کلمات انگلیسی برای "توصیف سینما و تئاتر"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف سینما و تئاتر مانند "uncut"، "X-rated" و "subtitled" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سینما و تئاتر
animated [صفت]
اجرا کردن

پویانمایی‌شده

Ex: She loves watching animated series for their colorful characters and stories.

او عاشق تماشای سریال‌های انیمیشنی برای شخصیت‌های رنگارنگ و داستان‌هایشان است.

subtitled [صفت]
اجرا کردن

زیرنویس‌دار

Ex: The documentary was subtitled in English for international viewers.

مستند برای بینندگان بین‌المللی به زبان انگلیسی زیرنویس شده بود.

unrated [صفت]
اجرا کردن

بدون رده‌بندی سنی

widescreen [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: They watched the concert on a massive widescreen television.

آن‌ها کنسرت را روی یک تلویزیون صفحه‌عریض عظیم تماشا کردند.

cinematic [صفت]
اجرا کردن

سینمایی

Ex: The cinematic storytelling of the music video transported viewers into a vivid world of imagination .

روایت سینمایی موزیک ویدیو بینندگان را به دنیای زنده‌ای از تخیل منتقل کرد.

ad lib [قید]
اجرا کردن

فی‌البداهه

Ex: The teacher answered the student's question ad lib, without referring to her notes.

معلم به سوال دانش آموز بدون آمادگی قبلی پاسخ داد، بدون مراجعه به یادداشت‌هایش.

backstage [قید]
اجرا کردن

پشت صحنه

Ex: I met the lead singer backstage after the concert.

من خواننده اصلی را پشت صحنه بعد از کنسرت ملاقات کردم.

downstage [قید]
اجرا کردن

به‌سمت قسمت جلویی صحنه نمایش

Ex: She stumbled downstage during the dramatic exit.

او در حین خروج دراماتیک به سمت جلوی صحنه زمین خورد.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex: The actor delivered a powerful dramatic performance.

بازیگر یک اجرای دراماتیک قدرتمند ارائه داد.

offstage [صفت]
اجرا کردن

پشت صحنه

Ex: The offstage crew worked silently to change the set between acts.

تیم پشت صحنه بی‌صدا کار می‌کرد تا دکور را بین پرده‌ها تغییر دهد.

on-stage [صفت]
اجرا کردن

روی صحنه تئاتر

Ex: Her on-stage presence captivated the entire audience .

حضور روی صحنه او تمام تماشاگران را مجذوب خود کرد.

R [صفت]
اجرا کردن

نیازمند نظارت والدین برای افراد زیر هفده سال (فیلم و...)

silent [صفت]
اجرا کردن

بی‌صدا (فیلم)

Ex: He enjoyed watching silent movies from the 1920s, appreciating the artistry without words.

او از تماشای فیلم‌های صامت دهه 1920 لذت می‌برد، هنر را بدون کلمات تحسین می‌کرد.

اجرا کردن

اهل تئاتر

Ex: His theatre-going routine included seeing a play every month.

روال تئاتر رفتن او شامل تماشای یک نمایش هر ماه بود.

theatrical [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex: The school hosts a theatrical performance every spring.

مدرسه هر بهار یک نمایش تئاتری برگزار می‌کند.

U [صفت]
اجرا کردن

دارای مخاطب عام

upstage [قید]
اجرا کردن

به‌سمت عقب صحنه تئاتر

Ex: During the dramatic reveal, the spotlight shifted upstage.

در طول افشای دراماتیک، نورافکن به سمت عقب صحنه تغییر مکان داد.

young adult [صفت]
اجرا کردن

جوانان (ژانر فیلم، کتاب و...)

اجرا کردن

پرستاره

Ex: It was a star-studded concert , with performances by some of the biggest names in music .

این یک کنسرت پرستاره بود، با اجراهایی از برخی از بزرگ‌ترین نام‌ها در موسیقی.

اجرا کردن

بلند (فیلم)

Ex: They expanded the short film into a feature-length production .

آنها فیلم کوتاه را به یک تولید فیلم بلند گسترش دادند.