معماری و ساختوساز - افعال مرتبط با معماری و ساخت و ساز
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به معماری و ساخت و ساز مانند "تخریب"، "گچ کاری" و "طراحی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put together different materials such as brick to make a building, etc.

ساختن
پرندگان برای محافظت از تخمهایشان لانههای پیچیده میسازند.
to make something by putting separate parts of something together

مونتاژ کردن, سر هم کردن
سرهم کردن مدل هواپیما نیازمند کنار هم گذاشتن دقیق اجزای مختلف بود.
(of a construction) to fall down suddenly, particularly due to being damaged or weak

فرو ریختن, فرو پاشیدن
پل زیر وزن کامیون بیش از حد بارگذاری شده فرو ریخت.
to cover with a mixture of cement, sand, gravel, and water

بتن ریختن, بتن کردن
آنها تصمیم گرفتند حیاط خلوت را بتن ریزی کنند تا یک منطقه پاسیو بادوامتر داشته باشند.
to build a house, bridge, machine, etc.

ساختن, بنا کردن
شرکت در حال برنامهریزی برای ساخت یک ساختمان اداری جدید برای اسکان نیروی کار در حال رشد خود است.
to completely destroy or to knock down a building or another structure

تخریب کردن, ویران کردن، کوبیدن
توپ تخریب برای تخریب ساختمان متروکه استفاده شد.
to build or assemble a structure or object in an upright position

بنا کردن
به مهندسان مأموریت داده شد که یک پل محکم بر روی رودخانه بسازند تا حمل و نقل بهبود یابد.
to dig a hole or make a channel in the ground

حفاری کردن, حفر کردن، سوراخ کندن
کشاورزان برای بهبود آبیاری در مزارع، جویها را حفر کردند.
to insert a piece of glass into a building's window frame

شیشه انداختن, شیشهدار کردن،
پروژه بازسازی شامل شیشه گذاری پنجرههای فروشگاه برای ایجاد ظاهری مدرنتر برای فروشگاه بود.
to ruin the interior of a structure or vehicle, often through intense fire or damage, leaving only the outer shell intact

تخریب کردن (داخل ساختمان)
آتش ویران کرد تئاتر تاریخی را قبل از اینکه آتشنشانها بتوانند آتشسوزی را مهار کنند.
to destroy a structure such as building or wall

خراب کردن (دیوار، ساختمان و...)
مقامات قصد دارند ساختمان محکوم را ویران کنند تا از فروپاشی آن جلوگیری شود.
to destroy a building, area, etc. completely

تخریب کردن, با خاک یکسان کردن، کوبیدن
to cover a wall, ceiling, etc. with a soft usually white material that is made of sand, water, and lime in order to smooth its surface

گچ گرفتن (بنایی)
ما یک پیمانکار را برای گچکاری قسمت جدید ساخته شده به خانهمان استخدام کردیم.
to demolish a structure or building, typically by pulling it apart or taking it down piece by piece

خراب کردن (ساختمان)
تیم ساخت و ساز به دلایل ایمنی شروع به خراب کردن پل کرد.
to build something once again, after it has been destroyed or severely damaged

بازسازی کردن, از نو ساختن
to make or build something once again after it has been destroyed or damaged

بازسازی (بنای ساختمانی), از نو ساختن (بنای ساختمانی)
باستانشناسان به دقت کار کردند تا بازسازی کنند ویرانههای باستانی را.
to make a room or building look more attractive by repairing, redecorating, or cleaning it

بازسازی کردن, نوسازی کردن
هتل با مبلمان و دکوراسیون مدرن بازسازی شد.
to strengthen a substance or structure, particularly by adding extra material to it

مقاوم ساختن, تقویت کردن، مستحکم کردن
برای مقاومت در برابر استفاده سنگین، کوله پشتی با دوخت اضافی و پارچه بادوام تقویت شد.
to cover the surface of a wall with plaster or cement

گچکاری کردن, سیمان کردن
ما قصد داریم دیوار باغ را با یک پرداخت بافتدار گچکاری کنیم تا مکمل محوطهسازی باشد.
to replace or install new electrical wiring in something, like a building or a machine

دوباره سیمکشی کردن
تکنسینها برای سیمکشی مجدد ماشینآلات منسوخ کارخانه استخدام شدند.
to install electrical circuits or connections

سیمکشی کردن, نصب سیمهای برق
آنها در طول بازسازی خانه را سیمکشی کردند.
to rub a surface with sandpaper or another abrasive material to smooth, shape, or remove imperfections

