هنرها و صنایع دستی - اسامی مرتبط با هنر

در اینجا برخی از اسم‌های انگلیسی مرتبط با هنر مانند "احترام"، "حالت" و "قالب" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
canon [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌ معیار

Ex: The Impressionist painters challenged the traditional canon of art by experimenting with color , light , and brushwork in their works .

نقاشان امپرسیونیست با آزمایش در رنگ، نور و قلم‌زنی در آثارشان، کانون سنتی هنر را به چالش کشیدند.

fine arts [اسم]
اجرا کردن

هنرهای زیبا

Ex: Fine arts include both traditional and modern art forms .

هنرهای زیبا شامل هر دو شکل سنتی و مدرن هنر می‌شوند.

foreground [اسم]
اجرا کردن

پیش‌زمینه (عکس)

Ex: The photographer adjusted the focus to capture the details in the foreground of the landscape .

عکاس فوکوس را تنظیم کرد تا جزئیات در پیش‌زمینه منظر را ثبت کند.

format [اسم]
اجرا کردن

ساختار

Ex: This format suits landscape photography perfectly .
homage [اسم]
اجرا کردن

ادای احترام

Ex: She wrote a short story as a homage to her favorite childhood book .

او یک داستان کوتاه به عنوان ادای احترام به کتاب مورد علاقه دوران کودکی خود نوشت.

image [اسم]
اجرا کردن

تصویر

Ex: The photographer exhibited a series of black and white images at the gallery .

عکاس یک سری تصاویر سیاه و سفید را در گالری به نمایش گذاشت.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل هنری

Ex: During the fashion class , students learned how to direct a model to achieve the desired poses for their photo shoots .

در طول کلاس مد، دانش‌آموزان یاد گرفتند که چگونه یک مدل را برای دستیابی به حالت‌های مورد نظر برای عکس‌برداری‌هایشان راهنمایی کنند.

picture [اسم]
اجرا کردن

تصویر

Ex: The picture in the book vividly depicts life in medieval times .

تصویر در کتاب به طور زنده زندگی در دوران قرون وسطی را به تصویر می‌کشد.

pose [اسم]
اجرا کردن

ژست (در نقاشی، عکاسی)

Ex: During the portrait session the sitter maintained a thoughtful pose for nearly twenty minutes .

در طول جلسه پرتره، مدل یک ژست متفکرانه را برای نزدیک به بیست دقیقه حفظ کرد.

subject [اسم]
اجرا کردن

سوژه

Ex: Still-life paintings often feature fruit as the subject .
work [اسم]
اجرا کردن

اثر (ادبی یا هنری)

Ex: The gallery displayed an early work of the artist , showcasing her evolution over the years .

گالری یک اثر اولیه از هنرمند را به نمایش گذاشت که تحول او را در طول سال‌ها نشان می‌داد.

background [اسم]
اجرا کردن

پس‌زمینه

Ex: The background of the historical painting depicted a bustling city street in the 19th century .

پس‌زمینه نقاشی تاریخی، خیابان شلوغی از شهر در قرن نوزدهم را به تصویر کشیده بود.

stroke [اسم]
اجرا کردن

ضربه قلم

Ex: The artist added a bold stroke of red paint .
painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (تصویر)

Ex: The painting of the countryside evokes feelings of serenity and peace

نقاشی از روستا احساس آرامش و صلح را برمی‌انگیزد.

drawing [اسم]
اجرا کردن

طراحی

Ex: The child ’s drawing covered the entire paper .

نقاشی کودک تمام کاغذ را پوشاند.