افعال عمل گفتاری - افعال برای دستورالعملها
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به آموزش اشاره دارند مانند "آموختن"، "مربیگری کردن" و "راهنمایی کردن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to give lessons to students in a university, college, school, etc.

یاد دادن, آموزش دادن، درس دادن
پروفسور این ترم یک دوره در مورد علوم محیط زیست تدریس خواهد کرد.
to guide someone by providing information, training, or advice, helping them acquire new skills or understand a specific subject

آموزش دادن
معلم پیانو در درسهای هفتگی خود به دانشآموزان در تئوری موسیقی و تکنیک آموزش میدهد.
to teach a single student or a few students, often outside a school setting

تدریس خصوصی کردن
به عنوان بخشی از برنامه مشارکت جامعه، معلمان مدرسه به طور منظم به ساکنان محلی در مهارتهای پایه کامپیوتر تدریس خصوصی میکنند.
to act as the supervisor or teacher of someone less experienced

مربیگری کردن
موسیقیدان کهنهکار پیشنهاد کرد که به خواننده جوان بااستعداد راهنمایی کند، دانش خود را درباره صنعت موسیقی و تکنیکهای اجرا به اشتراک بگذارد.
to give a formal talk or presentation to teach someone or a group

سخنرانی کردن
استاد هفتهای دو بار درباره تاریخ هنر رنسانس سخنرانی میکند.
to teach a specific skill or a type of behavior to a person or an animal through a combination of instruction and practice over a period of time

آموزش دادن, تعلیم دادن, یاد دادن
ماه گذشته، او کارمندان را در استفاده از نرمافزار جدید آموزش داد.
to teach someone new skills or knowledge for improvement in the current job, or to enable them to work in a different field

آموزش دادن, تعلیم دادن
دولت برنامههایی را برای آموزش مجدد معدنچیان زغال سنگ در فناوریهای انرژی تجدیدپذیر تأمین مالی کرد تا از انتقال به انرژی پاک حمایت کند.
to help someone or a team learn and improve their skills or achieve goals, often through personalized guidance and feedback

مربیگری کردن
منتور اعضای تیم را در ارتباط موثر مربیگری کرد تا مهارتهای همکاری آنها را بهبود بخشد.
to teach someone, often within a school or university setting

آموزش دادن, تعلیم دادن
دانشگاه هدفش آموزش رهبران آینده است.
to teach someone a specific subject, skill, or area of knowledge

آموزش دادن
کارگاه شرکتکنندگان را در جدیدترین روندهای بازاریابی دیجیتال آموزش خواهد داد.
to make someone develop intellectually or morally

اخلاق آموختن, آموزش دادن
منتور به دنبال آموزش منتی از طریق بازخورد سازنده و راهنمایی بود، تا رشد شخصی و حرفهای را تقویت کند.
to give clarification or knowledge to someone about a particular subject or situation

انتقال دادن (دانش یا اطلاعات)
کارگاه طراحی شده بود تا شرکتکنندگان را در مورد سواد مالی آگاه کند، به آنها کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهای درباره امور مالی خود بگیرند.
to teach new skills, especially related to a current job or industry

آموزش مهارت های جدید, ارتقای مهارت ها
به عنوان بخشی از برنامه توسعه حرفهای، شرکت مهارتهای کارکنان را در بازاریابی دیجیتال ارتقا داد.