افعال عمل گفتاری - افعال برای درخواست
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به درخواست اشاره دارند مانند "توسل"، "تقاضا" و "اصرار" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to request for something or tell someone to give or do something

درخواست کردن, تقاضا کردن
to politely request something from someone

درخواست کردن
من از دوستم درخواست وام میکنم تا هزینههای غیرمنتظره را پوشش دهم.
to ask for something politely or formally

درخواست کردن, تقاضا کردن
to ask something from someone in an urgent and forceful manner

تقاضا کردن, خواستن
to request something, usually in a formal or persistent manner

درخواست کردن, تقاضا کردن
تیم فروش برای بهبود محصولات خود از مشتریان درخواست بازخورد کرده است.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
to specify that something needs to be done or how it should be done, especially as part of an agreement

قید کردن, مشخص کردن
قرارداد اجاره مقرر میکند که هیچ حیوان خانگیای در آپارتمان مجاز نیست.
to ask for something, such as money, help, etc. in a serious manner

درخواست کردن, تقاضا کردن، درخواست داشتن
to demand something firmly and persistently

قاطعانه و مداوم چیزی را خواستن, بر انجام یا دریافت چیزی پافشاری کردن
کارمندان بر دستمزدهای منصفانه و شرایط کاری بهتر پافشاری کردند.
to ask someone very earnestly or desperately to do something

التماس کردن, با اصرار درخواست کردن
to persistently try to motivate or support someone, particularly to pursue their goals

تشویق کردن, ترغیب کردن
to strongly and sincerely request something

التماس کردن, درخواست کردن
در مواجهه با تهدیدی قریبالوقوع، شهروندان از دولت خود درخواست کردند تا برای تضمین امنیت آنها سریعاً اقدام کند.
to make an urgent and emotional request for something

التماس کردن, با اصرار درخواست کردن
to ask someone in an emotional or urgent way to do something

التماس کردن, استدعا کردن
در حالی که من از مقامات درخواست میکردم تا به من کمک کنند، یک غریبه مهربان پیشنهاد کمک داد.
to sincerely and desperately ask for something

التماس کردن, استدعا کردن
مادر ناامید از مقامات درخواست کرد تا فرزند گمشدهاش را پیدا کنند.
to earnestly and desperately beg for something

التماس کردن
من از شما تمنا میکنم، به درخواست من گوش دهید و جدیت وضعیت را درک کنید.
to make something required, necessary, or appropriate

به چیزی نیاز مبرم داشتن
این شغل نیازمند سطح بالایی از خلاقیت است.