واژگان آیلتس سطح مبتدی - توصیف شخصیت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره توصیف شخصیت، مانند "ترسناک"، "ثابت قدم"، "همکار" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
creepy [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The doll 's unblinking eyes were creepy , making the children hesitant to play with it .

چشم‌های بی‌پلک عروسک ترسناک بود، که باعث شد بچه‌ها از بازی با آن مردد شوند.

mean [صفت]
اجرا کردن

خسیس

Ex: They say he 's mean because he always looks for the cheapest option available .

می‌گویند او خسیس است چون همیشه به دنبال ارزان‌ترین گزینه موجود می‌گردد.

sulky [صفت]
اجرا کردن

عبوس

Ex: His sulky attitude ruined the evening .

نگرش عبوس او شب را خراب کرد.

consistent [صفت]
اجرا کردن

مستمر

Ex: The teacher praised the student for their consistent attendance and participation in class .

معلم از دانش‌آموز به خاطر حضور منظم و مشارکت در کلاس تقدیر کرد.

اجرا کردن

سنتی

Ex: As a conventional thinker , he struggles to adapt to unconventional methods or progressive ideologies .

به عنوان یک متفکر مرسوم، او برای تطبیق با روش‌های غیرمرسوم یا ایدئولوژی‌های پیشرو تلاش می‌کند.

efficient [صفت]
اجرا کردن

کارآمد

Ex: She is an efficient worker who always meets deadlines without sacrificing quality .

او یک کارمند کارآمد است که همیشه بدون قربانی کردن کیفیت، مهلت‌ها را رعایت می‌کند.

flexible [صفت]
اجرا کردن

منعطف

Ex: She remained flexible during negotiations , seeking a solution that benefited everyone .

او در طول مذاکرات انعطاف‌پذیر باقی ماند، به دنبال راه‌حلی بود که به نفع همه باشد.

cooperative [صفت]
اجرا کردن

دارای روحیه همکاری

Ex: The child was surprisingly cooperative during the dental exam .

کودک در طول معاینه دندانپزشکی به طور شگفت‌انگیزی همکاری کرد.

idealistic [صفت]
اجرا کردن

کمال‌گرا

Ex: She held onto her idealistic dream of ending poverty worldwide , despite the challenges .

او به رویای آرمان‌گرایانه خود برای پایان دادن به فقر در سراسر جهان، علیرغم چالش‌ها، چسبیده بود.

tolerant [صفت]
اجرا کردن

روادار

Ex: In a multicultural society , being tolerant of different customs and traditions is essential for promoting harmony and understanding .

در یک جامعه چندفرهنگی، مدارا با آداب و رسوم مختلف برای ترویج هماهنگی و درک ضروری است.

vulnerable [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: The elderly are particularly vulnerable to illness , so it 's important for them to get vaccinated .
industrious [صفت]
اجرا کردن

سخت‌کوش

Ex: They admired her industrious work ethic , which set an example for others .

آنها به اخلاق سختکوش کاری او که برای دیگران الگو بود، تحسین کردند.

rebellious [صفت]
اجرا کردن

سرکش

Ex: Her rebellious spirit fueled her passion for activism , leading her to participate in protests and demonstrations .

روح سرکش او اشتیاقش به فعالیت‌گرایی را شعله‌ور کرد و او را به شرکت در اعتراضات و تظاهرات کشاند.

insensitive [صفت]
اجرا کردن

بی‌تفاوت

Ex: The politician 's insensitive remarks about poverty sparked widespread outrage .

اظهارات بی‌احساس سیاستمدار درباره فقر خشم گسترده‌ای را برانگیخت.

clumsy [صفت]
اجرا کردن

دست‌وپاچلفتی

Ex: The new employee 's clumsy handling of fragile items resulted in several broken dishes .

برخورد دست و پا چلفتی کارمند جدید با وسایل شکننده منجر به شکستن چندین ظرف شد.

passive [صفت]
اجرا کردن

منفعل

Ex: I had been passive about the situation until it became impossible to ignore .

من در برابر این وضعیت منفعل بودم تا زمانی که نادیده گرفتن آن غیرممکن شد.

اجرا کردن

ناراضی

Ex: The dissatisfied students voiced their concerns about the course material to the professor .

دانشجویان ناراضی نگرانی‌های خود را درباره مطالب درسی به استاد بیان کردند.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She came across as arrogant when she dismissed their suggestions .

وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.

اجرا کردن

مشتاق

Ex: Her enthusiastic applause showed her genuine appreciation for the performance .

تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.

sympathetic [صفت]
اجرا کردن

دلسوز

Ex: Despite their differences , they were always sympathetic to each other 's feelings .

علیرغم تفاوت‌هایشان، آن‌ها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.

pessimistic [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: The pessimistic outlook of the team members dampened morale and productivity .

چشم‌انداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهره‌وری را کاهش داد.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: His stubborn insistence on doing things his own way often caused delays in the project .

اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه می‌شد.

moody [صفت]
اجرا کردن

دمدمی‌مزاج

Ex: His moody disposition made it difficult for others to predict how he would react in any given situation .

خلق و خوی دمدمی مزاج او پیش‌بینی واکنشش در هر موقعیت معینی را برای دیگران دشوار می‌کرد.

اجرا کردن

قدردان

Ex: Despite the challenges , she remained appreciative of life 's blessings .

علیرغم چالش‌ها، او سپاسگزار نعمت‌های زندگی باقی ماند.

adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

aloof [صفت]
اجرا کردن

زیادی‌منزوی

Ex: The celebrity 's aloof behavior towards fans disappointed many who hoped for a friendly encounter .

رفتار دور از اجتماع سلبریتی نسبت به طرفداران، بسیاری را که امید به ملاقاتی دوستانه داشتند، ناامید کرد.

benevolent [صفت]
اجرا کردن

سخاوتمند و مهربان

Ex: The benevolent leader implemented policies to improve the lives of the poor .

رهبر نیکوکار سیاست‌هایی را برای بهبود زندگی فقرا اجرا کرد.

brainy [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The brainy detective quickly pieced together the clues to solve the mysterious case .

کارآگاه باهوش به سرعت سرنخ‌ها را کنار هم گذاشت تا پرونده مرموز را حل کند.

intense [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: He was an intense student , always pushing himself to excel .

او دانشجویی پرشور بود، همیشه خود را به سمت تعالی سوق می‌داد.