واژگان آیلتس سطح مبتدی - اشکال و اندازهها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اشکال و اندازهها، مانند "عمق"، "فشرده"، "مورب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the distance between two sides of something

عرض
عرض اقیانوس از عرشه کشتی بیپایان به نظر میرسید.
the distance below the top surface of something

عمق
عمق چاه برای تضمین تأمین آب پایدار در دوران خشکسالی حیاتی بود.
the distance from the top to the bottom of something or someone

ارتفاع
بلندی درخت حدوداً 30 متر است.
the distance from one end to the other end of an object that shows how long it is

طول, قد
طول زمین فوتبال صد یارد است.
the heaviness of something or someone, which can be measured

وزن, سنگینی
او روی ترازو رفت تا وزن خود را اندازه بگیرد.
the distance of something from side to side

عرض, پهنا
هنگام خرید فرش، عرض اتاق را برای پوشش مناسب در نظر بگیرید.
a measure of the height, length, or width of an object in a certain direction

بُعد, جنبه
در طراحی پل جدید، مهندسان ابعاد رودخانه و مناظر اطراف را در نظر گرفتند.
large and occupying a significant amount of space, often hard to handle

حجیم, جاگیر، یغور
تجهیزات حجیم بیشتر فضای ذخیرهسازی در گاراژ را اشغال کردند.
small and efficiently arranged or designed

فشرده
چراغ قوه فشرده نور روشنی را علیرغم اندازه کوچکش فراهم کرد.
extremely large in physical dimensions

عظیم, خیلی بزرگ، بسیار زیاد
درخت در حیاط خلوت آنها عظیم بود، سایهای برای کل باغ فراهم میکرد.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
آنها یک قلعه شنی عظیم ساختند که بر فراز دیگران در ساحل قرار داشت.
extremely small

کوچک, بسیار کم، بسیار ریز
بچه گربه کوچک به راحتی در کف دستش جا شد.
having a limited distance between opposite sides

باریک, کمعرض، تنگ
پل باریک فقط میتوانست یک ماشین را در یک زمان جا دهد، که باعث تأخیر در ترافیک شد.
the space between two lines or surfaces that are joined, measured in degrees or radians

زاویه
درک زاویههای مختلف در هندسه برای حل مسائل ضروری است.
having a shape like a circle

مدور, دایرهای، گرد
فرش دایرهای یک لمس از ظرافت به اتاق نشیمن اضافه کرد، که مبلمان منحنی را تکمیل میکرد.
a three-dimensional figure made of six square or rectangular faces

مکعب
هر مکعب در نمودار یک واحد حجم را نشان میداد.
a solid with a polygonal base and triangular faces that meet at a single point

هرم
مهندسان یک هرم شیشهای برای ورودی موزه طراحی کردند.
(of a straight line) joining opposite corners of a flat shape at an angle

قطری (خط), مورب، اریب
طراح یک نوار مورب پررنگ اضافه کرد که از گوشه بالا سمت چپ به گوشه پایین سمت راست بوم امتداد داشت.
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
نمودار میلهای دادهها را در قالب افقی نمایش داد.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
نمودار دادهها را با میلههای عمودی نشان میداد که هر دسته را نمایندگی میکرد.
rounded in shape but wider in one direction, such as the shape of an egg

بیضیشکل
آویز بیضی شکل از یک زنجیر ظریف به دور گردنش آویزان بود، با سطح صیقلی اش نور را میگرفت.
having an equal distance from each other at every point

موازی
ریلهای راهآهن به یکدیگر موازی هستند.
(geometry) a solid figure with flat sides and two parallel ends of the same size and shape

منشور
shaped like a rectangle, with four right angles

مستطیلی, مستطیلشکل
ساختمان پنجرههای بزرگ مستطیلشکل داشت تا نور بیشتری وارد شود.
any half of a circle

نیمدایره
تماشاگران یک نیمدایره دور هنرمند خیابانی تشکیل دادند.
(in geometry) a three-dimensional surface where all points are equidistant from a center

کره (هندسه)
در فیزیک، میدانها گاهی به صورت کرهها نمایش داده میشوند.
having a circular shape, often spherical in appearance

گرد
پیتزای گرد به برشهای مساوی تقسیم شد، آماده برای تقسیم بین دوستان.
shaped like a triangle, with three sides and three angles

مثلثی, سهضلعی، سهگوش
چادر یک دهانه مثلثی در جلو داشت.
| واژگان آیلتس سطح مبتدی | |||
|---|---|---|---|
| خانواده و روابط | توصیف شخصیت | توصیف ظاهر | اشکال و اندازهها |
| لباسها و مد | حیوانات | غذا | خانهها |
| سرگرمیها | خرید | احساسات | ورزشها |
| مشاغل | سفر | زمان | بدن |
| آبوهوا | زبان و دستورزبان | رنگها | حملونقل |