ادبیات - کتاب خوانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به خواندن کتاب مانند "شاعرانه"، "صفحه گردان" و "کتاب دوست" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ادبیات
bound [صفت]
اجرا کردن

(often used of books) secured with a cover or binding

Ex:
uncut [صفت]
اجرا کردن

صفحه‌بری نشده

page-turner [اسم]
اجرا کردن

کتاب جذاب و هیجان‌انگیز

Ex: This historical fiction novel is a true page-turner , full of suspense .

این رمان تاریخی واقعاً یک صفحه‌گردان است، پر از تعلیق.

poetic [صفت]
اجرا کردن

شاعرانه

Ex: The poetic language of the novel painted vivid images in the reader 's mind , evoking a sense of wonder and nostalgia .
literary [صفت]
اجرا کردن

ادبی (زبان یا سبک نوشتار)

original [صفت]
اجرا کردن

کاملاًجدید

Ex: The filmmaker 's original screenplay was nominated for several awards .

فیلمنامه اصلی فیلمساز برای چندین جایزه نامزد شد.

اجرا کردن

با قلم خوب

Ex: The article was well-written , providing both detailed information and engaging storytelling .

مقاله خوب نوشته شده بود، هم اطلاعات دقیق و هم داستان‌سرایی جذاب ارائه می‌کرد.

suspenseful [صفت]
اجرا کردن

مهیج

Ex: The suspenseful movie kept the audience on the edge of their seats until the very end .

فیلم مهیج تماشاگران را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

bibliophile [اسم]
اجرا کردن

دوستدار کتاب

Ex: As a lifelong bibliophile , she spent weekends browsing antique bookshops .
bookworm [اسم]
اجرا کردن

فرد بسیار کتاب‌خوان

Ex: The bookworm stayed up all night finishing her favorite series .

کرم کتاب تمام شب را بیدار ماند تا سریال مورد علاقه‌اش را تمام کند.

bookish [صفت]
اجرا کردن

اهل مطالعه

Ex:

علیرغم ظاهر کتابی او، روحیه‌ای به طرز شگفت‌آوری ماجراجویانه داشت.

bookshelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه کتاب

Ex: They installed floating bookshelves in the children 's room to encourage reading .

آنها قفسه‌های کتاب شناور را در اتاق کودکان نصب کردند تا خواندن را تشویق کنند.