افعال عمل دستی - افعال برای پوشاندن
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به پوشاندن اشاره دارند مانند "پیچیدن"، "پوشاندن"، و "پیچیدن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to put something over something else in a way that hides or protects it

پوشاندن
قفسه کتاب برای پوشاندن سوراخ دیوار تا زمان تعمیر استفاده شد.
to cover an object in paper, soft fabric, etc.

بستهبندی کردن
قبل از ارسال شیء شکننده، فرستنده آن را با دقت در بستهبندی حبابی پیچید تا محافظت شود.
to cover something completely, as if with a blanket

پوشاندن, پیچیدن
هنرمند تصمیم گرفت بوم را با یک لایه پرایمر بپوشاند قبل از شروع نقاشی.
to cover something in a protective or concealing manner

پوشاندن, پنهان کردن
مدیر تشییع جنازه مجبور شد تابوت را با پارچهای تشریفاتی بپوشاند.
to cover a wound or part of the body with a piece of cloth for protection

بانداژ کردن, پانسمان کردن
پرستار با مهارت مچ پای آسیب دیده بیمار را باندپیچی کرد تا حمایت فراهم کند.
to wrap or cover something with a long piece of cloth or material

نوارپیچ کردن, در نوار پیچاندن
نوزاد تازه متولد شده در یک پتو نرم پیچیده شده بود، راحت و گرم.
to insert a blade, such as a sword or knife, into its protective covering or holder

غلاف کردن, در غلاف گذاشتن
بعد از تیز کردن خنجرش، آن را با دقت در غلاف گذاشت تا از حوادث جلوگیری کند.
to surround or cover something completely with a protective structure

پیچیدن, پوشاندن
برای محافظت از مجسمه شکننده، هنرمند آن را در یک جعبه چوبی سفارشی قرار داد.
to completely surround or cover something

پوشاندن
مه شروع به پوشاندن منظر کرد و دید را کاهش داد.
to put a substance over the surface of something, often as a covering

روکش کردن, پوشاندن
برای افزایش دوام، قطعات فلزی با یک ماده مقاوم در برابر زنگ زدگی پوشانده شدند.
to cover one thing over another

روی هم قرار دادن, پوشاندن
برای محافظت از سند، او تصمیم گرفت آن را با یک پوشش پلاستیکی شفاف بپوشاند.
to put decorative pieces of wood or metal into the surface of an object in a way that they level with the surface

نازککاری کردن, خاتمکاری کردن
سازنده مبلمان تصمیم گرفت چوب متضادی را منبت کاری کند تا اثر موزاییک زیبایی روی میز ایجاد کند.
to apply a new coating or material to reconstruct the surface of something, especially a road or pavement

بازسازی, دوباره ساختن
برای مقابله با فرسودگی، صاحبان خانه تصمیم گرفتند که ورودی خود را با آسفالت تازه بازسازی کنند.
to cover something with a hard outer layer, forming a crust

پوشاندن با لایه سخت, پوسته پوسته کردن
دستنوشته باستانی با لایههایی از گرد و غبار و کثیفی پوشیده شده بود.
to cover something with a thin, protective layer that is not made of fabric

لمینیت کردن, پوشش پلاستیکی دادن
برای یک پایان کار صاف، طراح پیشنهاد کرد که قفسه کتاب با یک ماده براق لمینیت شود.
to cover something with a type of fine-grained rock

پوشاندن با تخته سنگ, سقف کردن با تخته سنگ
برای ایجاد ظاهری سنتی، صنعتگر تصمیم گرفت کف آشپزخانه را با کاشیهای سنگ لوح بپوشاند.
to cover something with a sweet and often shiny coating

شکراندود کردن
برای یک تم جشنوارهای، کلوچهها قبل از سرو روکش شیرین و براق داده شدند.
to spread a substance over a surface in a messy or uneven manner

پخش کردن, مالیدن
او گریس را روی چرخدندهها مالید تا آنها به نرمی کار کنند.
to coat a surface with plaster or a thick substance

گچ کاری کردن, مالیدن
برای تعمیر ترکها، بنّا مجبور شد سقف را با گچ تازه بپوشاند.
to cover something, often with a sweet and sugary substance, typically in the form of candy or syrup

شکرپاش کردن, پوشاندن با شکر
برای یک مناسبت خاص، شیرینیپز تصمیم گرفت کیک را با اضافه کردن یک لایه شیرین آبنباتی کند.
to cover the surface of something with a thick substance

مالیدن, اعمال کردن
قبل از نصب پوسترها، مطمئن شوید که پشت هر کدام را با چسب آغشته کردهاید تا از افتادن آنها جلوگیری شود.
to cover the surface of an object with a clear liquid that leaves a shine

برق انداختن, لعاب زدن، جلا دادن، آراستن
پس از رنگ آمیزی عرشه، صاحبخانه تصمیم گرفت آن را ورنی کند تا در برابر عوامل جوی مقاومت بیشتری داشته باشد.
to protect or shield from cold, heat, sound, or electricity by surrounding with a material that prevents the transfer of energy

عایق بندی کردن, محافظت کردن
برای صرفهجویی در انرژی، صاحبخانه دوستدار محیط زیست تصمیم گرفت آبگرمکن را عایقبندی کند.
to cover someone or something by placing a hood over them

پوشاندن با هود, هود گذاشتن روی
در هوای سرد، والدین قبل از بیرون رفتن کودک را با یک ژاکت گرم پوشاندند.
to place a lid or cover on something

پوشاندن, بستن
دانشمند ویال حاوی ماده حساس را پوشاند تا آن را از آلودگی محافظت کند.
to cover the surface of an object with a thin layer of decorative material for a more appealing appearance

روکش کردن, پوشاندن سطح یک شی با یک لایه نازک از مواد تزئینی
برای دادن ظاهری مدرن به کابینتها، صاحب خانه تصمیم گرفت آنها را با مادهای صاف و معاصر روکش کند.
to cover something noticeably or heavily by sticking or applying a substance onto it

گچ کاری کردن, پوشاندن
فعالان شهر را با پوستر پوشاندند تا درباره رویداد آینده آگاهیبخشی کنند.
to add padding or cushioning to enhance comfort, protect, or modify the shape of something

حاشیه گذاری, پر کردن
دوچرخهسوار برای راحتتر شدن سواری، صندلی دوچرخه را با یک پوشش ژلهای حفاظت کرد.
to apply a smooth and protective layer onto something, enhancing its appearance or providing a glossy finish

موم زدن
برای محافظت از مبلمان چوبی، صاحب خانه به طور منظم آن را با موم مبلمان با کیفیت موم میزد.
