ادبیات - ژانرهای غیرداستانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ژانرهای غیرداستانی مانند "مانیفست"، "مقاله تحلیلی" و "خاطرات" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
اجرا کردن

دانش‌نامه

Ex: For her school project , she consulted several volumes of the encyclopedia to gather relevant information .

برای پروژه مدرسه‌اش، او چندین جلد از دایرةالمعارف را برای جمع‌آوری اطلاعات مرتبط مشورت کرد.

chronicle [اسم]
اجرا کردن

سرگذشت‌نامه

Ex: The chronicle covered the major battles of the Civil War in sequence .

تاریخچه نبردهای اصلی جنگ داخلی را به ترتیب پوشش داد.

dictionary [اسم]
اجرا کردن

واژه‌نامه

Ex: The online dictionary provides pronunciation guides for difficult words .

فرهنگ لغت آنلاین راهنمای تلفظ برای کلمات دشوار ارائه می‌دهد.

thesaurus [اسم]
اجرا کردن

اصطلاح‌نامه

Ex: The teacher encouraged students to use a thesaurus to avoid repeating the same words .

معلم دانش‌آموزان را تشویق کرد تا از واژه‌نامه برای جلوگیری از تکرار همان کلمات استفاده کنند.

yearbook [اسم]
اجرا کردن

سالنامه

Ex: The local photography club publishes a yearbook showcasing members ' best photos , group outings , and photography tips from the past year .

باشگاه عکاسی محلی یک سالنامه منتشر می‌کند که بهترین عکس‌های اعضا، گردش‌های گروهی و نکات عکاسی سال گذشته را به نمایش می‌گذارد.

quotation [اسم]
اجرا کردن

مظنه

Ex: The plumber gave a free quotation for fixing the leaky faucet in the kitchen .

لوله‌کش یک برآورد هزینه رایگان برای تعمیر شیر آب چکه‌کن در آشپزخانه ارائه داد.

اجرا کردن

خودزندگی‌نامه

Ex: Many celebrities publish an autobiography to give fans insight into their private lives .

بسیاری از افراد مشهور یک زندگینامه خودنوشت منتشر می‌کنند تا به طرفدارانشان بینشی از زندگی خصوصی خود بدهند.

biography [اسم]
اجرا کردن

زندگی‌نامه

Ex: He spent years researching to write an accurate biography of the historical figure .

او سال‌ها تحقیق کرد تا یک زندگینامه دقیق از شخصیت تاریخی بنویسد.

confession [اسم]
اجرا کردن

اعتراف‌نامه

Ex: I owe you a confession I accidentally broke your vase .
diary [اسم]
اجرا کردن

دفتر خاطرات

Ex: The diary contained heartfelt entries about her dreams , fears , and aspirations for the future .

دفتر خاطرات شامل ورودی‌های صمیمی درباره رویاها، ترس‌ها و آرزوهایش برای آینده بود.

log [اسم]
اجرا کردن

سفرنامه

Ex: The captain wrote daily entries in the ship 's log .
epistle [اسم]
اجرا کردن

رساله (انجیل)

Ex: The epistle to the Ephesians emphasizes unity in the body of Christ .

نامه به افسسیان بر وحدت در بدن مسیح تأکید می‌کند.

letter [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: I received a letter from my friend who lives abroad .

من یک نامه از دوستم که در خارج زندگی می‌کند دریافت کردم.

epitaph [اسم]
اجرا کردن

گورنوشته

Ex: Generations later , visitors could still make out parts of the worn epitaph carved into the aging marble .

نسل‌ها بعد، بازدیدکنندگان هنوز می‌توانستند بخش‌هایی از کتیبه فرسوده حکاکی شده بر مرمر پیر را تشخیص دهند.

book review [اسم]
اجرا کردن

نقد و بررسی کتاب

Ex: His book review criticized the weak character development but praised the plot twists .

نقد کتاب توسعه ضعیف شخصیت‌ها را مورد انتقاد قرار داد اما پیچ‌و‌خم‌های طرح داستان را ستود.

review [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: I read a glowing review of the new movie in the newspaper .

من یک نقد درخشان از فیلم جدید را در روزنامه خواندم.

polemic [اسم]
اجرا کردن

مجادله

Ex: The book is a polemic against cultural relativism .

