واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - Politics

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیاست را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
democracy [اسم]
اجرا کردن

دولت برخوردار از دموکراسی

Ex: A functioning democracy ensures that all voices are heard through representation .

یک دموکراسی کارآمد تضمین می‌کند که همه صداها از طریق نمایندگی شنیده شوند.

federalism [اسم]
اجرا کردن

فدرالیسم

Ex: Federalism can be seen as a way to accommodate the diverse needs and preferences of different regions within a country .

فدرالیسم را می‌توان به عنوان راهی برای پاسخگویی به نیازها و ترجیحات متنوع مناطق مختلف در یک کشور در نظر گرفت.

regime [اسم]
اجرا کردن

حکومت

Ex: The previous regime was known for its human rights violations .

رژیم قبلی به دلیل نقض حقوق بشر شناخته می‌شد.

ideology [اسم]
اجرا کردن

طرز فکر

Ex: The nation 's founding ideology emphasized freedom and equality for all .

ایدئولوژی بنیانگذار ملت بر آزادی و برابری برای همه تأکید داشت.

opposition [اسم]
اجرا کردن

اپوزیسیون

Ex: The opposition gained significant support following the recent scandal involving the ruling party .
monarchy [اسم]
اجرا کردن

پادشاهی

Ex: The monarchy was abolished in favor of a republic after a period of civil unrest .

سلطنت پس از دوره‌ای از ناآرامی‌های مدنی به نفع جمهوری لغو شد.

اجرا کردن

رأی‌دهندگان

Ex: He campaigned extensively throughout his constituency to win votes .

او به طور گسترده در سراسر حوزه انتخابیه خود برای کسب آرا مبارزه کرد.

ballot [اسم]
اجرا کردن

برگه رأی

Ex: Election officials prepared the ballots in advance .
coalition [اسم]
اجرا کردن

ائتلاف (سیاست)

Ex: The coalition of environmental organizations successfully lobbied for stricter regulations on industrial emissions .

اتحادیه سازمان‌های محیط‌زیستی با موفقیت برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر در مورد انتشارات صنعتی لابی کرد.

propaganda [اسم]
اجرا کردن

پروپاگاندا

Ex: Schools were targeted with propaganda to indoctrinate young minds with the party 's ideology .

مدارس هدف تبلیغات قرار گرفتند تا اذهان جوان را با ایدئولوژی حزب شستشوی مغزی دهند.

to boycott [فعل]
اجرا کردن

تحریم کردن

Ex: Students planned to boycott classes to draw attention to the need for educational reforms .

دانش‌آموزان قصد داشتند کلاس‌ها را تحریم کنند تا توجه را به نیاز به اصلاحات آموزشی جلب کنند.

socialism [اسم]
اجرا کردن

سوسیالیسم

Ex: The nationalization of railways was a hallmark of socialism .
capitalism [اسم]
اجرا کردن

نظام سرمایه‌داری

Ex: Capitalism encourages competition and innovation among businesses to meet consumer demand .

سرمایه‌داری رقابت و نوآوری را در میان کسب‌وکارها برای پاسخگویی به تقاضای مصرف‌کننده تشویق می‌کند.

patriotism [اسم]
اجرا کردن

میهن‌دوستی

Ex: Mary 's patriotism was evident in her active participation in community service projects aimed at improving her country .

میهن‌پرستی مری در مشارکت فعال او در پروژه‌های خدمات اجتماعی که هدفشان بهبود کشورش بود، مشهود بود.

liberalism [اسم]
اجرا کردن

لیبرالیسم

Ex: Free trade is a cornerstone of liberalism , promoting open markets and economic cooperation between nations to foster global prosperity .

تجارت آزاد سنگ بنای لیبرالیسم است که با ترویج بازارهای باز و همکاری اقتصادی بین ملت‌ها، رفاه جهانی را تقویت می‌کند.

communism [اسم]
اجرا کردن

کمونیسم

Ex: Marx and Engels outlined their vision of communism in " The Communist Manifesto " published in 1848 .

مارکس و انگلس دیدگاه خود را از کمونیسم در "مانیفست کمونیست" که در سال 1848 منتشر شد، ترسیم کردند.

regulation [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The airline industry is subject to strict regulations regarding passenger safety and security .

صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.

clause [اسم]
اجرا کردن

بند قانون

Ex: The employment contract includes a non-compete clause preventing the employee from working for a competitor for a certain period after leaving the company .
to revoke [فعل]
اجرا کردن

لغو کردن

Ex: The government decided to revoke the controversial law due to public protests .

دولت تصمیم گرفت قانون جنجالی را به دلیل اعتراضات عمومی لغو کند.

اجرا کردن

قانون وضع کردن

Ex: The president promised to legislate reforms aimed at reducing income inequality .

رئیس جمهور قول داد که اصلاحات با هدف کاهش نابرابری درآمد را تصویب کند.

to regulate [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: She frequently regulates the organization 's procedures for efficiency .

او به طور مکر تنظیم می‌کند رویه‌های سازمان را برای کارایی.

to enact [فعل]
اجرا کردن

وضع کردن (قانون)

Ex: Last year , the president successfully enacted a series of economic reforms .

سال گذشته، رئیس جمهور با موفقیت یک سری اصلاحات اقتصادی را تصویب کرد.

to censure [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: The board decided to censure the politician for violating the ethical code .

هیئت تصمیم گرفت سیاستمدار را به دلیل نقض قانون اخلاقی محکوم کند.

اجرا کردن

محافظه‌کاری

Ex: The candidate 's conservatism appeals to voters concerned about preserving cultural heritage and religious values .

محافظه‌کاری نامزد رای‌دهندگانی را جذب می‌کند که نگران حفظ میراث فرهنگی و ارزش‌های مذهبی هستند.

اجرا کردن

قانونی کردن

Ex:

تلاش‌های دیپلماتیک برای مشروعیت بخشیدن به توافق صلح بین جناح‌های درگیر انجام شد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی