حروف اضافه - حروف اضافه شرکت و ارتباط

این حروف اضافه نشان‌دهنده افراد یا چیزهایی هستند که با هم همراه هستند یا به نوعی به هم متصل هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف اضافه
alongside [حرف اضافه]
اجرا کردن

در کنار، با همکاری

Ex: The artist worked alongside a renowned sculptor to create a masterpiece .

هنرمند در کنار یک مجسمه‌ساز مشهور کار کرد تا یک شاهکار خلق کند.

plus [حرف اضافه]
اجرا کردن

in addition to something else

Ex: We need chairs plus tables for the event .
with [حرف اضافه]
اجرا کردن

با

Ex: The family had a picnic with their neighbors in the park .

خانواده با همسایه‌هایشان در پارک پیکنیک داشتند.

along with [حرف اضافه]
اجرا کردن

به همراه

Ex: Along with the email , she received an attached document outlining the terms .

همراه با ایمیل، او سندی ضمیمه دریافت کرد که شرایط را شرح می‌داد.

in association with [حرف اضافه]
اجرا کردن

در همکاری با

Ex: The concert is presented in association with the city 's symphony orchestra .

کنسرت به همراهی ارکستر سمفونی شهر ارائه می‌شود.

in combination with [حرف اضافه]
اجرا کردن

در ترکیب با

Ex: The therapy is most effective when used in combination with counseling .

درمان زمانی که در ترکیب با مشاوره استفاده می‌شود، مؤثرتر است.

in concert with [حرف اضافه]
اجرا کردن

باهم

Ex: The stakeholders are working in concert with the developers to launch the new product .

ذینفعان در هماهنگی با توسعه‌دهندگان برای راه‌اندازی محصول جدید کار می‌کنند.

in conjunction with [حرف اضافه]
اجرا کردن

در همکاری با

Ex: The project will be completed in conjunction with our strategic partners .

پروژه در همکاری با شرکای استراتژیک ما تکمیل خواهد شد.

in tandem with [حرف اضافه]
اجرا کردن

با یکدیگر

Ex: The negotiations proceeded in tandem with discussions about partnership opportunities .

مذاکرات همراه با بحث‌ها درباره فرصت‌های مشارکت پیش رفت.

in unison with [حرف اضافه]
اجرا کردن

به هماهنگی با

Ex: The athletes ran in unison with each other , striving toward the same goal .

ورزشکاران به صورت هماهنگ با یکدیگر دویدند، به سوی یک هدف مشترک تلاش کردند.

to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به

Ex: she 's married to Chris .

او با کریس ازدواج کرده است.

between [حرف اضافه]
اجرا کردن

بین

Ex: The negotiations are ongoing between the two companies .

مذاکرات بین دو شرکت در جریان است.