هنرها و صنایع دستی - مفاهیم عکاسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مفاهیم عکاسی مانند "اکسپوژر"، "رفلکتور" و "سنجش حساسیت" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
lighting [اسم]
اجرا کردن

نورپردازی

Ex: The film ’s unique lighting added depth to the storytelling .

نورپردازی منحصر به فرد فیلم به عمق داستان افزود.

reflector [اسم]
اجرا کردن

بازتابگر

Ex: They placed a reflector at the entrance of the driveway to warn drivers .

آن‌ها یک رفلکتور در ورودی راه‌رو قرار دادند تا رانندگان را هشدار دهند.

snoot [اسم]
اجرا کردن

اسنوت (نورپردازی)

softbox [اسم]
اجرا کردن

سافت‌باکس (نورپردازی)

headroom [اسم]
اجرا کردن

میزان فضای بالای سر سوژه (عکاسی)

perspective [اسم]
اجرا کردن

ژرفانمایی (هنر)

Ex: Renaissance artists mastered perspective to bring their scenes to life .

هنرمندان رنسانس بر پرسپکتیو تسلط یافتند تا صحنه‌های خود را زنده کنند.

density [اسم]
اجرا کردن

تراکم نور

Ex: She measured the density of the filter before the shoot .
contrast [اسم]
اجرا کردن

کنتراست

Ex: The artist utilized contrast to draw attention to the focal point of the composition .

هنرمند از کنتراست برای جلب توجه به نقطه کانونی ترکیب استفاده کرد.

exposure [اسم]
اجرا کردن

نوردهی

Ex: The camera 's exposure setting controls brightness .

تنظیم اِکسپوژر دوربین روشنایی را کنترل می‌کند.

aperture [اسم]
اجرا کردن

اَپِرچِر (نورشناسی)

Ex: At dusk , he opened the aperture fully to let in every last photon .

در گرگ و میش، او دیافراگم را کاملاً باز کرد تا هر فوتون آخر را وارد کند.

autofocus [اسم]
اجرا کردن

فوکوس خودکار (عکاسی)

Ex: Modern smartphones often come equipped with advanced autofocus capabilities to enhance photo quality .

گوشی‌های هوشمند مدرن اغلب مجهز به قابلیت‌های پیشرفته فوکوس خودکار برای بهبود کیفیت عکس هستند.

vignetting [اسم]
اجرا کردن

کاهش روشنایی (تیره کردن)

PNG [اسم]
اجرا کردن

گرافیک قابل حمل در شبکه‌ها

BMP [اسم]
اجرا کردن

بی‌ام‌پی