واژگان آیلتس سطح مبتدی - مشاغل

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشاغل، مانند "دستیار"، "استخدام"، "وکیل"، و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
architect [اسم]
اجرا کردن

معمار

Ex: Many famous architects , such as Frank Lloyd Wright and Zaha Hadid , have left a lasting impact on the field with their innovative designs .

بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحی‌های نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشته‌اند.

assistant [اسم]
اجرا کردن

دستیار

Ex: The office assistant always keeps all the files organized .

دستیار دفتر همیشه تمام پرونده‌ها را منظم نگه می‌دارد.

boss [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: Our new boss is very different from the previous one .

رئیس جدید ما خیلی با قبلی فرق دارد.

اجرا کردن

صاحب کسب‌وکار

Ex: A good businessperson understands market trends .

یک تاجر خوب روندهای بازار را درک می‌کند.

chemist [اسم]
اجرا کردن

شیمیدان

Ex: The chemist mixed two substances together .

شیمیدان دو ماده را با هم مخلوط کرد.

detective [اسم]
اجرا کردن

کارآگاه

Ex:

کارآگاه بی‌وقفه کار کرد تا اثر هنری دزدیده شده را پیدا کند.

to employ [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: The firm employs skilled craftsmen to make its products .

شرکت استخدام می‌کند صنعتگران ماهر را برای ساخت محصولاتش.

engineer [اسم]
اجرا کردن

مهندس

Ex: The engineer is responsible for ensuring the safety and efficiency of the electrical system .

مهندس مسئول اطمینان از ایمنی و کارایی سیستم الکتریکی است.

instructor [اسم]
اجرا کردن

مدرس

Ex: She 's a yoga instructor at the local community center .

او یک مربی یوگا در مرکز جامعه محلی است.

director [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: She 's the director of the nonprofit organization , coordinating fundraising events and community outreach programs .

او مدیر سازمان غیرانتفاعی است، که رویدادهای جمع‌آوری کمک‌های مالی و برنامه‌های مشارکت جامعه را هماهنگ می‌کند.

lawyer [اسم]
اجرا کردن

وکیل

Ex: Many lawyers specialize in specific areas of law , such as criminal defense , family law , or corporate law .

بسیاری از وکلا در زمینه‌های خاصی از حقوق تخصص دارند، مانند دفاع کیفری، حقوق خانواده یا حقوق شرکت‌ها.

اجرا کردن

متصدی پذیرش

Ex: The salon receptionist booked me an appointment with the stylist .

منشی سالن برایم یک قرار با آرایشگر رزرو کرد.

to train [فعل]
اجرا کردن

آموزش دیدن

Ex: Athletes often train intensively to improve their performance .

ورزشکاران اغلب برای بهبود عملکرد خود به شدت تمرین می‌کنند.

adviser [اسم]
اجرا کردن

مشاور

Ex: She hired a business adviser to assist with market analysis and business planning .

او یک مشاور کسب و کار استخدام کرد تا در تحلیل بازار و برنامه‌ریزی کسب و کار کمک کند.

agent [اسم]
اجرا کردن

نماینده

Ex:

او با یک نماینده موسیقی قرارداد بست تا به پیشرفت حرفه‌ای او به عنوان یک موزیسین کمک کند.

employment [اسم]
اجرا کردن

اشتغال

Ex: The government introduced new policies to reduce employment rates and create more job opportunities for young people .

دولت سیاست‌های جدیدی را برای کاهش نرخ اشتغال و ایجاد فرصت‌های شغلی بیشتر برای جوانان معرفی کرد.

marketing [اسم]
اجرا کردن

بازاریابی

Ex: Social media has become a key tool in modern marketing .

رسانه‌های اجتماعی به ابزاری کلیدی در بازاریابی مدرن تبدیل شده‌اند.

president [اسم]
اجرا کردن

رئیس

Ex: He reports directly to the board of directors in his role as president .

او در نقش خود به عنوان رئیس مستقیماً به هیئت مدیره گزارش می‌دهد.

profession [اسم]
اجرا کردن

حرفه

Ex:

حرفه حقوقی مستلزم دانش گسترده در مورد قانون و مهارت‌های تحلیلی قوی است.

to retire [فعل]
اجرا کردن

بازنشسته شدن

Ex: Many athletes retire in their early thirties .

بسیاری از ورزشکاران در اوایل سی سالگی بازنشسته می‌شوند.

accountant [اسم]
اجرا کردن

حسابدار

Ex: After years of hard work , he finally earned his certification as a licensed accountant .

پس از سال‌ها تلاش سخت، او بالاخره گواهینامه خود را به عنوان یک حسابدار مجاز دریافت کرد.

analyst [اسم]
اجرا کردن

تحلیل‌گر (فرد)

Ex: As a sports analyst , she dissected each game 's play , offering viewers deeper insights into the strategies employed .

به عنوان یک تحلیلگر ورزشی، او بازی هر مسابقه را تحلیل کرد، بینش عمیق‌تری از استراتژی‌های به کار رفته به بینندگان ارائه داد.

apprentice [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: He started as an apprentice and later became a master carpenter .

او به عنوان یک شاگرد شروع کرد و بعدها به یک استادکار نجار تبدیل شد.

critic [اسم]
اجرا کردن

منتقد

Ex: Her reviews as a food critic are highly anticipated , as she provides detailed critiques of restaurants and dishes based on taste , presentation , and service .

بررسی‌های او به عنوان یک منتقد غذا بسیار مورد انتظار است، زیرا او نقدهای مفصلی از رستوران‌ها و غذاها بر اساس طعم، ارائه و خدمات ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

کارآفرین

Ex: His success as an entrepreneur was driven by his ability to identify market needs .

موفقیت او به عنوان یک کارآفرین توسط توانایی او در شناسایی نیازهای بازار هدایت شد.

اجرا کردن

مشاور املاک

Ex: He visited the office of the estate agent to discuss his options .

او به دفتر مشاور املاک سر زد تا در مورد گزینه‌هایش بحث کند.

freelance [صفت]
اجرا کردن

آزادکار

Ex:

شرکت یک مشاور فریلنسر را برای ارائه تخصص به صورت موقت استخدام کرد.

occupation [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: Despite the risks involved , firefighting is a noble and respected occupation dedicated to protecting communities .

علیرغم خطرات موجود، آتشنشانی یک شغل نجیب و مورد احترام است که به محافظت از جوامع اختصاص دارد.

اجرا کردن

مدیرعامل

Ex:

مدیر عامل با سرمایه‌گذاران ملاقات کرد تا در مورد برنامه‌های آینده بحث کند.