واژگان آیلتس سطح مبتدی - اشکال و اندازه‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اشکال و اندازه‌ها، مانند "عمق"، "فشرده"، "مورب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
breadth [اسم]
اجرا کردن

عرض

Ex: The architect considered the breadth of the hallway to ensure it was n't too narrow .

معمار عرض راهرو را در نظر گرفت تا مطمئن شود که خیلی باریک نیست.

depth [اسم]
اجرا کردن

عمق

Ex: The bookshelf 's depth was insufficient to hold the larger books , so they had to be stored horizontally .

عمق قفسه کتاب برای نگهداری کتاب‌های بزرگتر کافی نبود، بنابراین مجبور شدند آنها را به صورت افقی ذخیره کنند.

height [اسم]
اجرا کردن

ارتفاع

Ex: The height of the basketball hoop is ten feet .

ارتفاع حلقه بسکتبال ده پا است.

length [اسم]
اجرا کردن

طول

Ex: Please provide the length of the box so I can choose the right packaging .

لطفاً طول جعبه را ارائه دهید تا بتوانم بسته‌بندی مناسب را انتخاب کنم.

weight [اسم]
اجرا کردن

وزن

Ex: The weight of the dumbbell is 15 pounds .

وزن دمبل 15 پوند است.

width [اسم]
اجرا کردن

عرض

Ex: The width of the car is too wide to fit into the narrow alley .

عرض ماشین برای جای گرفتن در کوچه تنگ بیش از حد زیاد است.

dimension [اسم]
اجرا کردن

بُعد

Ex: The artist meticulously considered the dimensions of the canvas before starting her painting .

هنرمند پیش از شروع نقاشی‌اش، ابعاد بوم را به دقت در نظر گرفت.

bulky [صفت]
اجرا کردن

حجیم

Ex: They donated their bulky old television in favor of a sleeker , more modern model .

آنها تلویزیون قدیمی حجیم خود را به نفع مدلی شیک‌تر و مدرن‌تر اهدا کردند.

compact [صفت]
اجرا کردن

فشرده

Ex: He packed his clothes into a compact suitcase for the weekend trip .

او لباس‌هایش را در یک چمدان فشرده برای سفر آخر هفته بسته‌بندی کرد.

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

angle [اسم]
اجرا کردن

زاویه

Ex: The roof was designed with a steep angle to allow for snow runoff .

سقف با یک زاویه شیب دار طراحی شده بود تا برف بتواند به راحتی جاری شود.

circular [صفت]
اجرا کردن

مدور

Ex: The circular window flooded the room with natural light , creating a welcoming atmosphere .

پنجره دایره‌ای اتاق را با نور طبیعی پر کرد و فضایی دلپذیر ایجاد کرد.

cube [اسم]
اجرا کردن

مکعب

Ex: The teacher used wooden cubes as math manipulatives to teach volume and geometry .
pyramid [اسم]
اجرا کردن

هرم

Ex: The pyramid 's base was a square , creating a classic geometric form .
diagonal [صفت]
اجرا کردن

قطری (خط)

Ex: The diagonal line across the square split it into two congruent triangles .

خط مورب در سراسر مربع آن را به دو مثلث متجانس تقسیم کرد.

horizontal [صفت]
اجرا کردن

افقی

Ex: The beams of sunlight entered the room through the horizontal blinds .

پرتوهای نور خورشید از طریق پرده‌های افقی وارد اتاق شدند.

vertical [صفت]
اجرا کردن

عمودی

Ex: The waterfall cascaded down the vertical cliff face .

آبشار از روی صخره عمودی پایین ریخت.

oval [صفت]
اجرا کردن

بیضی‌شکل

Ex:

استخر بیضی‌شکل در نور خورشید می‌درخشید و شناگران را به یک شیرجهٔ خنک دعوت می‌کرد.

parallel [صفت]
اجرا کردن

موازی

Ex: The two walls are parallel in the room .

دو دیوار در اتاق موازی هستند.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

semicircle [اسم]
اجرا کردن

نیم‌دایره

Ex: The moon appeared as a bright semicircle in the night sky .

ماه به عنوان یک نیم دایره درخشان در آسمان شب ظاهر شد.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.

triangular [صفت]
اجرا کردن

مثلثی

Ex:

پرچم یک الگوی مثلثی منحصر به فرد در لبه‌ها داشت.

symmetry [اسم]
اجرا کردن

تقارن

Ex: Humans find facial symmetry aesthetically pleasing .

انسان‌ها تقارن چهره را از نظر زیبایی‌شناسی خوشایند می‌یابند.