هنرها و صنایع دستی - صنعت هنر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مرتبط با صنعت هنر مانند "آتلیه"، "نمایشگاه" و "حامی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
اجرا کردن

محل برگزاری مزایده

Ex: Online auction houses have become increasingly popular , allowing people to bid on items from the comfort of their homes using digital platforms .

خانه‌های حراج آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند، که به مردم اجازه می‌دهد از راحتی خانه‌های خود با استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال روی اقلام پیشنهاد دهند.

collector [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌دار

Ex: As a passionate art collector , she traveled the world in search of unique and valuable pieces to add to her gallery .

به عنوان یک مجموعه‌دار هنری مشتاق، او برای یافتن قطعات منحصر به فرد و باارزش برای اضافه کردن به گالری‌اش به سراسر جهان سفر کرد.

collection [اسم]
اجرا کردن

مجموعه

Ex: The library 's rare book collection attracted scholars from around the world .

مجموعه کتاب‌های نادر کتابخانه، پژوهشگران را از سراسر جهان جذب کرد.

connoisseur [اسم]
اجرا کردن

خبره

Ex: With a connoisseur 's palate for coffee , he could distinguish between beans from different origins and roasting techniques , savoring each cup as a sensory experience .

با ذائقه یک خبره قهوه، او می‌توانست بین دانه‌های با منشأ و تکنیک‌های برشته‌سازی مختلف تمایز قائل شود، هر فنجان را به عنوان یک تجربه حسی می‌چشید.

conservator [اسم]
اجرا کردن

مسئول نگهداری (آثار هنری و...)

exhibit [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The history museum 's exhibit on ancient civilizations provided fascinating insights into life thousands of years ago .

نمایشگاه موزه تاریخ در مورد تمدن‌های باستانی، بینش‌های جذابی درباره زندگی هزاران سال پیش ارائه داد.

exhibition [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The science fair included an exhibition of innovative student projects .

نمایشگاه علمی شامل یک نمایش از پروژه‌های نوآورانه دانش‌آموزان بود.

patron [اسم]
اجرا کردن

حامی مالی

Ex: The renowned artist was fortunate to have a wealthy patron who provided financial backing for their upcoming exhibition , ensuring its successful realization .

هنرمند مشهور خوش‌شانس بود که یک حامی ثروتمند داشت که پشتیبانی مالی برای نمایشگاه آینده‌اش فراهم کرد و تحقق موفقیت‌آمیز آن را تضمین نمود.

اجرا کردن

مرور آثار

Ex:

بازنگری شامل طرح‌های اولیه و شاهکارهای اخیر او بود.

art gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری آثار هنری

Ex: Many visitors flock to the art gallery during the annual festival , eager to see the latest exhibitions .

بازدیدکنندگان بسیاری در طول جشنواره سالانه به گالری هنری می‌آیند، مشتاق دیدن آخرین نمایشگاه‌ها.

curator [اسم]
اجرا کردن

موزه‌دار

Ex: As a curator , he oversees the acquisition and cataloging of new artworks for the museum .

به عنوان کیوریتور، او بر خرید و فهرست‌بندی آثار هنری جدید برای موزه نظارت می‌کند.

gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex: Many people attended the opening night at the gallery , eager to meet the artists and discuss their work .

بسیاری از مردم در شب افتتاح گالری شرکت کردند، مشتاق ملاقات با هنرمندان و بحث درباره کارهایشان.

اجرا کردن

هنر چیدمان

Ex: The installation art at the festival drew crowds with its vibrant and dynamic displays .

هنر نصب در جشنواره با نمایش‌های پرجنب‌وجوش و پویای خود جمعیت را به خود جذب کرد.

portfolio [اسم]
اجرا کردن

رزومه هنری

Ex: The illustrator updated her portfolio with recent work .