هنرها و صنایع دستی - انواع دوربین

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع دوربین ها مانند "داشکم"، "دوربین سوزنی" و "کامکورد" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
camcorder [اسم]
اجرا کردن

دوربین فیلم‌برداری (سبک و قابل حمل)

Ex: She used the camcorder to make a family video .

او از دوربین فیلمبرداری برای ساخت یک فیلم خانوادگی استفاده کرد.

اجرا کردن

سامانه تصویری مداربسته

Ex: The office building upgraded its closed-circuit television network to cover all entrances and hallways .

ساختمان اداری شبکه تلویزیون مدار بسته خود را برای پوشش تمام ورودی‌ها و راهروها ارتقا داد.

اجرا کردن

دوربین دیجیتال

Ex: They bought a lightweight digital camera for their vacation .

آن‌ها یک دوربین دیجیتال سبک برای تعطیلاتشان خریدند.

gun camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین تاکتیکال (تصویربرداری نظامی)

IP camera [اسم]
اجرا کردن

دوربین تحت شبکه (تصویربرداری نظارتی)

webcam [اسم]
اجرا کردن

وب‌کم

Ex: She used a webcam for her video conference with colleagues , making it easier to communicate face-to-face remotely .

او از یک وبکم برای کنفرانس ویدیویی خود با همکارانش استفاده کرد، که ارتباط چهره به چهره از راه دور را آسان‌تر کرد.