واژگان آیلتس سطح مبتدی - مشاغل
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مشاغل، مانند "دستیار"، "استخدام"، "وکیل"، و غیره که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
پس از سالها تحصیل، او بالاخره به عنوان یک معمار فارغالتحصیل شد و در یک شرکت معتبر شغل پیدا کرد.
a person who helps someone in their work

دستیار
او به عنوان دستیار شخصی برای یک بازیگر معروف کار میکند.
a person who is in charge of a large organization or has an important position there

رئیس
رئیسم امروز یک تکلیف چالش برانگیز به من داد.
someone who works in business, especially at a high level

صاحب کسبوکار
به عنوان یک تاجر، او اغلب برای جلسات سفر میکند.
a scientist who studies chemistry

شیمیدان, دانشمند شیمی
برادرم به عنوان شیمیدان در یک شرکت بزرگ کار میکند.
a person, especially a police officer, whose job is to investigate and solve crimes and catch criminals

کارآگاه, بازرس
او رویای تبدیل شدن به یک کارآگاه و حل معماها را دارد.
to give work to someone and pay them

استخدام کردن
شرکت برنامههایی برای استخدام کارکنان اضافی برای پروژه جدید خود دارد.
a person who designs, fixes, or builds roads, machines, bridges, etc.

مهندس
مهندسان با معماران همکاری میکنند تا مفاهیم طراحی را به واقعیت تبدیل کنند.
a person who teaches a practical skill or sport to someone

مدرس, مربی
مربی تناسب اندام من سی دقیقه ورزش هر روز را توصیه میکند.
a person who manages or is in charge of an activity, department, or organization

مدیر
مدیر بیمارستان بر تمامی عملیات پزشکی و اداری نظارت دارد.
a person who practices or studies law, advises people about the law or represents them in court

وکیل
پس از سالها کار سخت در دانشکده حقوق، او بالاخره به یک وکیل مجاز تبدیل شد و دفتر خود را افتتاح کرد.
a person who greets and deals with people arriving at or calling a hotel, office building, doctor's office, etc.

متصدی پذیرش, منشی
منشی مهربان در نمایشگاه خودرو به من خوش آمد گفت و به من قهوه تعارف کرد.
to be taught the skills for a particular job or activity through instruction and practice over time

آموزش دیدن
در حال حاضر، اعضای تیم به طور فعال برای مسابقه آینده در حال تمرین هستند.
someone whose job is to give advice professionally on a particular subject

مشاور
مشاور تحصیلی به دانشآموزان کمک کرد تا کلاسهای خود را برای ترم آینده انتخاب کنند.
a company or person that represents another person or company or manages their affairs

نماینده, کارگزار
نماینده استعدادها قراردادها را به نمایندگی از بازیگر مذاکره کرد.
the fact or state of having a regular paid job

اشتغال
بسیاری از فارغالتحصیلان بلافاصله پس از پایان دانشگاه برای یافتن شغل در زمینه خود تلاش میکنند.
the act or process of selling or advertising a product or service, usually including market research

بازاریابی
شرکت به شدت در بازاریابی دیجیتال سرمایهگذاری کرد.
the head of a company or corporation

رئیس
او پس از سالها خدمت صادقانه به عنوان رئیس شرکت فناوری منصوب شد.
a paid job that often requires a high level of education and training

حرفه, شغل
سارا تصمیم گرفت پس از اتمام دوره رزیدنتی خود، به دنبال شغلی در حرفه پزشکی باشد.
to leave your job and stop working, usually on reaching a certain age

بازنشسته شدن
او قصد دارد سال آینده بازنشسته شود و به سفر دور دنیا برود.
someone whose job is to keep or check financial accounts

حسابدار
حسابدار صورتهای مالی سالانه را تهیه کرد و مطمئن شد که تمام سوابق دقیق هستند.
a trained individual who evaluates information and data to provide insights and make informed decisions in various fields such as finance, economics, business, technology, etc.

تحلیلگر (فرد)
تحلیلگران بازار روندهای مصرفکننده و استراتژیهای رقبا را مطالعه میکنند تا به شرکتها در مورد استراتژیهای بازاریابی مشاوره دهند.
someone who works for a skilled person for a specific period of time to learn their skills, usually earning a low income

کارآموز, شاگرد
به عنوان یک شاگرد، او ساعاتی را صرف مشاهده جواهرسازان ماهر میکرد.
a person whose job is to study ancient societies using facts, objects, buildings, etc. remaining in excavation sites

باستانشناس
someone who evaluates and provides opinions or judgments about various forms of art, literature, performances, or other creative works

منتقد
به عنوان یک منتقد موسیقی، او اغلب در کنسرتها شرکت میکند و نقدهایی مینویسد که نقاط قوت و ضعف اجراهای مختلف موسیقی را مورد بحث قرار میدهد.
a person who starts a business, especially one who takes financial risks

کارآفرین
ایدههای نوآورانه کارآفرین صنعت را متحول کرد.
a person whose job is to help clients rent or buy properties

مشاور املاک
او با یک مشاور املاک تماس گرفت تا آپارتمانش را بفروشد.
earning money by working for several different companies rather than being employed by one particular organization

آزادکار, مستقل
توسعه دهنده وب فریلنسر برای طراحی مجدد وب سایت مشتری بر اساس قرارداد استخدام شد.
a person's profession or job, typically the means by which they earn a living

شغل, حرفه
شغل او به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار از او میخواهد که در جریان آخرین روندهای فناوری باشد.
the highest-ranking person in a company

مدیرعامل
او جوانترین مدیر عامل در تاریخ سازمان شد.