افعال عمل گفتاری - افعال برای درخواست

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به درخواست اشاره دارند مانند "توسل"، "تقاضا" و "اصرار" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to ask [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She asked her colleague for their opinion on the new project proposal .

او از همکارش خواست نظر خود را در مورد پیشنهاد پروژه جدید بیان کند.

to ask for [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She asked for a favor from her neighbor .

او از همسایه‌اش درخواست کمک کرد.

to request [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: She decided to request additional time to complete the project due to unforeseen circumstances .

او به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده تصمیم گرفت زمان بیشتری برای تکمیل پروژه درخواست کند.

to demand [فعل]
اجرا کردن

تقاضا کردن

Ex: The teacher had to demand silence in the classroom to conduct the important exam without disruptions .

معلم مجبور شد در کلاس سکوت را درخواست کند تا امتحان مهم را بدون اختلال برگزار کند.

to solicit [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: The community organization will solicit volunteers for the upcoming community clean-up event .

سازمان جامعه داوطلبان را برای رویداد آینده پاکسازی جامعه درخواست خواهد کرد.

to apply [فعل]
اجرا کردن

درخواست دادن

Ex: It 's essential to carefully apply for grants that align with your research project .

ضروری است که برای کمک‌های مالی که با پروژه تحقیقاتی شما همخوانی دارند، با دقت درخواست دهید.

اجرا کردن

قید کردن

Ex: The trade agreement stipulates the terms and conditions for the exchange of goods between the two countries .

موافقتنامه تجاری مقرر می‌کند شرایط و ضوابط مبادله کالا بین دو کشور را.

to appeal [فعل]
اجرا کردن

درخواست کردن

Ex: In times of crisis , citizens may appeal to their government for assistance and protection .

در زمان بحران، شهروندان می‌توانند برای کمک و محافظت به دولت خود متوسل شوند.

اجرا کردن

اصرار کردن

Ex:

او اصرار داشت که شنیده شود و نگرانی‌هایش توسط مدیریت مورد توجه قرار گیرد.

to beg [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: She has begged for forgiveness since she realized her mistake .

او از زمانی که متوجه اشتباهش شد، برای بخشش التماس کرده است.

to urge [فعل]
اجرا کردن

تشویق کردن

Ex: Despite facing setbacks , his friends urged him to keep working towards his dream .

علیرغم مواجهه با شکست‌ها، دوستانش او را ترغیب کردند که به سمت رویایش ادامه دهد.

to adjure [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: The student adjured the teacher to further explain the challenging concept .

دانش آموز از معلم درخواست کرد که مفهوم چالش برانگیز را بیشتر توضیح دهد.

to plead [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: In the past , the citizens pleaded with the city council to improve public safety .

در گذشته، شهروندان از شورای شهر درخواست کردند تا ایمنی عمومی را بهبود بخشند.

to entreat [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: I entreated him to accompany me to the ceremony .

من از او درخواست کردم که مرا به مراسم همراهی کند.

to beseech [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: We beseech the authorities to take immediate action to address the growing humanitarian crisis .

ما از مقامات تمنا می‌کنیم که برای مقابله با بحران فزاینده انسانی فوراً اقدام کنند.

to implore [فعل]
اجرا کردن

التماس کردن

Ex: She implored her parents to let her attend the concert , promising to finish her chores .

او از والدینش تمنا کرد که به او اجازه دهند به کنسرت برود، با قول اینکه کارهایش را تمام کند.

to call for [فعل]
اجرا کردن

به چیزی نیاز مبرم داشتن

Ex: Success in this field often calls for years of dedicated practice .

موفقیت در این زمینه اغلب نیازمند سال‌ها تمرین اختصاصی است.

to exact [فعل]
اجرا کردن

خواستن

Ex: The landlord exacted rent from the tenants on the first of every month .

صاحبخانه هر ماه اول اجاره را از مستاجران دریافت می‌کرد.