ادبیات - توزیع کتاب

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توزیع کتاب مانند "آرشیو"، "کمیسیون" و "رویداد راه‌اندازی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
ASIN [اسم]
اجرا کردن

شماره شناسایی استاندارد آمازون

UPC [اسم]
اجرا کردن

کد جهانی محصول

BISAC [اسم]
اجرا کردن

استانداردهای صنعت نشر

archive [اسم]
اجرا کردن

بایگانی

Ex: The city 's archive is housed in a historic building downtown , open to the public for research .

آرشیو شهر در یک ساختمان تاریخی در مرکز شهر قرار دارد که برای تحقیق در دسترس عموم است.

bookstore [اسم]
اجرا کردن

کتاب‌فروشی

Ex: Nestled among the cafes and boutiques , the bookstore beckons with its cozy atmosphere and shelves stocked with literature for all tastes , complemented by a curated selection of stationery essentials .

در میان کافه‌ها و بوتیک‌ها، کتابفروشی با فضای دنج و قفسه‌های پر از ادبیات برای تمام سلیقه‌ها، همراه با انتخاب مناسبی از ملزومات نوشت‌افزار، به استقبال می‌آید.

co-edition [اسم]
اجرا کردن

همکاری چند انتشارات با هم برای چاپ کتاب

IFLA [اسم]
اجرا کردن

فدراسیون بین‌المللی انجمن‌ها و مؤسسات کتابداری

film rights [اسم]
اجرا کردن

حق مالکیت تبدیل کتاب به آثار سینمایی

publicity [اسم]
اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The politician ’s campaign team worked hard to ensure their candidate got enough publicity in the run-up to the election .

تیم کمپین سیاستمدار سخت کار کرد تا اطمینان حاصل کند که نامزدشان در آستانه انتخابات به اندازه کافی تبلیغات دریافت می‌کند.

return [اسم]
اجرا کردن

کتاب برگشت‌خورده

royalty [اسم]
اجرا کردن

حق تالیف

Ex: Artists often receive royalties when their artwork is reproduced or licensed for use in various products , such as posters , merchandise , or advertisements .

هنرمندان اغلب حق امتیاز دریافت می‌کنند وقتی آثارشان برای استفاده در محصولات مختلف مانند پوسترها، کالاها یا تبلیغات تکثیر یا مجوز داده می‌شود.

shelf space [اسم]
اجرا کردن

فضای اختصاصی قفسه (فروش، کتابخانه)

bestseller [اسم]
اجرا کردن

پرفروش‌ترین محصول

Ex: The self-help book was a bestseller , with millions of copies sold worldwide .
library [اسم]
اجرا کردن

کتابخانه

Ex: I returned the books I borrowed to the library yesterday .

دیروز کتاب‌هایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.