علوم انسانی SAT - دین و سیستم‌های اعتقادی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دین و سیستم های اعتقادی، مانند "کتاب مقدس"، "کافر"، "شهید" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی SAT
Scripture [اسم]
اجرا کردن

کتاب مقدس

Ex: Scripture study is a common practice among Christians to deepen their faith and understanding of biblical teachings .

مطالعه کتاب مقدس یک عمل رایج در میان مسیحیان است برای تعمیق ایمان و درک آنها از تعالیم کتاب مقدس.

deity [اسم]
اجرا کردن

الهه

Ex: The statue in the shrine depicted a revered deity .

مجسمه در حرم یک خدای مورد احترام را به تصویر کشیده بود.

altar [اسم]
اجرا کردن

محراب

Ex: The priest blessed the bread and wine on the altar , preparing them for communion .

کشیش نان و شراب را روی مذبح برکت داد و آنها را برای عشای ربانی آماده کرد.

providence [اسم]
اجرا کردن

مداخله الهی

Ex: The priest spoke of providence during the sermon , highlighting instances where believers witnessed miraculous interventions in their lives .

کشیش در طول موعظه از تقدیر الهی صحبت کرد و به مواردی اشاره کرد که مؤمنان شاهد مداخلات معجزه‌آسا در زندگی خود بودند.

rite [اسم]
اجرا کردن

آیین

Ex: The priest conducted the baptismal rite , welcoming the newborn into the church community .

کشیش مراسم تعمید را انجام داد، و نوزاد تازه متولد شده را به جامعه کلیسا خوش آمد گفت.

mosque [اسم]
اجرا کردن

مسجد

Ex: The mosque 's dome was adorned with intricate geometric patterns and calligraphy .

گنبد مسجد با طرح‌های هندسی پیچیده و خوشنویسی تزیین شده بود.

clergy [اسم]
اجرا کردن

روحانیون

Ex: The clergy discussed the new policy at their monthly meeting .

روحانیون در جلسه ماهانه خود درباره سیاست جدید بحث کردند.

disciple [اسم]
اجرا کردن

هواخواه

Ex: In Buddhism , monks and nuns are considered disciples of the Buddha , following his teachings .

در بودیسم، راهبان و راهبه‌ها به عنوان شاگردان بودا در نظر گرفته می‌شوند که از آموزه‌های او پیروی می‌کنند.

monk [اسم]
اجرا کردن

راهب

Ex: The monastery welcomed visitors who sought spiritual guidance from the monks .

صومعه از بازدیدکنندگانی استقبال کرد که به دنبال راهنمایی معنوی از راهبان بودند.

اجرا کردن

فرقه

Ex: The denomination 's leadership met to discuss theological issues and organizational policies .

رهبری فرقه برای بحث در مورد مسائل الهیاتی و سیاست‌های سازمانی گرد هم آمدند.

hymn [اسم]
اجرا کردن

سرود روحانی

Ex: The pastor selected a hymn that matched the theme of the sermon .

کشیش یک سرود مذهبی را انتخاب کرد که با موضوع موعظه مطابقت داشت.

gospel [اسم]
اجرا کردن

آموزه

Ex: The sermon explains the gospel of compassion .
pilgrimage [اسم]
اجرا کردن

زیارت

Ex: Some Native American tribes have sacred pilgrimage sites , and tribal members undertake journeys to connect with their spiritual heritage .

برخی از قبایل بومی آمریکا مکان‌های مقدس زیارتی دارند و اعضای قبیله برای ارتباط با میراث معنوی خود سفرهایی را انجام می‌دهند.

benediction [اسم]
اجرا کردن

نیایش

Ex: The priest offered a benediction at the end of the ceremony .

کشیش در پایان مراسم یک دعای خیر ارائه داد.

secular [صفت]
اجرا کردن

غیرمذهبی

Ex: Secular holidays celebrate events or traditions that are not rooted in religious practices .

تعطیلات سکولار رویدادها یا سنت‌هایی را جشن می‌گیرند که در اعمال مذهبی ریشه ندارند.

sacred [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The temple is a sacred place of worship for Hindus .

معبد یک مکان مقدس برای عبادت هندوها است.

pagan [صفت]
اجرا کردن

کافر

Ex:

فیلم به تصویر کشید برخورد بین باورهای مسیحی و کافر در دوران قرون وسطی.

to minister [فعل]
اجرا کردن

خدمت کردن

Ex: The pastor spent many years ministering , spreading the message of compassion and love .

کشیش سال‌های زیادی را به خدمت گذراند و پیام مهربانی و عشق را گسترش داد.

to baptize [فعل]
اجرا کردن

تعمید دادن

Ex: John decided to be baptized in the traditional manner , through full immersion .

جان تصمیم گرفت به روش سنتی، از طریق غوطه‌وری کامل تعمید داده شود.

