کلمات انگلیسی برای "موجودات افسانه‌ای"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به موجودات افسانه‌ای مانند "یتی"، "اژدها" و "شیمرا" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
angel [اسم]
اجرا کردن

فرشته

Ex: Children dressed as angels for the Christmas play .

کودکان برای نمایش کریسمس به شکل فرشته‌ها لباس پوشیده بودند.

chimera [اسم]
اجرا کردن

کیمرا (اسطوره یونان باستان)

demon [اسم]
اجرا کردن

اهریمن

Ex: In the movie , the hero had to confront a powerful demon to save the village .

در فیلم، قهرمان مجبور شد با یک دیو قدرتمند روبرو شود تا روستا را نجات دهد.

dragon [اسم]
اجرا کردن

اژدها

Ex: They read a book about a dragon that could breathe fire and fly .

آنها کتابی درباره یک اژدها خواندند که می‌توانست آتش بدمد و پرواز کند.

dwarf [اسم]
اجرا کردن

کوتوله

Ex: The garden gnome is a modern representation of a dwarf , often used as a decorative element in gardens .

گنوم باغی یک نمایش مدرن از یک کوتوله است که اغلب به عنوان یک عنصر تزئینی در باغ‌ها استفاده می‌شود.

elf [اسم]
اجرا کردن

جن

Ex:

داستان پری شامل یک الف خوش قلب بود که به قهرمان در سفرش کمک کرد.

fairy [اسم]
اجرا کردن

پری

Ex: According to legend , fairies can make themselves invisible to humans .

بر اساس افسانه، پری‌ها می‌توانند خود را برای انسان‌ها نامرئی کنند.

faun [اسم]
اجرا کردن

فان (اسطوره رومی)

Ex: In Greek mythology , fauns were often associated with the god Pan and were believed to be guardians of the wild and natural landscapes .

در اساطیر یونان، فون‌ها اغلب با خدای پان مرتبط بودند و اعتقاد بر این بود که محافظان مناظر وحشی و طبیعی هستند.

Fury [اسم]
اجرا کردن

الهه انتقام

genie [اسم]
اجرا کردن

غول (چراغ جادو)

Ex: She jokingly said she wished she had a genie to grant her wishes when faced with a difficult decision .

او شوخی گفت که آرزو می‌کرد یک جن داشته باشد تا آرزوهایش را برآورده کند وقتی با تصمیم دشواری روبرو می‌شود.

ghoul [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: The ghoul 's eerie laughter echoed through the abandoned mansion , sending shivers down their spines .

خنده‌ی ترسناک غول در عمارت متروکه طنین انداز شد و لرزه بر اندامشان انداخت.

giant [اسم]
اجرا کردن

غول

Ex: Legends told of a giant who guarded the hidden treasure deep in the mountains .

افسانه‌ها از یک غول می‌گفتند که گنج پنهان در اعماق کوه‌ها را محافظت می‌کرد.

goblin [اسم]
اجرا کردن

گابلین

Ex: Goblins were known for causing mischief in old stories .

گوبلین‌ها به خاطر ایجاد شیطنت در داستان‌های قدیمی شناخته می‌شدند.

lamia [اسم]
اجرا کردن

لامیا (افسانه)

Leviathan [اسم]
اجرا کردن

لویاتان

Ex:

برخی فکر می‌کنند که لویاتان نماینده هیولاهای واقعی بود که تصور می‌شد در اقیانوس‌های باستانی سکونت دارند.

mermaid [اسم]
اجرا کردن

پری‌دریایی

Ex: In the story , the mermaid saved the sailor from a storm and guided him safely back to shore .

در داستان، پری دریایی ملوان را از طوفان نجات داد و او را به سلامت به ساحل بازگرداند.

monster [اسم]
اجرا کردن

هیولا

Ex: The ancient legend spoke of a sea monster that terrorized sailors in the deep waters .

افسانه باستانی از یک هیولا دریایی صحبت می‌کرد که ملوانان را در آب‌های عمیق وحشت‌زده می‌کرد.

nymph [اسم]
اجرا کردن

نیمف

Ex: The nymph danced gracefully by the water 's edge .

حوری با ظرافت در کنار آب رقصید.

ogre [اسم]
اجرا کردن

دیو

Ex: The fantasy novel featured an ogre as the main antagonist , threatening the village with its dreadful presence .

رمان فانتزی یک غول را به عنوان آنتاگونیست اصلی نشان می‌داد که با حضور وحشتناکش روستا را تهدید می‌کرد.

oni [اسم]
اجرا کردن

اونی (فولکلور ژاپنی)

orc [اسم]
اجرا کردن

اورک (موجود تخیلی)

phoenix [اسم]
اجرا کردن

ققنوس

Ex: In some cultures , the phoenix is believed to bring good fortune and renewal .

در برخی فرهنگ‌ها، ققنوس به عنوان نماد خوش‌بختی و تجدید حیات شناخته می‌شود.

roc [اسم]
اجرا کردن

رخ (افسانه)

satyr [اسم]
اجرا کردن

ساتیر (اسطوره یونان باستان)

Ex: A satyr was often seen in the company of Dionysus , the god of wine and festivity .

یک ساتیر اغلب در همراهی دیونیسوس، خدای شراب و شادی دیده می‌شد.

siren [اسم]
اجرا کردن

سیرن

Ex: The ancient legends spoke of sirens whose beautiful voices could enchant anyone who heard them .

افسانه‌های باستانی از پری‌های دریایی سخن می‌گفتند که صدای زیبایشان می‌توانست هر کسی را که آنها را می‌شنید مسحور کند.

spirit [اسم]
اجرا کردن

روح

Ex:

او حضور یک روح را در جنگل احساس کرد.

troll [اسم]
اجرا کردن

ترول (موجود افسانه‌ای)

Ex: He encountered a troll in the dark forest during his adventure .

او در طول ماجراجویی‌اش در جنگل تاریک با یک غول روبرو شد.

unicorn [اسم]
اجرا کردن

اسب تک‌شاخ

Ex: The tapestry on the wall depicted a majestic unicorn galloping through a field of wildflowers .

تاپستری روی دیوار یک تکشاخ باشکوه را نشان می‌داد که در میان مزرعه‌ای از گل‌های وحشی می‌تاخت.