سنباده زدن
او با دقت لبههای خشن پروژه DIY را سنباده زد تا یک پایانکار صیقلی را تضمین کند.
to hold a person or thing in position or prevent them from falling

تحمل کردن (وزن)
کمربند ایمنی به طور محکم بسته شده بود تا از صخرهنورد در هنگام صعود به صخره شیبدار حمایت کند.
to cover the roof of a house with a material made of reeds or straws

کاهپوش کردن (بام), (بام را با گالی، پوشال و غیره) پوشاندن
to cover a surface, floor, or roof with tiles

کاشیکاری کردن, کاشی کردن
کارگران دیوارهای حمام را کاشی کاری کردند.
to make it so that nothing can move through something

مسدود کردن
موهای اضافی با گذشت زمان تمایل به مسدود کردن زهکش دوش دارند.
to measure the depth of water, a hole, or any vertical space

اندازهگیری عمق, سنجش عمق
مهندسان قبل از نصب پمپ، چاه را عمقسنجی میکنند.
to set or install something in place, such as laying bricks or tiles

آجر چیدن
بنّا آجرها را با دقت میچیند تا دیواری محکم ایجاد کند.
to strike repeatedly with a hammer or similar tool

(با چکش) کوبیدن
آهنگر فلز را روی سندان چکش زد.
to set a piece of equipment in place and make it ready for use

نصب کردن, برپا کردن
برقکار برای نصب لوازم روشنایی در اتاق تازه ساخته شده فراخوانده شد.
to put decorative pieces of wood or metal into the surface of an object in a way that they level with the surface

نازککاری کردن, خاتمکاری کردن
سازنده مبلمان تصمیم گرفت چوب متضادی را منبت کاری کند تا اثر موزاییک زیبایی روی میز ایجاد کند.
to keep a vehicle, building, road, etc. in good condition by doing regular repairs, renovations, or examinations

رسیدگی کردن, نگهداری کردن
نگهداری منظم ماشینتان برای جلوگیری از تعمیرات پرهزینه در آینده مهم است.
to make drawings according to which something will be constructed or produced

طراحی کردن
او اخیراً یک سری طرحهای مد طراحی کرده است.
to design, build, or plan something systematically and skillfully, especially using scientific principles and technical knowledge

مهندسی کردن, طرح ریختن، نقشه کشیدن
دانشمندان و مهندسان برای طراحی یک راهحل برای مسئله پیچیده زیستمحیطی همکاری کردند.
to join two or more pieces of metal together using heat and pressure

جوش دادن
آهنگر به مهارت دروازه آهنی شکسته را جوش داد تا آن را به جای خود بازگرداند.
to create or build something by combining different parts or components, either artificial or natural

مونتاژ کردن, سر هم کردن
با استفاده از منابع پراکنده در جزیره، ملوانان گرفتار سعی کردند یک قایق بسازند.
to take apart or disassemble a structure, machine, or object, breaking it down into its individual parts

از هم باز کردن
آنها تصمیم گرفتند تجهیزات قدیمی زمین بازی را جدا کنند و با سازههای جدید جایگزین کنند.
to design or create a blueprint, layout, or diagram for a project or undertaking

طرح کردن, نقشهکشی کردن
قبل از شروع پروژه، آنها به دقت طرح چیدمان را برای اطمینان از کارایی برنامهریزی کردند.
to carefully examine something to check its condition or make sure it meets standards

بازرسی کردن, بررسی کردن
معلم کار دانشآموزان را بررسی خواهد کرد تا مطمئن شود که آنها دستورالعملها را رعایت کردهاند.
to construct or create the basic structure or framework of something, such as a building, by assembling its supporting elements

قاب بندی, ساختار دادن
نجارها ساختمان اداری جدید را با استفاده از تیرهای فولادی و ستونهای بتنی قاببندی کردند.
to design or arrange an outdoor area for aesthetic or practical purposes, as in gardening

طراحی منظر, محوطه سازی
او باغ اطراف خانه جدید را طراحی کرد.
to fasten or lock something firmly in place to prevent movement, damage, or unauthorized access

محکم کردن, قفل کردن
آنها بار را با بندهای محکم به تخت کامیون محکم کردند برای حمل و نقل.
to close, fasten, or secure something tightly or airtight using a sealant, adhesive, or other means to prevent the passage of air, water, or other substances

مهر و موم کردن, محکم بستن
تیم در حال مهر و موم کردن بستهها برای ارسال است.
