افعال عمل گفتاری - فعلها برای سوالات و پاسخها
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به سوالات و پاسخها اشاره میکنند، مانند "پرسیدن"، "پاسخ دادن" و "تحقیق کردن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to use words in a question form or tone to get answers from someone

پرسیدن, سؤال کردن
کارآگاه از مظنون پرسید که شب جنایت کجا بوده است.
to officially ask someone a series of questions about something

بازجویی کردن, بازجویی کردن
بازپرس برای کشف جزئیات حادثه از مظنون سوال کرد.
to ask for information, clarification, or an explanation

پرس و جو کردن, جویا شدن
دانشجو در مورد شرایط ثبتنام در دوره پیشرفته پرسید.
to ask someone a series of questions in order to get information or clarification about a particular topic

بازجویی کردن, پرس و جو کردن
گزارشگر از سلبریتی درباره شایعاتی که در مورد آخرین پروژهشان میچرخید سوال کرد.
to ask questions in order to seek information or clarification

پرسیدن, استنطاق کردن
او از تیم پشتیبانی آنلاین در مورد مشکلی با ورود به حساب کاربری خود پرسید.
to ask someone questions in a formal way

رسماً چیزی را درخواست کردن
معلم تصمیم گرفت دانشآموزان را مورد پرسش قرار دهد تا درک آنها از مفاهیم علمی جدید را ارزیابی کند.
to ask a lot of challenging and persistent questions to get information or clarification

سوالهای زیاد پرسیدن
در طول مناظره، مجری از نامزدهای سیاسی در مورد سیاستها و برنامههای پیشنهادی آنها برای آینده بازجویی کرد.
to answer a question in spoken or written form

پاسخ دادن, جواب دادن
در حال حاضر، متخصص به سوالات مخاطبان به صورت فعال پاسخ میدهد.
to say, write, or take action in response to a question or situation

پاسخ دادن, جواب دادن
لطفاً در اسرع وقت به ایمیل پاسخ دهید.
to answer someone by writing or saying something

جواب دادن, پاسخ دادن
او به پیام دوستش با یک یادداشت تشکر صمیمانه برای هدیه تولد پاسخ داد.
to respond to someone often in a witty, angry, or disapproving manner

پاسخ دادن
او به تندی پاسخ داد وقتی برادرش انتخاب لباسش را مورد انتقاد قرار داد، "خب، این سبک من است، نه شما."
to reply quickly and sharply, often in a clever or aggressive manner

جواب متقابل دادن, پاسخ دادن، جواب دادن
در طول بحث، سارا با یک اظهارنظر تند جواب داد که حریفش را برای لحظهای بیصدا کرد.