کلمات انگلیسی برای "موسیقی" | واژگان SAT

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به موسیقی، مانند "composition"، "dissonant"، "aria" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی SAT
composition [اسم]
fa flag

قطعه موسیقی

Ex: She performed a new composition by her mentor .

او یک آهنگ جدید از مربی خود را اجرا کرد.

score [اسم]
fa flag

موسیقی متن

Ex: The orchestra rehearsed tirelessly to perfect the intricate score for the upcoming ballet performance .

ارکستر بی‌وقفه تمرین کرد تا نت پیچیده را برای اجرای باله آینده به کمال برساند.

scale [اسم]
fa flag

گام (موسیقی)

Ex: The guitarist practiced various scales to improve their finger dexterity and knowledge of musical theory .

گیتاریست گام‌های مختلفی را تمرین کرد تا چابکی انگشتان و دانش تئوری موسیقی خود را بهبود بخشد.

harmonic [اسم]
fa flag

هارمونیک

Ex: The violinist carefully tuned each string to produce a clear and vibrant harmonic.

ویولونیست هر سیم را با دقت کوک کرد تا یک هارمونیک واضح و پرانرژی تولید کند.

symphony [اسم]
fa flag

(قطعه موسیقی) سمفونی

Ex: The gentle chirping of the crickets became a nighttime symphony in the quiet countryside .

صدای ملایم جیرجیرک‌ها در روستای آرام به یک سمفونی شبانه تبدیل شد.

concerto [اسم]
fa flag

کنسرتو

Ex: He composed a new concerto for violin and orchestra , which premiered at the music festival .

او یک کنسرتو جدید برای ویولن و ارکستر تصنیف کرد که در جشنواره موسیقی به نمایش درآمد.

melodic [صفت]
fa flag

مربوط به ملودی

Ex: The band 's latest album features melodic guitar solos that showcase their musical talent .

آخرین آلبوم گروه دارای سولوهای گیتار ملودیک است که استعداد موسیقایی آنها را به نمایش می‌گذارد.

saxophonist [اسم]
fa flag

نوازنده ساکسوفون

Ex: She has been a talented saxophonist since her high school band days .

او از روزهای گروه موسیقی دبیرستانش یک ساکسیفونیست با استعداد بوده است.

virtuoso [اسم]
fa flag

نوازنده ماهر

Ex: As a violin virtuoso , she performed complex pieces with ease , leaving listeners spellbound by her skill and artistry .

به عنوان یک ویرتوزو ویولن، او قطعات پیچیده را با سهولت اجرا کرد و شنوندگان را با مهارت و هنر خود مسحور کرد.

fa flag

همراهی (موسیقی)

Ex: In the opera , the orchestra 's lush accompaniment intensified the emotional impact of the soprano 's aria .

در اپرا، همراهی پرطراوت ارکستر، تأثیر احساسی آریای سوپرانو را تشدید کرد.

recitative [اسم]
fa flag

گفت‌آواز (اپرا)

Ex: In the opera , the recitative seamlessly transitioned into the aria , propelling the storyline forward .

در اپرا، رسیتاتیف به آرامی به آریا تبدیل شد و داستان را به جلو برد.

aria [اسم]
fa flag

آریا (موسیقی)

fa flag

ساز زهی

Ex: She learned to play the guitar , a versatile string instrument , during her summer break .

او در تعطیلات تابستانی خود نواختن گیتار، یک ساز زهی همه‌کاره، را یاد گرفت.

fa flag

سازهای بادی چوبی

Ex: The saxophone , though made of brass , is classified as a woodwind instrument due to its reed mechanism .

ساکسیفون، اگرچه از برنج ساخته شده است، به دلیل مکانیسم نی آن به عنوان ساز بادی چوبی طبقه‌بندی می‌شود.

oboe [اسم]
fa flag

ابوا

Ex: The oboe has a distinct and sharp sound .

ابوا صدایی متمایز و تیز دارد.

ukulele [اسم]
fa flag

یوکللی

Ex: She strummed her ukulele with effortless grace , filling the room with the soothing sounds of island music .

او با لطافتی بی‌زحمت یوکللی خود را نواخت و اتاق را پر از صدای آرامش‌بخش موسیقی جزیره کرد.

bagpipe [اسم]
fa flag

نی‌انبان

Ex: He played the bagpipe at the Highland Games , showcasing his skill in traditional Scottish music .

او در بازی‌های هایلند نی انبان نواخت و مهارت خود را در موسیقی سنتی اسکاتلندی به نمایش گذاشت.

accordion [اسم]
fa flag

آکاردئون

Ex: She learned to play the accordion from her grandfather , who was a skilled musician .

او نواختن آکاردئون را از پدربزرگش یاد گرفت، که یک موسیقیدان ماهر بود.

fa flag

پیانوی خودکار

Ex: My grandmother 's house still has a vintage player piano that she loves to use during family gatherings .

خانه مادربزرگ من هنوز یک پیانوی خودکار قدیمی دارد که او عاشق استفاده از آن در جمع‌های خانوادگی است.

percussive [صفت]
fa flag

ضربه‌ای

Ex: His percussive piano playing style emphasized strong , rhythmic patterns .

سبک نوازندگی پیانوی کوبه‌ای او بر الگوهای قوی و ریتمیک تأکید داشت.

amplifier [اسم]
fa flag

تقویت‌کننده الکترونیکی

Ex: She adjusted the settings on the amplifier to enhance the bass tones during the concert .

او تنظیمات تقویت کننده را برای بهبود تن‌های باس در طول کنسرت تنظیم کرد.

dissonant [صفت]
fa flag

ناهماهنگ (صدا)

Ex: The dissonant notes clashed with the melody , producing an unsettling effect .

نت‌های ناسازگار با ملودی برخورد کردند و اثری ناخوشایند ایجاد کردند.

soundscape [اسم]
fa flag

چشم انداز صوتی

Ex: In the concert hall , the soundscape was dominated by the rich tones of the symphony orchestra , filling the space with music .

در سالن کنسرت، منظره صوتی توسط تن‌های غنی ارکستر سمفونیک تسخیر شده بود، فضای سالن را با موسیقی پر می‌کرد.

swing music [اسم]
fa flag

موسیقی سوینگ

Ex: Growing up , my grandparents used to dance to swing music at local ballrooms every Saturday night .

وقتی بزرگ می‌شدم، پدربزرگ و مادربزرگم هر شب شنبه در سالن‌های رقص محلی به موسیقی سوئینگ می‌رقصیدند.

scat [اسم]
fa flag

اسکات

Ex: The scat solo in the jazz performance showcased the vocalist 's improvisational skill and creativity .

سولوی اسکات در اجرای جاز، مهارت بداهه‌پردازی و خلاقیت خواننده را به نمایش گذاشت.