شادی عمیق
پس از نهایی شدن معامله، شادمانی در دفتر گسترش یافت.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات مثبت، مانند "شادی", "لذت", "پرشور" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شادی عمیق
پس از نهایی شدن معامله، شادمانی در دفتر گسترش یافت.
شادی یا رضایت عمیق
عطر شیرین کلوچههای تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد و لحظهای از خوشبختی را برای همه در خانه ایجاد کرد.
شادی عمیق
شیطنتهای بازیگوش توله سگها موجی از خنده و شادی را در میان تماشاگران به وجود آورد.
حیرت
کاوش در جزئیات پیچیده یک نسخه خطی تاریخی، مورخ را از شگفتی در برابر صنعتگری گذشته پر کرد.
شادی و هیجان
آنها پس از برنده شدن در قهرمانی، از شادی سرشار بودند.
هیبت
او به ویرانههای باستانی با حیرت نگاه کرد، از تاریخشان شگفتزده شد.
سرگرمی
شیطنت های بازیگوشانه بچه گربه ها سرگرمی بی پایان برای خانواده فراهم کرد.
هیجان
هنگامی که نویسنده مشهور یک رویداد امضای کتاب را اعلام کرد، هیاهویی در جامعه به پا شد.
هیجان
ایده سفر به یک کشور جدید همیشه او را پر از هیجان میکرد.
متقاعدکننده
ارائه کارآفرین آنقدر متقاعدکننده بود که سرمایهگذاران مشتاق بودند پروژه را تأمین مالی کنند.
هیجانانگیز
سفر جادهای خودجوش با دوستان به یک فرار هیجانانگیز و به یاد ماندنی تبدیل شد.
دوستداشتنی
لبخند دلنشین نوزاد قلب همه کسانی که او را دیدند به دست آورد.
شگفتانگیز
آسمان پرستاره در یک شب صاف، منظرهای شگفتانگیز برای تماشا است.
آرامشبخش
حمام گرم پر از نمک اپسوم، تسکین آرامشبخشی برای عضلات دردناک او فراهم کرد.
سرزنده
علیرغم رقابت سخت، تیم در مورد شانس خود برای برنده شدن خوشبین باقی ماند.
خاطرهانگیز
آهنگ نوستالژیک تابستانهای کودکی او را که در ساحل گذرانده بود به یادش آورد.
نشاطبخش
نامه از دوستش یک سورپرایز واقعاً الهامبخش بود.
بسیار خوشحال
او بسیار خوشحال بود وقتی خبر ارتقای شغلی خود را دریافت کرد.
پرشور و حرارت
در طول اعتراض، تظاهرکنندگان با صدایی پرشور شعار دادند و خواستار تغییر شدند.
علاقهمند افراطی
همسر دلسوز او با یک شام رمانتیک او را برای جشن سالگردشان غافلگیر کرد.
خیالپردازانه
نوشتههای رماننویس به دلیل شخصیتهای تخیلی و طرحهای عجیب و غریبش معروف بود که خوانندگان را به قلمروهای خیالی میبرد.
راضی
خندههای شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.
مجذوب کردن
یافتههای تحقیقاتی دانشمند جامعه آکادمیک را مجذوب کرد.
دلوجرئت دادن
در حالی که دیگران تردید داشتند، او فعالانه همسالان خود را با کلمات تشویقکننده تشویق میکرد.
لذت بردن از
من از طعم نان تازه پخته شده با کره ذوب شده لذت میبرم.
تسکین دادن
یک حمام گرم تنش عضلانی را پس از یک روز طولانی تسکین داد.
شاد بودن
اگر تیم قهرمانی را ببرد، هواداران در خیابانها شادی خواهند کرد.
از خود نشان دادن
او همیشه شادی ساطع میکند، و باعث میشود همه اطرافیانش احساس شادابی کنند.
مسحور کردن
سخنرانی فصیح او مخاطبان را مسحور کرد و توجه آنها را از ابتدا تا انتها حفظ کرد.
مسحور کردن
انرژی کنسرت هواداران را مسحور میکند.
همدردی کردن
به عنوان یک درمانگر، او میتوانست با مشکلاتی که مراجعانش در زندگیشان با آن مواجه بودند همدردی کند.
برانگیختن (احساسات)
علاقه مشترک به ادبیات میتواند بیدار کند یک ارتباط عمیق را بین افراد با علایق مشابه.
برانگیختن (احساسات)
مستند قصد داشت با به اشتراک گذاشتن داستانهای شخصی افراد مواجه با سختیها، همدردی را برانگیزد.
خوشمزه
هر لقمه از دسر به خوشمزهای روی زبانش آب میشد.