اجرا کردن

تقدیس کردن

Ex: The ceremony served to consecrate the marriage vows , invoking divine blessings on the union .

مراسم برای تقدیس سوگندهای ازدواج انجام شد و برکت الهی را بر این پیوند فراخواند.

dogma [اسم]
اجرا کردن

اصول جزمی

Ex: Critics argued that the company 's dogma stifled creativity and innovation .

منتقدان استدلال کردند که دگم شرکت خلاقیت و نوآوری را خفه می‌کند.

motto [اسم]
اجرا کردن

شعار

Ex: The organization 's motto , " Service Above Self , " underscores its dedication to serving the community .

شعار سازمان، "خدمت فراتر از خود"، بر تعهد آن به خدمت‌رسانی به جامعه تأکید می‌کند.

credo [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد

Ex: A personal development credo might include principles of self-reflection , continuous learning , and empathy toward others .

یک credo توسعه شخصی ممکن است شامل اصول خوداندیشی، یادگیری مستمر و همدلی با دیگران باشد.

اجرا کردن

اعتقاد به احضار ارواح

Ex: The conference was focused on discussing the practices of spiritualism .

کنفرانس بر بحث در مورد روش‌های روح‌گرایی متمرکز بود.

idealism [اسم]
اجرا کردن

آرمان‌گرایی

Ex: Some argue that idealism can blind us to practical solutions .

برخی استدلال می‌کنند که آرمان‌گرایی می‌تواند ما را نسبت به راه‌حل‌های عملی کور کند.

اجرا کردن

بنیادگرایی

Ex: The rise of fundamentalism in the region has led to increased tensions between different religious groups .

افزایش بنیادگرایی در منطقه منجر به افزایش تنش بین گروه‌های مذهبی مختلف شده است.

empiricism [اسم]
اجرا کردن

تجربه‌گرایی

Ex: Philosophical empiricism challenged purely rationalist approaches .
اجرا کردن

فردگرایی

Ex: The philosophy of individualism often contrasts with collectivist cultures that stress group harmony .

فلسفه فردگرایی اغلب با فرهنگ‌های جمع‌گرا که بر هماهنگی گروهی تأکید می‌کنند، در تضاد است.

consumerism [اسم]
اجرا کردن

مصرف‌گرایی

Ex: Some people embrace minimalism as a way to resist the pressures of consumerism and live more intentionally .

برخی از افراد مینیمالیسم را به عنوان راهی برای مقاومت در برابر فشارهای مصرف گرایی و زندگی آگاهانه تر می پذیرند.

dualism [اسم]
اجرا کردن

دوگانه‌گرایی

Ex: Dualism in ethics may involve the recognition of two distinct moral principles or systems , such as deontological and consequentialist ethics .

دوگانگی در اخلاق ممکن است شامل شناسایی دو اصل یا سیستم اخلاقی متمایز، مانند اخلاق وظیفه‌گرا و اخلاق پیامدگرا باشد.

egalitarian [اسم]
اجرا کردن

مساوات طلب

Ex: As an egalitarian , she emphasized the importance of equitable healthcare access for everyone .

به عنوان یک برابری‌خواه، او بر اهمیت دسترسی عادلانه به مراقبت‌های بهداشتی برای همه تأکید کرد.

utilitarian [اسم]
اجرا کردن

فایده‌گرا

Ex:

او به معضل اخلاقی از دیدگاه فایده‌گرایانه نزدیک شد، منافع و آسیب‌ها را برای تعیین بهترین مسیر عمل سنجید.

pacifist [اسم]
اجرا کردن

آرامش‌طلب

Ex: The play tells the story of a pacifist struggling during a time of war .

این نمایش داستان یک صلح‌طلب را روایت می‌کند که در دوران جنگ در تلاش است.

zealot [اسم]
اجرا کردن

متعصب

Ex: The zealot 's speeches stirred both admiration and fear .

سخنرانی‌های متعصب هم تحسین و هم ترس برانگیخت.

radical [اسم]
اجرا کردن

فرد افراطی

Ex: The movement attracted radicals from across the country .
اجرا کردن

لغو کننده

Ex: Harriet Tubman was a fearless abolitionist who helped countless slaves escape to freedom .

هریت تابمن یک لغوکننده برده‌داری بی‌باک بود که به بردگان بی‌شماری برای فرار به سوی آزادی کمک کرد.

extremist [اسم]
اجرا کردن

افراطی

Ex: Extremists on both sides of the debate clashed violently during the protest .

افراط‌گرایان از هر دو طرف بحث در طول اعتراض به خشونت برخورد کردند.

martyr [اسم]
اجرا کردن

شهید

Ex: The martyr 's story was told to inspire future generations .

داستان شهید برای الهام بخشیدن به نسل‌های آینده روایت شد.