واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - War

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به جنگ را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
dagger [اسم]
اجرا کردن

خنجر

Ex: The knight carried a dagger as a backup weapon in case his sword was lost or broken .

شوالیه یک خنجر به عنوان سلاح پشتیبان حمل می‌کرد در صورتی که شمشیرش گم یا شکسته شود.

dynamite [اسم]
اجرا کردن

دینامیت

Ex: The use of dynamite in demolition projects enables precise and efficient removal of structures .

استفاده از دینامیت در پروژه‌های تخریب، امکان حذف دقیق و کارآمد سازه‌ها را فراهم می‌کند.

shell [اسم]
اجرا کردن

مهمات (سلاح)

Ex: He examined the shell meticulously , checking for any defects before inserting it into the rifle .

او پوکه را با دقت بررسی کرد، قبل از قرار دادن آن در تفنگ، به دنبال هرگونه عیب گشت.

mine [اسم]
اجرا کردن

مین

Ex: They used metal detectors to locate any buried mines in the field .

آن‌ها از ردیاب‌های فلزی برای یافتن هرگونه مین دفن شده در زمین استفاده کردند.

cold war [اسم]
اجرا کردن

جنگ سرد

Ex: The cold war led to an arms race , with both sides increasing their military capabilities .

جنگ سرد به مسابقه تسلیحاتی انجامید، با افزایش قابلیت‌های نظامی هر دو طرف.

firearm [اسم]
اجرا کردن

سلاح گرم

Ex: The soldier cleaned his firearm meticulously after returning from duty .

سرباز پس از بازگشت از ماموریت، سلاح گرم خود را به دقت تمیز کرد.

lieutenant [اسم]
اجرا کردن

سروان

Ex: The lieutenant reported directly to the captain and briefed him on the unit 's status .

ستوان مستقیماً به کاپیتان گزارش داد و او را از وضعیت واحد مطلع کرد.

militia [اسم]
اجرا کردن

نیروی شبه‌نظامی

Ex: During the Revolutionary War , militias played a crucial role in securing victories against the British forces .

در طول جنگ انقلابی، شبه نظامیان نقش حیاتی در تضمین پیروزی‌ها علیه نیروهای بریتانیایی ایفا کردند.

trench [اسم]
اجرا کردن

خندق

Ex: The engineers reinforced the trench with wooden beams to prevent it from collapsing during heavy rains .

مهندسان خندق را با تیرهای چوبی تقویت کردند تا از ریزش آن در باران‌های شدید جلوگیری کنند.

اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: The army surrendered when it realized victory was impossible .

ارتش زمانی که فهمید پیروزی غیرممکن است تسلیم شد.

ambush [اسم]
اجرا کردن

کمین

Ex: The bandits emerged from the bushes , launching a brutal ambush on the caravan .

راهزنان از میان بوته‌ها بیرون آمدند و یک کمینه وحشیانه به کاروان زدند.

to besiege [فعل]
اجرا کردن

محاصره کردن

Ex: In medieval warfare , it was common to besiege castles to gain control .

در جنگ‌های قرون وسطی، محاصره کردن قلعه‌ها برای کسب کنترل معمول بود.

to deploy [فعل]
اجرا کردن

مستقر کردن

Ex: To secure the area , the commander decided to deploy checkpoints along key routes .

برای ایمن‌سازی منطقه، فرمانده تصمیم گرفت استقرار پست‌های بازرسی در مسیرهای کلیدی را انجام دهد.

raid [اسم]
اجرا کردن

یورش

Ex: During the raid , the soldiers moved swiftly and silently , catching the enemy off guard .

در طول حمله، سربازان به سرعت و بی صدا حرکت کردند و دشمن را غافلگیر کردند.

to invade [فعل]
اجرا کردن

هجوم بردن

Ex: Last year , military forces successfully invaded and occupied the contested area .

سال گذشته، نیروهای نظامی با موفقیت حمله کرده و منطقه مورد مناقشه را اشغال کردند.

to fortify [فعل]
اجرا کردن

سنگربندی کردن

Ex: The ancient city walls were built to fortify the settlement against invading armies .

