آموزش - نظریه‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نظریه هایی مانند "ساختارگرایی"، "یادگیری موقعیتی" و "اتصال گرایی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
اجرا کردن

ساختارگرایی

Ex: Teachers incorporate constructivism into their pedagogy to foster critical thinking and problem-solving skills .

معلمان ساختارگرایی را در روش تدریس خود گنجانده‌اند تا تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله را تقویت کنند.

اجرا کردن

اتصال گرایی

Ex: According to connectivism , individuals can enhance their learning by actively participating in online communities and engaging in meaningful interactions with others .

طبق اتصال‌گرایی، افراد می‌توانند یادگیری خود را با مشارکت فعال در جوامع آنلاین و تعامل معنادار با دیگران بهبود بخشند.

behaviorism [اسم]
اجرا کردن

رفتارگرایی

Ex: The use of a time-out in disciplining children is rooted in behaviorism , where the child learns to avoid bad behavior to avoid the consequence .

استفاده از وقفه زمانی در تربیت کودکان ریشه در رفتارگرایی دارد، جایی که کودک یاد می‌گیرد برای اجتناب از عواقب، از رفتار بد اجتناب کند.

اجرا کردن

یادگیری موقعیتی

Ex: In situated learning environments , students are encouraged to collaborate with peers and experts to solve problems and achieve goals within real-world contexts .

در محیط‌های یادگیری موقعیتی، دانش‌آموزان تشویق می‌شوند تا با همسالان و متخصصان همکاری کنند تا مشکلات را حل کنند و به اهداف در زمینه‌های واقعی دست یابند.

اجرا کردن

نظریه آموزشی

Ex: Instructional theory informs decisions about instructional strategies , assessment methods , and classroom management techniques .

تئوری آموزشی تصمیمات مربوط به استراتژی‌های آموزشی، روش‌های ارزیابی و تکنیک‌های مدیریت کلاس را آگاه می‌کند.

اجرا کردن

نظریه فعالیت

Ex: The school 's curriculum was designed with activity theory in mind , encouraging students to actively participate in hands-on learning experiences .

برنامه درسی مدرسه با در نظر گرفتن نظریه فعالیت طراحی شده است، که دانش آموزان را به مشارکت فعال در تجربیات یادگیری عملی تشویق می‌کند.

اجرا کردن

نظریه یادگیری اجتماعی

Ex: In organizational settings , social learning theory suggests that employees develop their skills and attitudes through interactions with coworkers and superiors .

در تنظیمات سازمانی، نظریه یادگیری اجتماعی پیشنهاد می‌کند که کارمندان مهارت‌ها و نگرش‌های خود را از طریق تعامل با همکاران و مافوق‌ها توسعه می‌دهند.

اجرا کردن

نظریه بار شناختی

Ex:

نظریه بار شناختی بر اهمیت ارائه اطلاعات به شیوه‌ای روشن و سازمان‌یافته برای تسهیل یادگیری تأکید می‌کند.

اجرا کردن

نظریه هوش‌های چندگانه

Ex: The theory of multiple intelligences challenges the notion of intelligence as a single , unitary trait and instead embraces the idea of multiple forms of intelligence .

نظریه هوش‌های چندگانه مفهوم هوش را به عنوان یک ویژگی واحد و یکپارچه به چالش می‌کشد و در عوض ایده اشکال متعدد هوش را می‌پذیرد.

اجرا کردن

نظریه پردازش اطلاعات

Ex: Educational interventions based on information processing theory often involve strategies to enhance students ' encoding , organization , and retrieval of information .

مداخلات آموزشی مبتنی بر نظریه پردازش اطلاعات اغلب شامل راهبردهایی برای بهبود رمزگذاری، سازماندهی و بازیابی اطلاعات توسط دانش آموزان می‌شود.

اجرا کردن

نظریه اجتماعی-فرهنگی رشد شناختی

Ex:

زبان نقش محوری در نظریه اجتماعی-فرهنگی رشد شناختی دارد و به عنوان ابزاری برای ارتباط و رشد شناختی عمل می‌کند.

اجرا کردن

نظریه یادگیری تجربی

Ex: Educators who embrace experiential learning theory often design learning activities that encourage students to actively engage with course material and reflect on their learning process .

معلمانی که نظریه یادگیری تجربی را می‌پذیرند، اغلب فعالیت‌های یادگیری را طراحی می‌کنند که دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا به طور فعال با مطالب درسی درگیر شوند و در مورد فرآیند یادگیری خود تأمل کنند.

اجرا کردن

نظریه یادگیری انسانگرایانه

Ex: Humanistic learning theory emphasizes the importance of authenticity , empathy , and unconditional positive regard in the teacher-student relationship .

نظریه یادگیری انسان‌گرا بر اهمیت اصالت، همدلی و توجه مثبت بی‌قید و شرط در رابطه معلم و دانش‌آموز تأکید می‌کند.