ادبیات - ژانرهای شعر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ژانرهای شعر مانند "سوننت"، "بالاد" و "قصیده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
ballad [اسم]
اجرا کردن

تصنیف

Ex: Ballads often include elements of folklore and mythology , capturing the imagination of listeners .

بالادها اغلب شامل عناصر فولکلور و اساطیر می‌شوند، که تخیل شنوندگان را به خود جلب می‌کنند.

didactic [صفت]
اجرا کردن

آموزشی

Ex: The didactic nature of the workshop helped participants gain a deeper understanding of the topic .

طبیعت آموزنده کارگاه به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا درک عمیق‌تری از موضوع پیدا کنند.

dirge [اسم]
اجرا کردن

نوحه

Ex: The choir sang a solemn dirge as the procession entered the chapel .

گروه کر یک مرثیه جدی خواند در حالی که دسته وارد کلیسا شد.

eclogue [اسم]
اجرا کردن

شعر کوتاه شبانی

Ex: Through the eclogue , the poet explored themes of nature , love , and the passage of time , evoking a sense of nostalgia for a simpler way of life .

از طریق اکلوگ، شاعر موضوعات طبیعت، عشق و گذر زمان را کاوش کرد، حس نوستالژی برای یک شیوه زندگی ساده‌تر را برانگیخت.

elegy [اسم]
اجرا کردن

مرثیه

Ex: The elegy 's somber tone and lyrical beauty resonated deeply with listeners , offering solace in the face of sorrow .

تن غمگین و زیبایی غنایی مرثیه به عمق در شنوندگان طنین انداخت، تسلیتی در برابر اندوه ارائه داد.

epic [اسم]
اجرا کردن

شعر حماسی

Ex: Beowulf is a classic epic that tells the story of its titular hero 's battles .

بیوولف یک حماسه کلاسیک است که داستان نبردهای قهرمان هم‌نام خود را روایت می‌کند.

epigram [اسم]
اجرا کردن

هجویه (نوعی شعر)

Ex: Mark Twain was known for his sharp epigrams , often poking fun at human nature .

مارک توین به خاطر طنزهای تیز و کنایه‌آمیزش که اغلب به طبیعت انسان می‌خندید، معروف بود.

gnomic [صفت]
اجرا کردن

ضرب‌المثلی و قصاری

hymn [اسم]
اجرا کردن

سرود روحانی

Ex: The pastor selected a hymn that matched the theme of the sermon .

کشیش یک سرود مذهبی را انتخاب کرد که با موضوع موعظه مطابقت داشت.

lament [اسم]
اجرا کردن

ملودی غم‌انگیز

Ex: The choir performed a lament that brought tears to many eyes in the audience .

کر یک مرثیه اجرا کرد که اشک بسیاری از چشم‌های حاضرین را جاری ساخت.

limerick [اسم]
اجرا کردن

شعر پنج‌سطری فکاهی

Ex: Her limerick about a cat and a hat won first place in the competition .

لیمریک او درباره یک گربه و یک کلاه مقام اول مسابقه را کسب کرد.

ode [اسم]
اجرا کردن

قصیده غنایی

Ex: The ancient Greeks often composed odes to their gods and heroes .

یونانیان باستان اغلب برای خدایان و قهرمانان خود قصیده می‌سرودند.

panegyric [اسم]
اجرا کردن

مدیحه

Ex: At the upcoming event , they will present a panegyric to commemorate the artist ’s extraordinary contributions to the field .

در رویداد آینده، آنها یک ستایشنامه ارائه خواهند داد تا از کمک‌های فوق‌العاده هنرمند در این زمینه تجلیل کنند.

slam [اسم]
اجرا کردن

مسابقه مشاعره

Ex: He won first place at the university slam .
haiku [اسم]
اجرا کردن

هایکو

Ex: The poetry club held a competition for the best haiku .

باشگاه شعر یک مسابقه برای بهترین هایکو برگزار کرد.

sonnet [اسم]
اجرا کردن

قطعه شعر 14 سطری

Ex: His original sonnet explored themes of love and nature in elegant verse .

سونات اصلی او مضامین عشق و طبیعت را در اشعار زیبا کاوش کرد.