علوم ACT - Biology

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زیست‌شناسی، مانند "تجزیه"، "جذب"، "ویروس" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون‌های ACT کمک می‌کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم ACT
organism [اسم]
اجرا کردن

جاندار

Ex: Scientists study how environmental changes affect the behavior and survival of organisms .

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه تغییرات محیطی بر رفتار و بقای ارگانیسم‌ها تأثیر می‌گذارد.

اجرا کردن

محیط رشد

Ex: They adjusted the growth medium to support optimal plant development .

آنها محیط رشد را برای حمایت از رشد بهینه گیاه تنظیم کردند.

culture [اسم]
اجرا کردن

کشت

Ex: Aquarists maintain cultures of microorganisms to feed to fish and other aquatic organisms in aquariums .

آکواریوم‌دارها کشت میکروارگانیسم‌ها را برای تغذیه ماهی‌ها و سایر موجودات آبزی در آکواریوم‌ها نگهداری می‌کنند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

specimen [اسم]
اجرا کردن

نمونه (آزمایش)

Ex: The forensic scientist examined a hair specimen found at the crime scene to gather evidence .

دانشمند پزشکی قانونی یک نمونه موی پیدا شده در صحنه جرم را برای جمع‌آوری شواهد بررسی کرد.

strain [اسم]
اجرا کردن

نژاد

Ex: Plant breeders select for strains of crops that are resistant to pests or have higher yields .

پرورش‌دهندگان گیاهان، نژادهای محصولات مقاوم به آفات یا با بازدهی بالاتر را انتخاب می‌کنند.

to secrete [فعل]
اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: Endocrine glands secrete hormones that play crucial roles in various bodily functions .

غده‌های درون‌ریز ترشح می‌کنند هورمون‌هایی که نقش‌های حیاتی در عملکردهای مختلف بدن دارند.

to excrete [فعل]
اجرا کردن

دفع کردن

Ex:

پوست عرق را دفع می‌کند تا دمای بدن را تنظیم کند.

eukaryote [اسم]
اجرا کردن

یوکاریوت

Ex:

مخمر، نوعی قارچ، یک میکروارگانیسم یوکاریوتی است که در پخت نان و دم کردن آبجو استفاده می‌شود.

meiosis [اسم]
اجرا کردن

میوز

Ex: Meiosis helps maintain a stable chromosome number across generations by halving the number of chromosomes in gametes .

میوز به حفظ تعداد پایدار کروموزوم‌ها در نسل‌ها با نصف کردن تعداد کروموزوم‌ها در گامت‌ها کمک می‌کند.

mitosis [اسم]
اجرا کردن

میوز

Ex: In asexual reproduction , organisms reproduce through mitosis , giving rise to genetically identical offspring .

در تولید مثل غیرجنسی، موجودات از طریق میتوز تکثیر می‌یابند، که منجر به ایجاد فرزندانی با ژنتیک یکسان می‌شود.

prophase [اسم]
اجرا کردن

پروفاز

Ex: Microtubules grow from the centrosomes during prophase to form the mitotic spindle .

میکروتوبول‌ها در طول پروفاز از سانتریول‌ها رشد می‌کنند تا دوک میتوزی را تشکیل دهند.

metaphase [اسم]
اجرا کردن

متافاز

Ex:

متافاز I اطمینان می‌دهد که هر سلول دختر ترکیب منحصر به فردی از کروموزوم‌ها را از هر والد دریافت می‌کند.

anaphase [اسم]
اجرا کردن

آنافاز

Ex: The separation of chromosomes in anaphase is a critical step in maintaining genetic stability during cell division .

جدا شدن کروموزوم‌ها در آنافاز گامی حیاتی در حفظ ثبات ژنتیکی در طول تقسیم سلولی است.

telophase [اسم]
اجرا کردن

تلو فاز

Ex:

تلوفاز II پس از تقسیم دوم در میوز اتفاق می‌افتد و منجر به تشکیل چهار سلول دختری هاپلوئید می‌شود.

اجرا کردن

تجزیه زیستی

Ex: Biodegradable packaging materials gradually biodegrade in landfills , reducing environmental impact .

