کلمات انگلیسی برای "شخصیت پردازی"
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف شخصیت مانند "آرکیتایپ"، "شخصیت اصلی" و "علاقه عاشقانه" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
لحن نوشتار
یک دفتر خاطرات میتواند صدای اصیل یک شخصیت را ثبت کند.
ضدقهرمان
علیرغم اینکه آنتاگونیست بود، شخصیت دارای ویژگیهای نجاتبخشی بود که به تصویرش عمق و پیچیدگی میافزود.
پیشداستان
بازیگر به عمق پیشزمینه شخصیت خود فرو رفت تا احساسات پیچیده او را بهتر روی صفحه نمایش دهد.
شخصیتپردازی
در آخرین رمان خود، نویسنده از شخصیتپردازی چندبعدی استفاده کرد و شخصیتهای پیچیدهای با خواستهها و باورهای متضاد را به تصویر کشید.
قهرمان مرد
قهرمان در صحنه پایانی روز را نجات میدهد.
راوی
راوی فیلم یک پیشزمینه دقیق برای تنظیم صحنه ارائه داد.
قهرمان داستان
همانطور که داستان پیش میرود، شخصیت اصلی یک سفر دگرگونکننده را تجربه میکند، از یک قهرمان بیمیل به نمادی از امید و تابآوری تبدیل میشود.
ضدقهرمان
یک شرور خوب داستان را جذابتر میکند.
شخصیت
جوکر یک شخصیت شرور در کمیکها و فیلمهای بتمن است.
توصیف (روایت)
فصل اول رمان یک توضیح ضروری ارائه داد، که شخصیتهای اصلی و پیشینهشان را معرفی میکرد.
افت
سقوط ورزشکار به طور گسترده منتشر شد.
کشف (روایت)
ارائه او شامل یک افشاگری شگفتانگیز درباره سود شرکت بود.
گرهگشایی
داستان از یک آرامش کوتاه برای کاهش تنش قبل از پیچ بعدی داستان استفاده کرد.
شخصیت متضاد
منطق آرام آنتاگونیست به عنوان تضاد برای شور قهرمان عمل میکند.
زاویه دید سوم شخص
استفاده از روایت سوم شخص احساسی از جدایی ایجاد کرد، به خوانندگان اجازه داد تا شخصیتها و رویدادها را به شیوهای عینیتر تحلیل کنند.
شریک عشقی شخصیت اصلی (در فیلم و غیره)
کارگردان یک بازیگر مشهور را به عنوان معشوقه شخصیت اصلی انتخاب کرد.
محرم اسرار
یک درمانگر خوب اغلب به عنوان یک محرم اسرار موقت عمل میکند.
قهرمان زن
قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.