هنرها و صنایع دستی - مجسمه سازی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مجسمه سازی مانند "حکاکی"، "خراشنده" و "انبردست" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
bas-relief [اسم]
اجرا کردن

برجسته‌کاری (تکنیک مجسمه‌سازی)

bust [اسم]
اجرا کردن

سردیس

Ex: The sculptor captured the politician 's likeness perfectly in the clay bust , emphasizing his strong features and determined gaze .

مجسمه‌ساز شباهت سیاستمدار را در نیمتنه گلی به طور کامل به تصویر کشید، با تأکید بر ویژگی‌های قوی و نگاه مصمم او.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

carving [اسم]
اجرا کردن

کنده‌کاری

Ex: He specialized in soapstone carving , using simple tools to create detailed sculptures .

او در حکاکی سنگ صابون تخصص داشت، با استفاده از ابزارهای ساده مجسمه‌های دقیقی می‌ساخت.

chisel [اسم]
اجرا کردن

اسکنه

Ex: The chisel 's sharp edge made it effective for detailed work .

لبه تیز اسکنه آن را برای کارهای دقیق مؤثر می‌کرد.

hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش

Ex: She carefully tapped the hammer to avoid splitting the wood .

او با دقت به چکش ضربه زد تا از شکافتن چوب جلوگیری کند.

vise [اسم]
اجرا کردن

گیره مکانیکی

mallet [اسم]
اجرا کردن

کوبه (ابزار)

Ex:

میخ‌های چادر با یک چکش لاستیکی سنگین به زمین کوبیده شدند.

kiln [اسم]
اجرا کردن

کوره (سفال، سرامیک و...)

Ex: The brick factory uses a large kiln to bake the bricks before they are ready for construction .

کارخانه آجر از یک کوره بزرگ برای پخت آجرها قبل از آماده شدن برای ساخت و ساز استفاده می‌کند.

pliers [اسم]
اجرا کردن

انبردست

Ex: She used wire-cutting pliers to trim the excess wire from the electrical circuit .

او از انبردست برش سیم برای بریدن سیم اضافی از مدار الکتریکی استفاده کرد.

saw [اسم]
اجرا کردن

اره

Ex: She checked the blade of the saw for any signs of wear before starting .

او قبل از شروع، تیغه اره را برای هرگونه نشانه‌ای از ساییدگی بررسی کرد.

snips [اسم]
اجرا کردن

قیچی آهن‌بری

wire cutter [اسم]
اجرا کردن

سیم‌چین

Ex: The hobbyist used wire cutters to shape and trim the wires for his DIY electronics project .

علاقه‌مند از سیم چین برای شکل دادن و بریدن سیم‌های پروژه الکترونیکی DIY خود استفاده کرد.

high relief [اسم]
اجرا کردن

تکنیک نقش‌برجسته (مجسمه‌سازی)