مواد بسته‌بندی قابل تجزیه زیستی به تدریج در محل‌های دفن زباله تجزیه می‌شوند و تأثیر محیطی را کاهش می‌دهند.

اجرا کردن

تنوع زیستی

Ex: Preserving biodiversity is crucial for maintaining the balance of natural ecosystems .

حفظ تنوع زیستی برای حفظ تعادل اکوسیستم‌های طبیعی حیاتی است.

biometrics [اسم]
اجرا کردن

بیومتریک

Ex: The field of biometrics extends statistical techniques to analyze biological data for medical diagnostics and disease prediction .

حوزه بیومتریک تکنیک‌های آماری را برای تحلیل داده‌های بیولوژیکی برای تشخیص پزشکی و پیش‌بینی بیماری گسترش می‌دهد.

mucus [اسم]
اجرا کردن

خلط

Ex: The swimmer coughed up mucus after spending hours in the chlorinated pool , irritating her respiratory system .

شناگر پس از گذراندن ساعتها در استخر کلردار موکوس را سرفه کرد که باعث تحریک سیستم تنفسی او شد.

اجرا کردن

زیست‌شناسی

Ex: Many breakthroughs in medicine are due to advancements in microbiology .

بسیاری از پیشرفت‌ها در پزشکی به دلیل پیشرفت‌ها در میکروبیولوژی است.

virion [اسم]
اجرا کردن

ویرون

Ex: HIV virions bud from host cells , incorporating host membrane proteins into their envelope .

ویروس‌های کامل HIV از سلول‌های میزبان جوانه می‌زنند و پروتئین‌های غشای میزبان را در پوشش خود قرار می‌دهند.

اجرا کردن

شرطی‌سازی

Ex:

تهویه مطبوع دما و سطح رطوبت داخلی را برای راحتی تنظیم می‌کند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

ecology [اسم]
اجرا کردن

بوم‌شناسی

Ex: As an expert in ecology , she conducts research on habitat destruction .

به عنوان یک متخصص در بوم‌شناسی، او تحقیقاتی درباره تخریب زیستگاه انجام می‌دهد.

اجرا کردن

انسان‌ساخت

Ex: Air pollution from industrial activities is a significant anthropogenic contributor to respiratory illnesses .

آلودگی هوا ناشی از فعالیت‌های صنعتی یک عامل انسانی قابل توجه در بیماری‌های تنفسی است.

ecotourism [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌گردی

Ex: He advocates for ecotourism as a way to balance travel and environmental preservation .

او از اکوتوریسم به عنوان راهی برای متعادل کردن سفر و حفظ محیط زیست دفاع می‌کند.

motility [اسم]
اجرا کردن

تحرک

Ex: Ciliated cells in the respiratory tract have motility to sweep mucus and debris out of the lungs .

سلول‌های مژکدار در مجاری تنفسی دارای تحرک هستند تا مخاط و ذرات را از ریه‌ها خارج کنند.

protist [اسم]
اجرا کردن

پروتیست

Ex: Protists exhibit a wide range of shapes and sizes , from single-celled organisms to complex algae .

پروتیست‌ها طیف گسترده‌ای از اشکال و اندازه‌ها را نشان می‌دهند، از موجودات تک‌سلولی تا جلبک‌های پیچیده.

homologous [صفت]
اجرا کردن

متشابه

Ex: Within the animal kingdom , one can find homologous bone structures that suggest a shared lineage .

در قلمرو حیوانات، می‌توان ساختارهای استخوانی همولوگ را یافت که نشان‌دهنده یک نسب مشترک هستند.

اجرا کردن

زیست‌تابی

Ex: Certain fungi in tropical forests emit eerie greenish-blue bioluminescence , lighting up the forest floor at night .

برخی قارچ‌ها در جنگل‌های گرمسیری، بیولومینسانس سبز-آبی عجیبی منتشر می‌کنند که کف جنگل را در شب روشن می‌کند.

hydroid [اسم]
اجرا کردن

هیدروئید

Ex: While snorkeling , we observed a beautiful array of colorful hydroids swaying in the current .