کتاب یک جدل علیه نسبی‌گرایی فرهنگی است.

essay [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: I need to finish my essay by tomorrow morning .

من باید مقاله خود را تا فردا صبح تمام کنم.

monograph [اسم]
اجرا کردن

تک‌نگاشت

Ex: The scholar spent years researching and writing her monograph on medieval literature , delving into previously unexplored aspects of the subject .

محقق سال‌ها صرف تحقیق و نوشتن تک‌نوشته خود درباره ادبیات قرون وسطی کرد، و به جنبه‌های پیش‌تر ناکاویده موضوع پرداخت.

treaty [اسم]
اجرا کردن

معاهده

Ex: The nuclear disarmament treaty required both sides to reduce their arsenals of nuclear weapons .

معاهده خلع سلاح هسته‌ای مستلزم کاهش زرادخانه‌های تسلیحات هسته‌ای توسط هر دو طرف بود.

editorial [اسم]
اجرا کردن

سرمقاله

Ex:

بخش سرمقاله روزنامه اغلب نویسندگان مهمان را به نمایش می‌گذارد.

manifesto [اسم]
اجرا کردن

بیانیه

Ex: During the campaign , the candidate 's manifesto was widely discussed in the media .

در طول کمپین، مانیفست نامزد به طور گسترده در رسانه‌ها مورد بحث قرار گرفت.

اجرا کردن

اطلاعیه

Ex: He gave a brief announcement before the meeting started .

او قبل از شروع جلسه یک اعلامیه کوتاه داد.

textbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب درسی

Ex: He used his textbook to prepare for the upcoming exams .

او از کتاب درسی خود برای آماده شدن برای امتحانات آینده استفاده کرد.

recipe [اسم]
اجرا کردن

دستور پخت

Ex: The cookbook contains recipes from various cuisines , providing a diverse range of dishes to try .

کتاب آشپزی شامل دستور العمل‌های مختلف از آشپزی‌های گوناگون است، که طیف متنوعی از غذاها برای امتحان کردن ارائه می‌دهد.

cookbook [اسم]
اجرا کردن

کتاب آشپزی

Ex: The celebrity chef released a new cookbook featuring his signature dishes and cooking techniques .

سرآشپز مشهور یک کتاب آشپزی جدید منتشر کرد که شامل غذاهای امضا و تکنیک‌های آشپزی او است.

اجرا کردن

کتاب خودیاری

Ex: He ’s been reading a self-help book about managing stress at work .

او در حال خواندن یک کتاب خودیاری درباره مدیریت استرس در محل کار است.

saying [اسم]
اجرا کردن

پند

Ex: Her grandmother often repeated the saying , " A stitch in time saves nine . "

مادربزرگش اغلب ضرب‌المثل را تکرار می‌کرد: « یک بخیه به موقع، نه بخیه را نجات می‌دهد. »

journal [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: The business journal reported on the recent changes in market trends .

مجله تجاری در مورد تغییرات اخیر در روندهای بازار گزارش داد.

miscellany [اسم]
اجرا کردن

گلچین ادبی

Ex: He edited a miscellany featuring essays by emerging writers .

او یک مجموعه را ویرایش کرد که شامل مقاله‌های نویسندگان نوظهور است.

statute [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: A recent statute mandates stricter environmental regulations for industrial facilities .

یک قانون اخیراً مقررات محیط زیستی سخت‌تری را برای تأسیسات صنعتی الزامی کرده است.

اجرا کردن

رمان تربیتی

Ex: Many bildungsroman stories feature themes of identity , independence , and the search for meaning in a complex world .

بسیاری از داستان‌های Bildungsroman شامل مضامینی از هویت، استقلال و جستجوی معنا در جهانی پیچیده می‌شوند.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (نوشته‌شده)

Ex: The commentary on the political speech highlighted its contradictions .

نقد سخنرانی سیاسی، تناقضات آن را برجسته کرد.

covenant [اسم]
اجرا کردن

عهدنامه

Ex: The church established a covenant to support its community outreach programs .

کلیسا یک پیمان برای حمایت از برنامه‌های گسترش جامعه خود برقرار کرد.

critique [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: The architect welcomed constructive critique from peers on the design proposal , aiming to refine the building 's functionality .

معمار از نقد سازنده همکاران در مورد پیشنهاد طراحی استقبال کرد، با هدف بهبود عملکرد ساختمان.