ادبیات - تولید کتاب

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مرتبط با تولید کتاب مانند "رمان نویس"، "ویراستار" و "روابط عمومی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: During the book signing event , fans eagerly lined up to meet their favorite author and get their copies autographed .

در طول مراسم امضای کتاب، طرفداران با اشتیاق در صف ایستادند تا با نویسنده مورد علاقه خود ملاقات کنند و نسخه‌های خود را امضا شده دریافت کنند.

novelist [اسم]
اجرا کردن

رمان‌نویس

Ex: The award-winning novelist was invited to speak at the literary festival about the importance of storytelling .

رمان‌نویس برنده جایزه برای صحبت در مورد اهمیت داستان‌سرایی در جشنواره ادبی دعوت شد.

ghostwriter [اسم]
اجرا کردن

سایه‌‌نویس

Ex: Many bestselling books are the work of a talented ghostwriter behind the scenes .

بسیاری از کتاب‌های پرفروش کار یک نویسنده شبح بااستعداد در پشت صحنه هستند.

اجرا کردن

مهندس صدا

Ex: Every studio needs an experienced audio engineer for high-quality production .

هر استودیویی به یک مهندس صدا با تجربه برای تولید با کیفیت بالا نیاز دارد.

poet [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The poet 's verses are often set to music , creating beautiful songs .

اشعار شاعر اغلب به موسیقی تبدیل می‌شوند و آهنگ‌های زیبایی خلق می‌کنند.

printer [اسم]
اجرا کردن

کارگر چاپ و صحافی

publisher [اسم]
اجرا کردن

ناشر

Ex: After months of editing , her manuscript was finally accepted by a major publisher .

پس از ماه‌ها ویرایش، دستنوشته‌اش سرانجام توسط یک ناشر بزرگ پذیرفته شد.

translator [اسم]
اجرا کردن

مترجم

Ex: The company hired a professional translator to localize their website for international markets .

شرکت یک مترجم حرفه‌ای استخدام کرد تا وبسایت خود را برای بازارهای بین‌المللی بومی‌سازی کند.

writer [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: The writer shared her writing process during the lecture .

نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

distributor [اسم]
اجرا کردن

توزیع‌کننده

Ex: A book distributor handles nationwide deliveries .

یک توزیع‌کننده کتاب تحویل‌های سراسری را مدیریت می‌کند.

bard [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The ancient bard traveled from village to village , sharing stories of myths and legends .

بارد باستانی از روستایی به روستای دیگر سفر می‌کرد و داستان‌های اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به اشتراک می‌گذاشت.

co-author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده مشترک

Ex: The textbook was written by three co-authors .
essayist [اسم]
اجرا کردن

مقاله‌نویس

Ex: He gained recognition as an essayist before publishing novels .

او به عنوان یک مقاله‌نویس قبل از انتشار رمان‌ها شناخته شد.

hack [اسم]
اجرا کردن

نویسنده یا خبرنگار سطح پایین

Ex: The novel was the work of a hack with little style .
historian [اسم]
اجرا کردن

مورخ

Ex: As a historian , she specialized in medieval European history .

تاریخ‌دان، او در تاریخ اروپای قرون وسطی تخصص داشت.

اجرا کردن

فرهنگ‌‌نگار

Ex: The dictionary published by the esteemed lexicographer was praised for its thoroughness and attention to detail .

فرهنگ لغت منتشر شده توسط واژه‌نگار برجسته به دلیل جامعیت و توجه به جزئیات مورد تحسین قرار گرفت.

literati [اسم]
اجرا کردن

ادبا

Ex: The café was a popular meeting place for the city 's literati .
اجرا کردن

ادیب

Ex: The literary magazine featured an interview with a prominent man of letters .

مجله ادبی مصاحبه‌ای با یک ادیب برجسته منتشر کرد.

pamphleteer [اسم]
اجرا کردن

جزوه‌نویس

Ex: The government sought to suppress dissent by censoring pamphleteers who criticized official policies and institutions .

دولت با سانسور نشریه‌نویسان که سیاست‌ها و نهادهای رسمی را مورد انتقاد قرار می‌دادند، به دنبال سرکوب مخالفت بود.

pen name [اسم]
اجرا کردن

نام مستعار (برای نویسنده)

Ex: The famous poet used a pen name to avoid recognition .

شاعر معروف از نام مستعار استفاده کرد تا از شناسایی شدن جلوگیری کند.

satirist [اسم]
اجرا کردن

طنزنویس

Ex: His role as a satirist allows him to address serious issues through humor .

نقش او به عنوان یک هجوگو به او اجازه می‌دهد تا مسائل جدی را از طریق طنز مطرح کند.