سینما و تئاتر - توصیف سینما و تئاتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف سینما و تئاتر مانند "uncut"، "X-rated" و "subtitled" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سینما و تئاتر
animated [صفت]
اجرا کردن

پویانمایی‌شده

Ex:

او از ساخت ویدیوهای انیمیشنی برای کانال یوتیوب خود لذت می‌برد.

subtitled [صفت]
اجرا کردن

زیرنویس‌دار

Ex:

جشنواره چند فیلم کوتاه زیرنویس‌دار را نمایش داد.

unrated [صفت]
اجرا کردن

بدون رده‌بندی سنی

widescreen [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The presentation was displayed on a widescreen projector .

ارائه بر روی یک پروژکتور صفحه‌عریض نمایش داده شد.

cinematic [صفت]
اجرا کردن

سینمایی

Ex: The director 's visual style was heavily influenced by cinematic classics from the golden age of Hollywood .
ad lib [قید]
اجرا کردن

فی‌البداهه

Ex:

در طول ارائه، او به سوال غیرمنتظره بداهه پاسخ داد و دانش عمیق خود را در مورد موضوع نشان داد.

backstage [قید]
اجرا کردن

پشت صحنه

Ex: The crew moved props backstage between scenes .

تیم صحنه، وسایل صحنه را پشت صحنه بین صحنه‌ها جابه‌جا کرد.

downstage [قید]
اجرا کردن

به‌سمت قسمت جلویی صحنه نمایش

Ex:

او به جلوی صحنه آمد تا مستقیماً با تماشاگران صحبت کند.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex:

بازیگر یک اجرای دراماتیک قدرتمند ارائه داد.

offstage [صفت]
اجرا کردن

پشت صحنه

Ex:

تغییر لباس پشت صحنه بازیگر به سرعت توسط تیم لباس‌داری انجام شد.

on-stage [صفت]
اجرا کردن

روی صحنه تئاتر

Ex: They designed custom on-stage costumes for each lead character .

آن‌ها برای هر شخصیت اصلی لباس‌های روی صحنه سفارشی طراحی کردند.

R [صفت]
اجرا کردن

نیازمند نظارت والدین برای افراد زیر هفده سال (فیلم و...)

silent [صفت]
اجرا کردن

بی‌صدا (فیلم)

Ex: She introduced her students to a silent film , showing how emotions can be conveyed without speech .

او دانش‌آموزانش را با یک فیلم صامت آشنا کرد، نشان داد که چگونه احساسات بدون صحبت کردن می‌توانند منتقل شوند.

اجرا کردن

اهل تئاتر

Ex:

طرفداران تئاتر اغلب از معاشرت قبل و بعد از اجراها لذت می‌برند.

theatrical [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex: The festival included a series of theatrical events .
U [صفت]
اجرا کردن

دارای مخاطب عام

upstage [قید]
اجرا کردن

به‌سمت عقب صحنه تئاتر

Ex:

او به آرامی به سمت عقب صحنه خارج شد تا از جلب توجه جلوگیری کند.

young adult [صفت]
اجرا کردن

جوانان (ژانر فیلم، کتاب و...)

اجرا کردن

پرستاره

Ex: The movie features a star-studded cast , including several award-winning actors .

فیلم دارای بازیگران ستاره‌دار است، از جمله چندین بازیگر برنده جایزه.

اجرا کردن

بلند (فیلم)

Ex: A feature-length animation requires years of work .

یک انیمیشن بلند به سال‌ها کار نیاز دارد.