افعال عمل گفتاری - افعال تحسین

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به تحسین اشاره دارند مانند "ستایش"، "تعریف" و "احترام" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عمل گفتاری
to admire [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Children may admire superheroes for their bravery and ability to make the world a better place .

کودکان ممکن است به دلیل شجاعت و توانایی قهرمانان در بهتر کردن جهان، به آنها احترام بگذارند.

to praise [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Critics praised the film for its compelling storyline and exceptional performances .

منتقدان این فیلم را به خاطر داستان جذاب و بازی‌های استثنایی‌اش ستودند.

to commend [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: Recognizing their commitment to sustainability and quality , I genuinely commend this eco-friendly brand to you for your next purchase .

با قدردانی از تعهد آنها به پایداری و کیفیت، من صمیمانه این برند سازگار با محیط زیست را برای خرید بعدی شما توصیه می‌کنم.

to acclaim [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: The award ceremony was a moment to acclaim outstanding individuals in various fields for their exceptional contributions .

مراسم اهدای جوایز لحظه‌ای بود برای ستایش افراد برجسته در زمینه‌های مختلف برای سهم استثنایی‌شان.

to adulate [فعل]
اجرا کردن

کسی را تحسین کردن

Ex: Despite the actor 's mediocre performance , the media continued to adulate them as a rising star .

علیرغم عملکرد متوسط بازیگر، رسانه‌ها همچنان او را به عنوان یک ستاره در حال ظهور ستایش بی‌اندازه می‌کردند.

اجرا کردن

تعریف کردن

Ex: Guests at the party were quick to compliment the host on the delicious and beautifully presented meal .

مهمانان در مهمانی سریعاً میزبان را به خاطر غذای خوشمزه و زیبا تحسین کردند.

to flatter [فعل]
اجرا کردن

چاپلوسی کردن

Ex: The politician flattered the voters by making promises that were too good to be true , aiming to secure their support .

سیاستمدار با دادن وعده‌هایی که چاپلوسانه و بیش از حد خوب بودند تا حقیقت داشته باشند، به دنبال جلب حمایت رای‌دهندگان بود.

to respect [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: The students respect their teacher for her passion and commitment to education .

دانش‌آموزان به خاطر اشتیاق و تعهد معلمشان به آموزش، به او احترام می‌گذارند.

to esteem [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: Critics did not esteem the experimental film for its artistic merits .

منتقدان فیلم تجربی را به خاطر شایستگی‌های هنری‌اش ارزش نگذاشتند.

to revere [فعل]
اجرا کردن

مورد احترام قرار دادن

Ex: Throughout history , philosophers have been revered for their profound insights into human existence .

در طول تاریخ، فیلسوفان به خاطر بینش‌های عمیقشان دربارهٔ وجود انسان مورد احترام بوده‌اند.

to honor [فعل]
اجرا کردن

احترام گذاشتن

Ex: The community honored the local hero by renaming the park in his honor .

جامعه با تغییر نام پارک به افتخار او، از قهرمان محلی تقدیر کرد.

اجرا کردن

بزرگداشت (به یاد کسی) بر پا کردن

Ex: A special event was organized to commemorate the scientist 's groundbreaking discovery .

یک رویداد ویژه برای یادبود کشف انقلابی دانشمند سازماندهی شد.

to credit [فعل]
اجرا کردن

نسبت دادن

Ex: The project 's success is credited to the teamwork of my colleagues .

موفقیت پروژه به کار تیمی همکارانم نسبت داده می‌شود.

to venerate [فعل]
اجرا کردن

ارج نهادن

Ex: The religious group venerates the saints through prayer and rituals .

گروه مذهبی از طریق نماز و آیین‌ها به تقدیس قدیسین می‌پردازد.

to worship [فعل]
اجرا کردن

پرستیدن

Ex: The fanatics worshipped their ideology , adhering to its principles with unwavering dedication and zeal .

متعصب‌ها ایدئولوژی خود را پرستش می‌کردند، با تعهد و اشتیاقی تزلزل‌ناپذیر به اصول آن پایبند بودند.

to idolize [فعل]
اجرا کردن

پرستیدن

Ex: They idolized the band for years and have collected all their albums .

آنها سال‌ها گروه را ستایش می‌کردند و تمام آلبوم‌هایشان را جمع‌آوری کرده‌اند.