در حالی که غواصی با لوله تنفس می‌کردیم، مجموعه‌ای زیبا از هیدروئیدهای رنگارنگ را مشاهده کردیم که در جریان آب تاب می‌خوردند.

mycelium [اسم]
اجرا کردن

میسلیوم

Ex: Mycelium networks play a vital role in plant communication and nutrient exchange .

شبکه‌های میسلیوم نقش حیاتی در ارتباط گیاهان و تبادل مواد مغذی دارند.

mutualist [صفت]
اجرا کردن

متقابل

Ex:

برخی گونه‌های مورچه‌ها همیار هستند و شته‌ها را در ازای عسلک محافظت می‌کنند.

commensal [صفت]
اجرا کردن

همسفره

Ex:

برخی حشرات رفتار همسفره‌ای را با زندگی در لانه‌های مورچه‌ها بدون تأثیرگذاری بر کلونی مورچه‌ها نشان می‌دهند.

اجرا کردن

جذب کردن

Ex: The human body assimilates vitamins and minerals from the food we eat .

بدن انسان ویتامین‌ها و مواد معدنی را از غذایی که می‌خوریم جذب می‌کند.

spore [اسم]
اجرا کردن

هاگ

Ex: Scientists collected spores from the ancient cave walls to study prehistoric fungi .

دانشمندان هاگ‌ها را از دیواره‌های غار باستانی جمع‌آوری کردند تا قارچ‌های ماقبل تاریخ را مطالعه کنند.

biomass [اسم]
اجرا کردن

زیست توده

Ex: The biomass of insects in a healthy ecosystem can indicate its ecological stability .

بیوماس حشرات در یک اکوسیستم سالم می‌تواند نشان‌دهنده ثبات اکولوژیکی آن باشد.

taxonomic [صفت]
اجرا کردن

تقسیم‌بندی‌شناختی

Ex:

گیاه بر اساس ساختار گلش در یک گروه تاکسونومی قرار گرفت.

petri dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف پتری

Ex: Petri dishes are essential tools in microbiology for isolating and identifying different strains of bacteria .

پتری دیش ابزارهای ضروری در میکروبیولوژی برای جداسازی و شناسایی سویه‌های مختلف باکتری هستند.

agar [اسم]
اجرا کردن

آگار

Ex: The agar cubes added a delightful chewiness to the tropical fruit salad .

مکعب‌های آگار به سالاد میوه گرمسیری یک جویدنی دلپذیر اضافه کردند.

virulent [صفت]
اجرا کردن

بیماری‌زا

Ex:

دانشمندان پاتوژن کشنده را برای توسعه یک واکسن موثر مطالعه کردند.

اجرا کردن

تجزیه

Ex: Forest ecosystems rely on decomposition to recycle organic matter and sustain plant growth .

اکوسیستم‌های جنگلی به تجزیه متکی هستند تا مواد آلی را بازیافت کنند و رشد گیاهان را حفظ کنند.

substrate [اسم]
اجرا کردن

زیرلایه

Ex: The biofilm developed on the substrate of the water pipe , consisting of various microorganisms .

بیوفیلم روی زیرلایه لوله آب توسعه یافت، متشکل از میکروارگانیسم‌های مختلف.

adaptation [اسم]
اجرا کردن

the process by which organisms evolve traits that improve their chances of survival and reproduction in a particular environment

Ex: The beak shape of finches is an adaptation to available seeds .
ameba [اسم]
اجرا کردن

آمیب

Ex:

تولید مثل در آمیب‌ها اغلب شامل تقسیم سلولی می‌شود، که سلول به دو سلول دختری تقسیم می‌شود.

اجرا کردن

فیزیولوژیست

Ex: An exercise physiologist studies how the body responds to physical activity and exercise .

یک فیزیولوژیست ورزشی مطالعه می‌کند که بدن چگونه به فعالیت بدنی و ورزش پاسخ می‌دهد.

genus [اسم]
اجرا کردن

جنس (زیست‌شناسی)

Ex:

سرده هومو شامل انسان‌های مدرن و نزدیک‌ترین خویشاوندان منقرض شده ما، مانند هومو نئاندرتال‌ها می‌شود.