حیوانات - بچه‌های حیوانات

در اینجا نام بچه حیوانات را به انگلیسی یاد خواهید گرفت مانند "kit"، "joey" و "calf".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حیوانات
baby [اسم]
اجرا کردن

بچه (پستانداران)

Ex: The lioness carefully groomed her newborn baby .

شیر ماده با دقت بچه تازه متولد شده خود را تمیز کرد.

kit [اسم]
اجرا کردن

بچه (پستانداران)

hatchling [اسم]
اجرا کردن

جانور تازه‌ازتخم‌درآمده

Ex: The zoo celebrated the hatching of rare bird hatchlings in their aviary .

باغ وحش از تولد جوجه‌های پرندگان نادر در قفس پرندگان خود جشن گرفت.

joey [اسم]
اجرا کردن

بچه‌کانگورو

lamb [اسم]
اجرا کردن

بره

Ex: The farmer took care of the newborn lambs in the barn .

کشاورز از بره‌های تازه متولد شده در انبار مراقبت کرد.

calf [اسم]
اجرا کردن

گوساله

Ex: The farmer proudly showed off the newborn calf to the rest of the herd .

کشاورز با افتخار گوساله تازه متولد شده را به بقیه گله نشان داد.

hind [اسم]
اجرا کردن

گوزن ماده (بیش از سه‌ساله)

filly [اسم]
اجرا کردن

مادیان جوان

Ex:

کره اسب ماده اولین مسابقه خود را برد و وعده بزرگی برای آینده نشان داد.

spat [اسم]
اجرا کردن

بچه (دوکفه‌ای‌ها)

cygnet [اسم]
اجرا کردن

جوجه قو

Ex: The cygnet nestled under its mother 's wing for warmth during the chilly morning .

جوجه قو در صبح سرد برای گرم شدن زیر بال مادرش پناه گرفت.

fledgling [اسم]
اجرا کردن

جوجه نوپر

Ex: The storm posed a danger to the fragile fledgling .

طوفان برای جوجه شکننده خطر ایجاد کرد.

colt [اسم]
اجرا کردن

اسب نر جوان

bantam [اسم]
اجرا کردن

بانتام (نژاد مرغ)

neonate [اسم]
اجرا کردن

نوزاد (زیر یک ماه)

Ex: Parents were given instructions on caring for their neonate before leaving the hospital .

به والدین دستورالعمل‌هایی در مورد مراقبت از نوزاد خود قبل از ترک بیمارستان داده شد.

pup [اسم]
اجرا کردن

توله (سگ و...)

puppy [اسم]
اجرا کردن

توله‌سگ

Ex: He trained his puppy to sit , stay , and come on command .

او به توله سگ خود آموزش داد که بنشیند، بماند و با فرمان بیاید.

cub [اسم]
اجرا کردن

توله (شیر، خرس و...)

eft [اسم]
اجرا کردن

یک سمندر جوان

eyas [اسم]
اجرا کردن

جوجه شاهین

nymph [اسم]
اجرا کردن

نیمف (زیست‌شناسی)

Ex:
animalcule [اسم]
اجرا کردن

ریزجاندار

Ex: Rotifers and tardigrades are multi-cellular animalcules capable of surviving in even the most extreme conditions .

روتیفرها و تاردیگرادها جانوران میکروسکوپی چندسلولی هستند که قادر به زنده ماندن حتی در شدیدترین شرایط هستند.

fawn [اسم]
اجرا کردن

بچه‌آهو

Ex: The forest was alive with the soft footsteps of a fawn .
brit [اسم]
اجرا کردن

*بچه شاه‌ماهی

parr [اسم]
اجرا کردن

بچه (سالمون)

dogie [اسم]
اجرا کردن

گوساله بدون مادر

حیوانات
پستانداران عظیم‌الجثه سگ‌سانان گربه‌سانان نخستی‌سانان
شاخ‌درازان جوندگان کیسه‌داران و تک‌سوراخ‌سانان راسویان
پستانداران آبزی خرس‌ها و تنبل‌ها سایر پستانداران کوچک حیوانات اهلی
نژادهای سگ نژادهای گربه انواع سگ‌ها گاویان
نژادهای گوسفند و خوک اسب‌ها بچه‌های حیوانات صدای حیوانات
انواع حیوانات نر و ماده حیوانات اسامی جمع برای حیوانات خانه حیوانات
تولیدمثل حیوانات کالبدشناسی حیوانات (پستانداران) کالبدشناسی حیوانات (پرندگان) کالبدشناسی حیوانات (ماهی‌ها، حشرات وغیره)
پوشش حیوانات افعال مرتبط با حیوانات اسامی مرتبط با حیوانات صفات مرتبط با حیوانات
پرندگان بی‌پرواز سهره‌ها و سسک‌ها گنجشک‌سانان پرندگان شکاری
پرندگان کنارآبزی کبوتران و قمری‌ها پرندگان گرمسیری و عجیب ماهیان آب‌شیرین
ماهیان آب شور حیوانات دریایی صدف‌داران و نرم‌تنان مارها
سایر خزندگان دوزیستان کرم‌ها عنکبوتیان
زنبورها و مورچه‌ها مگس‌ها، پشه‌ها و پروانه‌ها پروانه‌ها و بیدها سوسک‌ها
ملخ‌ها و سنجاقک‌ها حشرات آفت و انگل رتبه تاکسونومیکی