حروف اضافه - حروف اضافه هدف و قصد

این حروف اضافه برای روشن کردن قصد یا هدف پشت یک عمل استفاده می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف اضافه
for [حرف اضافه]
اجرا کردن

برای

Ex: I 've prepared a surprise gift for my sister 's graduation .

من یک هدیه‌ی غافلگیرکننده برای فارغ‌التحصیلی خواهرم آماده کرده‌ام.

in the name of [عبارت]
اجرا کردن

used to indicate the justification for an action

Ex: The charity was established in the name of helping those in need .

سازمان خیریه به نام کمک به نیازمندان تأسیس شد.

for the purpose of [حرف اضافه]
اجرا کردن

به منظور

Ex: He bought a new laptop for the purpose of increasing his productivity .

او یک لپ‌تاپ جدید به منظور افزایش بهره‌وری خود خرید.

out of concern for [حرف اضافه]
اجرا کردن

به دلیل نگرانی برای

Ex: They postponed the event out of concern for the safety of the attendees .

آنها این رویداد را به دلیل نگرانی برای ایمنی شرکت کنندگان به تعویق انداختند.

in pursuit of [حرف اضافه]
اجرا کردن

در تعقیب

Ex: They studied late into the night in pursuit of academic excellence .

آن‌ها تا دیروقت شب در پی برتری تحصیلی مطالعه کردند.

in order to [حرف اضافه]
اجرا کردن

به منظور

Ex: The team implemented new strategies in order to increase sales .

تیم استراتژی‌های جدیدی را به منظور افزایش فروش اجرا کرد.

towards [حرف اضافه]
اجرا کردن

به سوی

Ex:

شرکت در حال برداشتن گام‌هایی به سوی گسترش در بازارهای بین‌المللی است.

for [حرف اضافه]
اجرا کردن

برای

Ex: " Love " is a term used for expressing deep affection and care .

"عشق" اصطلاحی است که برای بیان محبت و مراقبت عمیق استفاده می‌شود.

with a view to [حرف اضافه]
اجرا کردن

با هدف

Ex: She accepted the job offer with a view to advancing her career .

او پیشنهاد شغل را به منظور پیشرفت شغلی خود پذیرفت.

with the intention of [حرف اضافه]
اجرا کردن

با قصد

Ex: The company launched the campaign with the intention of attracting new customers .

شرکت این کمپین را با هدف جذب مشتریان جدید راه‌اندازی کرد.

in hopes (of|that) [حرف اضافه]
اجرا کردن

به امید

Ex:

او از دوستش عذرخواهی کرد به امید اینکه رابطه‌شان ترمیم شود.

with hopes of [حرف اضافه]
اجرا کردن

با امید به

Ex: He joined the team with hopes of winning the championship .

او به تیم پیوست با امید به قهرمانی.