تلویح کردن
ابروهای بالا انداخته و لحن شکاک او حاکی از تردید در مورد امکانپذیری برنامه بود.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به اشاره و ذکر اشاره دارند مانند "اشاره", "سیگنال" و "ارجاع به" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تلویح کردن
ابروهای بالا انداخته و لحن شکاک او حاکی از تردید در مورد امکانپذیری برنامه بود.
بهطور ضمنی دلالت کردن
لحن صدای معلم ناامیدی از عملکرد کلاس را اشاره میکرد.
به صورت ضمنی اشاره کردن
او با اشاره به دسرهای خوشمزهاش، به طور ظریف اشاره کرد که برای شام یک رستوران خاص را ترجیح میدهد.
کنایه زدن
ستوننویس شایعات، یک رابطه عاشقانه بین دو بازیگر را اشاره کرد، و باعث شایعات بدون شواهد محکم شد.
معنای ضمنی داشتن
پوشیدن لباس سفید در عروسی به طور سنتی حاکی از پاکی و معصومیت است.
(غیرمستقیم) گفتن
آنها نگرانیهای خود را درباره پیشنهاد از طریق کلمات با دقت انتخاب شده اشاره کردند.
علامت دادن
در یک اتاق شلوغ، او با اشارهای محتاطانه به دوستش آن طرف میز علامت داد که به او بپیوندد.
دلالت کردن
اگرچه هرگز به صراحت بیان نشد، نظرات شاهدان حاکی از آن بود که ممکن است بین این دو اختلاف نظر قبلی وجود داشته باشد.
(پس از بررسی) درک کردن
او همیشه خیلی محرمانه است؛ سخت است که به احساسات واقعی او پی برد.
اشاره کردن
رمان به طور ظریف به گذشته آشفته شخصیت اصلی اشاره کرد بدون اینکه به حوادث خاصی بپردازد.
اشاره کردن (در صحبت)
در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.
مختصراً به مطلبی اشاره کردن
مقاله به اشاره کرد به جنبههای مختلف تأثیر محیط زیستی.
متذکر شدن
او نمیخواست مستقیماً به موضوع حساس اشاره کند، بنابراین با دقت کلماتش را انتخاب کرد.
مطرح کردن
او همیشه در مکالمات به یاد میآورد زادگاهش را.
مطرح کردن
در طول شام خانوادگی، او با دقت ایده برنامهریزی برای یک گردهمایی در تابستان آینده را مطرح کرد.
مطرح کردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا راهحلهای جایگزین برای مشکل را مطرح کنند، که تفکر خلاقانه را تقویت میکند.
نقل قول کردن
تاریخنگار برای ارائه شواهد برای تحقیق خود، از منابع اولیه آن دوران نقل قول کرد.
استناد کردن
دانشمند به آزمایشهای قبلی استناد کرد تا فرضیه خود را تأیید کند.
مسلم فرض گرفتن
دانشمند تصمیم گرفت وجود یک ذره کشف نشده را فرض کند تا ناهنجاریهای موجود در دادههای آزمایشی را توضیح دهد.
ارائه دادن
با تشخیص نیاز به تغییر، رهبر تیم یک پیشنهاد برای بازسازی زمانبندی پروژه ارائه داد.