دیوارهای باستانی شهر برای تحکیم سکونتگاه در برابر ارتش‌های مهاجم ساخته شدند.

clash [اسم]
اجرا کردن

برخورد

Ex: The clash between the air forces of two nations escalated tensions in the region .

برخورد بین نیروهای هوایی دو کشور تنش‌ها در منطقه را افزایش داد.

patrol [اسم]
اجرا کردن

گشت (پلیسی و نظامی)

Ex:

واحد نظامی مأمور شد تا مرز را گشت دهد و از عبور غیرقانونی جلوگیری کند.

to disarm [فعل]
اجرا کردن

خلع سلاح کردن

Ex: The superhero used his powers to disarm criminals without resorting to violence .

ابرقهرمان از قدرت‌هایش برای خلع سلاح کردن مجرمان بدون توسل به خشونت استفاده کرد.

breach [اسم]
اجرا کردن

نقض

Ex:

شرکت به دلیل نقض قرارداد با پیامدهای قانونی روبرو شد.

to liberate [فعل]
اجرا کردن

آزاد کردن

Ex: The rescue team liberated the hostages after a daring operation .

تیم نجات پس از یک عملیات جسورانه گروگان‌ها را آزاد کرد.

to repel [فعل]
اجرا کردن

پس راندن

Ex: The knight held up his shield to repel the incoming arrows .

شوالیه سپر خود را بالا برد تا تیرهای در حال پرواز را دفع کند.

to enlist [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: As tensions rose , the military intensified efforts to enlist both experienced and new recruits .

با افزایش تنش‌ها، ارتش تلاش‌های خود را برای سربازگیری از هر دو گروه سربازان باتجربه و جدید تشدید کرد.

arm [اسم]
اجرا کردن

سلاح

Ex:

شورشیان با سلاح‌های مدرن تجهیز شدند.

to wage [فعل]
اجرا کردن

کاری را شروع کردن

Ex: The nonprofit organization has been waging a relentless battle against hunger , providing aid to those in need .

سازمان غیرانتفاعی در حال جنگیدن با گرسنگی است و به نیازمندان کمک می‌رساند.

to gun down [فعل]
اجرا کردن

به گلوله بستن

Ex:

جنایتکاران نگهبان امنیتی را در طول سرقت به رگبار بستند.

اجرا کردن

ضدحمله

Ex: The rebels organized a counterattack to push back the advancing troops .

شورشیان یک حمله متقابل سازماندهی کردند تا نیروهای پیشرو را به عقب برانند.

infantry [اسم]
اجرا کردن

پیاده نظام

Ex: As frontline troops , the infantry faced the brunt of enemy fire during the assault .

به عنوان نیروهای خط مقدم، پیاده‌نظام بیشترین آتش دشمن را در طول حمله متحمل شد.

ceasefire [اسم]
اجرا کردن

آتش‌بس

Ex: The ceasefire was a sign of progress in the peace negotiations .

آتش‌بس نشانه‌ای از پیشرفت در مذاکرات صلح بود.

bloodshed [اسم]
اجرا کردن

ریختن خون

Ex: Diplomatic efforts aimed to negotiate a peace settlement and end the cycle of bloodshed .

تلاش‌های دیپلماتیک با هدف مذاکره برای یک توافق صلح و پایان دادن به چرخه خونریزی انجام شد.

to subdue [فعل]
اجرا کردن

تحت کنترل درآوردن

Ex: The security forces swiftly subdued the riot with minimal casualties .

نیروهای امنیتی به سرعت شورش را با حداقل تلفات سرکوب کردند.

اجرا کردن

غیرنظامی کردن

Ex: International pressure mounted for the regime to demilitarize and transition to a civilian government .

فشار بین‌المللی برای خلع سلاح رژیم و انتقال به یک دولت غیرنظامی افزایش یافت.

grenade [اسم]
اجرا کردن

نارنجک

Ex: They practiced throwing grenades during military training exercises .

آن‌ها در طول تمرینات آموزش نظامی، پرتاب نارنجک را تمرین کردند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی