چابکی
چابکی هنرمند در هر قلمضربه آشکار بود.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای انسانی و ظاهر، مانند "سرزندگی"، "حریص"، "بیاحساس" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چابکی
چابکی هنرمند در هر قلمضربه آشکار بود.
اشتها
دارو عوارض جانبی داشت که اشتها او را کاهش داد و منجر به نگرانی در مورد حفظ تغذیه مناسب شد.
ترجیح دست
تیم بیس بال شامل بازیکنانی با دست برتری متنوع بود، که به آنها مزیت استراتژیک میداد.
قدرت
بحث پر جنب و جوش بود، با هر شرکت کننده ای که با حرارت زیاد از نظرات خود دفاع میکرد.
شخصیت
مردم شخصیت مستقل او را بسیار جذاب مییابند.
نشاط
شادابی بازیگر انرژی پر جنب و جوشی به صحنه آورد.
طاقت
استقامت او در مقابل از دست دادن شخصی تحسین برانگیز بود.
استقامت
ساختن استقامت از طریق ورزش منظم برای سلامت و تناسب اندام کلی مهم است.
رفتار
با رفتار مطمئن، او در جلسه به طور مستقیم به مسائل پرداخت.
منابع
معلم خلاقیت دانش آموز را در تکمیل پروژه با مواد بازیافتی تحسین کرد.
نوجوانی
نوسان عاطفی مشخصه نوجوانی میتواند این وضعیت را برای نوجوانان و والدینشان چالشبرانگیز کند.
تیز (در توجه به جزئیات)
علیرغم ازدحام اتاق، میزبان توجه به سرعت ترجیحات مهمانان را شناسایی کرد و بر اساس نیازهای آنها عمل کرد.
سختکوش
آنها به اخلاق سختکوش کاری او که برای دیگران الگو بود، تحسین کردند.
توانا
عملی
رهبر جامعه بر پاسخ عملی به مسائل فوری تأکید کرد و با راهحلهای عملی به نیازهای فوری پرداخت.
خسیس
صاحبخانه خسیس با وجود درخواستهای مکرر، هرگز وسایل خراب را تعمیر نکرد.
منزوی
همسایهها این بیوه زن مسن که در انتهای خیابان تنها زندگی میکرد را بسیار منزوی توصیف کردند، به ندرت او را خارج از خانه میدیدند.
دوشیزه
شاهدخت دوشیزه منتظر شاهزاده جذاب خود بود تا او را از پا درآورد.
خسته
پس از یک هفته طولانی کار، او احساس خستگی میکرد و نیاز به استراحت داشت.
کند و سنگین
قدمهای سنگین فیل زمین را لرزاند.
خستهوکوفته
رانندگی برای ساعتهای متوالی او را خسته کرد، بنابراین توقف کرد تا چرت بزند.
شجاع
عمل شجاعانه روبرو شدن با ترسهایش به امیلی اجازه داد تا بر هراسش از سخنرانی در جمع غلبه کند.
مرموز
هنرمند پنهانکار به ندرت الهام پشت اثرش را فاش میکرد، ترجیح میداد بینندگان خودشان آن را تفسیر کنند.
متخصص
سرآشپز در ایجاد غذاهای گورمه از آشپزیهای مختلف ماهر است.
باطمأنینه
او در کنار استخر دراز کشیده بود، در حالی که نوشیدنی اش را با حرکات کند مینوشید.
مشتاق
مسافر مشتاق هر زمان که ممکن باشد مقاصد جدید را کاوش میکند، در جستجوی ماجراجویی.
سیریناپذیر
کرم حریص هر برگ روی گیاه را خورد و آن را لخت گذاشت.
مسامحهکار
وقتی در مورد قرار از دست رفته از او پرسیدند، یک شانه بیتفاوت بالا انداخت.
لجباز
اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه میشد.
پرهیاهو
یک گروه پر سر و صدا به کافه هجوم آورد و صندلیها را واژگون کرد.
سرکش
روح سرکش او اشتیاقش به فعالیتگرایی را شعلهور کرد و او را به شرکت در اعتراضات و تظاهرات کشاند.
کوشا
علیرغم مواجهه با شکستها، نگرش مصمم او او را به تلاش برای موفقیت سوق داد.
اجتماعی
او همیشه یک فرد معاشرتی بوده است، در هر کجا که میرود دوست پیدا میکند.
آسودهخاطر
علیرغم هرج و مرج اطرافش، او آرام ماند و توانست اوضاع را تحت کنترل نگه دارد.
سرزنده
هواداران پرنشاط بودند در حالی که برای تیم مورد علاقهشان در بازی قهرمانی تشویق میکردند.
بیعاطفه
حتی در شرایط استرسزا، او بیاحساس و آرام باقی ماند.
خوفناک
غرش ترسناک شیر آنها را به لرزه انداخت.
بیرحم
او با خیانت به نزدیکترین دوستانش برای پیشرفت، طبیعت بیرحم خود را نشان داد.
معلول
هنرمند معلول با استفاده از ابزارها و تکنیکهای انطباقی، آثار هنری زیبایی خلق میکند.
میهن پرست
جشن میهنی با رژه و آتشبازی، استقلال کشور را گرامی داشت.
مراقب
او از دادن اطلاعات شخصی به تماسگیرندگان ناشناس احتیاط میکرد.
تنها و بیکس
علیرغم اینکه توسط مردم احاطه شده بود، نمیتوانست احساسات تنهایی خود را از بین ببرد.
محتاط
او تصمیم عاقلانهای گرفت که تعطیلات خود را تا زمانی که پول کافی پسانداز کند به تعویق بیندازد.
حالت بدن
تمرین وضعیت، وضعیت قوی و ثبات هستهای را توسعه میدهد.
صورت
چهره او زمانی که دوست گمشده قدیمی خود را دید که نزدیک میشود، روشن شد.
قامت
علیرغم قد متوسطش، حضورش در اتاق مسلط بود.
لاغری
لاغری مدل مد او را به انتخاب محبوبی برای نمایش های مد تبدیل کرد.
اخم
چهره درهم کشیده سختگیرانه معلم به دانش آموزان هشدار داد که خوب رفتار کنند.
شیک
عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر میرسید، در حالی که در راهرو راه میرفت، از لطف و جذابیت میدرخشید.
ژندهپوش
مسافر پس از روزها پیادهروی در کوهستان ژولیده به نظر میرسید، با خاکی که روی صورت و لباسش مالیده شده بود.
کبود شده
او به آرگی گونه کبود خود را لمس کرد، از درد به خود لرزید.