کلمات انگلیسی برای "قطعات دوربین"

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قسمت های دوربین مانند "شاتر"، "سه پایه" و "جعبه مات" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
shutter [اسم]
اجرا کردن

شاتر دوربین عکاسی

filter [اسم]
اجرا کردن

فیلتر عکاسی

Ex: She experimented with a color filter for creative effects .

او با یک فیلتر رنگی برای جلوه‌های خلاقانه آزمایش کرد.

negative [اسم]
اجرا کردن

نگاتیو

Ex: Old negatives must be handled carefully to avoid damage .

نگاتیوهای قدیمی باید با دقت جابجا شوند تا از آسیب جلوگیری شود.

lens [اسم]
اجرا کردن

لنز

Ex: The telescope 's lens magnified the distant stars .

لنز تلسکوپ ستاره‌های دور را بزرگ کرد.

flash [اسم]
اجرا کردن

فلش

Ex: The photographer adjusted the flash manually .

عکاس فلاش را به صورت دستی تنظیم کرد.