، رویدادهای تاریخی را استنباط کرد.

to stress [فعل]
اجرا کردن

تأکید کردن

Ex: In the safety briefing , the flight attendant stressed the importance of fastening seat belts during takeoff and landing .

در جلسه توجیهی ایمنی، مهماندار هواپیما بر اهمیت بستن کمربندهای ایمنی در هنگام برخاستن و فرود تاکید کرد.

to generate [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: The innovative research generated new insights into the treatment of cancer .

تحقیقات نوآورانه ایجاد دیدگاه‌های جدیدی در درمان سرطان کرد.

to assess [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The financial analyst is assessing the company 's financial statements to provide investment advice .

تحلیلگر مالی در حال ارزیابی صورت‌های مالی شرکت است تا مشاوره سرمایه‌گذاری ارائه دهد.

اجرا کردن

تهیه کردن

Ex: In the meeting , participants collaborated to formulate a strategy for project implementation .

در جلسه، شرکت‌کنندگان برای تدوین یک استراتژی برای اجرای پروژه همکاری کردند.

notably [قید]
اجرا کردن

به‌ویژه

Ex: The team 's performance was outstanding , notably in their flawless execution of the final play .

عملکرد تیم فوق‌العاده بود، به‌ویژه در اجرای بی‌عیب بازی نهایی.

to sum up [فعل]
اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The speaker took a moment to sum up the main points of the presentation .

گوینده لحظه‌ای وقت گرفت تا نکات اصلی ارائه را خلاصه کند.

اجرا کردن

به‌ترتیب زمان وقوع

Ex: The professor presented the material in the textbook in chronological order to help students understand the progression of events .

استاد مطالب کتاب درسی را به ترتیب تاریخی ارائه کرد تا به دانشجویان در درک پیشرفت وقایع کمک کند.

اجرا کردن

بر طبق حروف الفبا

Ex: She organized her bookshelf in alphabetical order by author .

او کتابخانه خود را به ترتیب الفبایی بر اساس نویسنده مرتب کرد.