حروف اضافه - حروف اضافه حرکت و جهت

این حروف اضافه حرکت را نشان می‌دهند یا جهت حرکت را مشخص می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف اضافه
about [حرف اضافه]
اجرا کردن

دور

Ex: The birds were flying about the park .

پرنده‌ها دور پارک پرواز می‌کردند.

aboard [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex: We hurried aboard the ferry just as it began to leave the dock .

ما عجله کردیم سوار کشتی شویم درست وقتی که شروع به ترک اسکله کرد.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

در سراسر

Ex:

او از میان زمین دوید تا توپ را بگیرد.

along [حرف اضافه]
اجرا کردن

در امتداد

Ex: They hiked along the mountain trail , taking in the scenery .

آنها در امتداد مسیر کوهستان پیاده‌روی کردند، از مناظر لذت می‌بردند.

around [حرف اضافه]
اجرا کردن

دور

Ex:

بچه‌ها دور زمین بازی دویدند و می‌خندیدند.

aslant [حرف اضافه]
اجرا کردن

کج

Ex: The rays of the setting sun shone aslant the window.

پرتوهای خورشید غروب کج به پنجره می‌تابید.

by [حرف اضافه]
اجرا کردن

کنار

Ex: He walked by the house without noticing it .

او از کنار خانه رد شد بدون اینکه متوجه شود.

down [حرف اضافه]
اجرا کردن

پایین

Ex: The hiker made his way down the mountain trail , enjoying the beautiful scenery along the way .

کوهنورد به پایین مسیر کوهستان رفت و از مناظر زیبای مسیر لذت برد.

into [حرف اضافه]
اجرا کردن

به داخل

Ex: The detective followed the suspect into the dark alley , keeping a safe distance .
off [حرف اضافه]
اجرا کردن

دور

Ex:

او از روی سقف به پایین روی چمن لغزید.

into [حرف اضافه]
اجرا کردن

به درون، به

Ex:

پرنده به داخل پنجره پرواز کرد، از انعکاس خود وحشت زده شد.

on to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به

Ex: The cat jumped on to the countertop to reach the food .

گربه به روی پیشخوان پرید تا به غذا برسد.

over [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

آنها روی پل در غروب آفتاب راه رفتند.

out [حرف اضافه]
اجرا کردن

به بیرون

Ex: The dog dashed out the house before anyone could stop it .

سگ قبل از اینکه کسی بتواند جلویش را بگیرد از خانه بیرون دوید.

past [حرف اضافه]
اجرا کردن

بعد از (یک مکان)

Ex: She walked past the house and continued down the street .

او از کنار خانه رد شد و به راهش در خیابان ادامه داد.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.

towards [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌سوی

Ex: The ship sailed towards the horizon , disappearing from sight .
with [حرف اضافه]
اجرا کردن

با

Ex: They were sailing with the current .

آنها با جریان در حال حرکت بودند.

up [حرف اضافه]
اجرا کردن

روی

Ex:

ما برای ساعت‌ها در مسیر کوهستان به بالا پیاده‌روی کردیم.