واژگان آیلتس سطح مبتدی - غذا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذا، مانند "استارتر"، "متوازن"، "آشپزی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the feeling of wanting food

اشتها
استرس میتواند بر اشتها تأثیر بگذارد، باعث میشود برخی افراد علاقهای به غذا نداشته باشند در حالی که دیگران ممکن است در خوردن غذا به دنبال آرامش باشند.
a small dish that is eaten before the main part of a meal

پیشغذا, اشتهاآور
رستوران یک پیش غذا رایگان از زیتون و نان چوبی در حالی که منتظر غذای اصلی بودیم ارائه داد.
a small dish served before the main course

پیشغذا, اشتهاآور
او نان سیر گرم را به عنوان پیش غذا انتخاب کرد قبل از لذت بردن از غذای اصلی پاستا.
evenly distributed or in a state of stability

متوازن, متعادل
بودجه متوازن، منابع را به طور مساوی بین بخشهای مختلف توزیع کرد.
a meal with many dishes from which people serve themselves at a table and then eat elsewhere

بوفه
میهمانان از بوفه غذای دریایی لذت بردند که شامل صدف تازه، میگو و پاهای خرچنگ بود.
to cook food in very hot water

آبپز کردن
شما باید ماکارونی را بجوشانید تا آل دنته شود.
a meal served late in the morning, as a combination of breakfast and lunch

چاشت
برانچ اغلب در تعطیلات آخر هفته به آرامی لذت برده میشود، که به دوستان و خانواده اجازه میدهد دور هم جمع شوند و در یک وعده غذایی آرام اجتماعی کنند.
a restaurant, typically in colleges, hospitals, etc. where you choose and pay for your meal before carrying it to a table

کافهتریا, بوفه
کافه تریا از ساعت 11:30 صبح تا 2:00 بعد از ظهر برای ناهار باز است.
the unit used to measure the amount of energy that a food produces

کالری
بسیاری از افراد مصرف روزانه کالری خود را برای مدیریت وزن و حفظ رژیم غذایی سالم پیگیری میکنند.
a substance that consists of hydrogen, oxygen, and carbon that provide heat and energy for the body, found in foods such as bread, pasta, fruits, etc.

کربوهیدرات
ورزشکاران اغلب قبل از مسابقات استقامتی کربوهیدرات مصرف میکنند تا عملکرد خود را تقویت کنند.
a highly trained cook who often cooks for hotels or restaurants

سرآشپز, آشپز
او سالها در مدرسه آشپزی آموزش دید تا یک سرآشپز حرفهای شود و به دنبال علاقهاش به آشپزی برود.
a substance high in fat and found in blood and most body tissues, a high amount of which correlates with an increased risk of heart disease

کلسترول
غذاهای پر از کلسترول، مانند تخم مرغ و گوشت قرمز، باید به میزان متوسط مصرف شوند.
an appliance shaped like a box that is used for heating or cooking food by putting food on top or inside the appliance

اجاقگاز
اجاق کاملاً نو بود و با چندین عملکرد پخت همراه بود.
a method or style of cooking that is specific to a country or region

سبک آشپزی
او یک کلاس آشپزی گرفت تا تکنیکهای آشپزی فرانسوی را یاد بگیرد و غذاهای کلاسیک درست کند.
to eat small amounts or particular kinds of food, especially to lose weight

رژیم گرفتن
او شروع به رژیم گرفتن کرد تا برای ماراتن آینده آماده شود.
to break down food in the body and to absorb its nutrients and necessary substances

هضم کردن
هضم پروتئینها شامل عمل اسیدهای معده میشود.
a mental condition that causes a person to eat too much or too little

اختلال خوردن
a food item that forms part of a recipe or culinary mixture

مواد تشکیلدهنده, مواد اولیه
دستور غذا چند ماده تازه نیاز دارد.
a solid and natural substance that is not produced in the body of living beings but its intake is necessary to remain healthy

ماده معدنی
بسیاری از غلات با مواد معدنی ضروری مانند آهن و کلسیم غنی شدهاند.
food that is essential to one's growth and health

مواد مغذی, مواد غذایی
مدرسه یک برنامه آموزش تغذیه را اجرا کرد تا به دانشآموزان اهمیت انتخاب غذای سالم و حفظ رژیمهای متعادل را بیاموزد.
(of food or farming techniques) produced or done without any artificial or chemical substances

طبیعی (بدون اصلاح ژنتیکی), ارگانیک
انتخاب محصولات ارگانیک به کاهش مواجهه با مواد شیمیایی مضر و ترویج پایداری محیط زیست کمک میکند.
an amount of food served to one person

پرس (غذا)
پرسهای رستوران به اندازهای بزرگ بودند که بین دو نفر قابل تقسیم باشند.
a substance found in food such as meat, eggs, seeds, etc. which is an essential part of the diet and keeps the body strong and healthy

پروتئین
گیاهخواران پروتئین را از عدس، توفو و کینوا دریافت میکنند.
the instructions on how to cook a certain food, including a list of the ingredients required

دستور پخت
دستور غذا به گیاهان تازه و ادویهها نیاز داشت تا طعم سوپ را بهبود بخشد.
pleasing or agreeable to the sense of taste

خوشطعم
او از طعمهای خوشمزه بره پوشیده از گیاهان لذت برد، که به طور کامل برای خوشحال کردن جوانههای چشایی او ادویهدار شده بود.
lacking flavor or an interesting taste

بیمزه, بدون طعم
غذای توفوی بیمزه حتی نتوانست خورندههای ماجراجو را در مهمانی تحت تأثیر قرار دهد.
natural substances that are found in food, which the body needs in small amounts to remain healthy, such as vitamin A, B, etc.

ویتامین
someone who avoids eating meat

گیاهخوار
رستوران گزینههای متنوعی برای گیاهخواران ارائه میدهد، از جمله سالادها، سرخ کردنیهای سبزیجات و غذاهای توفو.
someone who does not consume or use anything that is produced from animals, such as meat, milk, or eggs

وگان, گیاهخوار مطلق
او چندین سال است که وگان است و از حقوق حیوانات و پایداری محیط زیست دفاع میکند.
