علوم ACT - الکترومغناطیس و مکانیک

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به الکترومغناطیس و مکانیک، مانند "گشتاور"، "آند"، "تکیه گاه" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک می کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم ACT
voltage [اسم]
اجرا کردن

ولتاژ

Ex:

ولتاژ باتری در حال مرگ از 9 ولت به 6 ولت کاهش یافت.

resistor [اسم]
اجرا کردن

مقاومت

Ex:

مقاومت‌های متغیر، که به عنوان پتانسیومتر نیز شناخته می‌شوند، امکان تنظیم دستی مقاومت در یک مدار را فراهم می‌کنند.

circuit [اسم]
اجرا کردن

مدار انرژی

Ex:

یک مدار مجتمع چندین قطعه الکترونیکی را در یک تراشه واحد ترکیب می‌کند.

اجرا کردن

اَبَررسانندگی

Ex: The train 's levitation system relies on superconductivity for frictionless movement .

سیستم شناور قطار بر اساس ابررسانایی برای حرکت بدون اصطکاک کار می‌کند.

اجرا کردن

الکتریسیته دادن

Ex: The storm 's lightning can electrify anything it strikes , posing a significant danger .

صاعقه طوفان می‌تواند هر چیزی را که به آن برخورد کند الکتریسیته دار کند، که خطر قابل توجهی دارد.

anode [اسم]
اجرا کردن

آند

Ex:

در یک سیستم خلاء، آند هر مولکول گاز باقیمانده را جذب و جمع‌آوری می‌کند تا خلاء حفظ شود.

cathode [اسم]
اجرا کردن

کاتد

Ex:

لوله اشعه کاتدی در تلویزیون‌های قدیمی الکترون‌ها را ساطع می‌کند، که سپس به صفحه نمایش هدایت می‌شوند تا تصاویر تولید کنند.

اجرا کردن

برق استاتیک

Ex: Lightning is a natural phenomenon caused by static electricity buildup in clouds .

رعد و برق یک پدیده طبیعی است که در اثر تجمع الکتریسیته ساکن در ابرها ایجاد می‌شود.

اجرا کردن

(باتری یا دستگاه) قابل شارژ

Ex: The new phone comes with a rechargeable lithium-ion battery .

تلفن جدید با یک باتری لیتیوم یونی قابل شارژ عرضه می‌شود.

generator [اسم]
اجرا کردن

ژنراتور

Ex: The steam generator in a nuclear power plant produces steam to drive turbines that generate electricity .

ژنراتور بخار در یک نیروگاه هسته‌ای، بخار تولید می‌کند تا توربین‌هایی را که برق تولید می‌کنند، به حرکت درآورد.

solar cell [اسم]
اجرا کردن

سلول خورشیدی

Ex: Researchers are exploring new materials and designs to improve the efficiency of solar cells .

محققان در حال بررسی مواد و طراحی‌های جدید برای بهبود کارایی سلول‌های خورشیدی هستند.

radiation [اسم]
اجرا کردن

تشعشع

Ex: Radio antennas transmit radiation across long distances .
اجرا کردن

فتوولتائیک

Ex:

سیستم‌های فتوولتائیک بر روی پشت‌بام‌ها نصب می‌شوند تا انرژی خورشیدی را برای خانه‌ها و کسب‌وکارها مهار کنند.

اجرا کردن

الکترومغناطیسی

Ex:

طیف الکترومغناطیسی محدوده فرکانس‌های تابش الکترومغناطیسی را توصیف می‌کند.

اجرا کردن

میدان مغناطیسی

Ex: Scientists study the magnetic field of the sun to understand solar flares and their effects on Earth .

دانشمندان میدان مغناطیسی خورشید را مطالعه می‌کنند تا شعله‌های خورشیدی و اثرات آن‌ها بر زمین را درک کنند.

lever [اسم]
اجرا کردن

اهرم

Ex: A lever makes it easier to lift heavy objects with less effort .

اهرم بلند کردن اجسام سنگین را با تلاش کمتر آسان می‌کند.

vibration [اسم]
اجرا کردن

ارتعاش

Ex: The earthquake 's vibration was felt throughout the city , shaking buildings and homes .

لرزش زمین لرزه در سراسر شهر احساس شد و ساختمان‌ها و خانه‌ها را تکان داد.

fulcrum [اسم]
اجرا کردن

پایه

Ex: The negotiation reached a stalemate until they found a compromise that acted as a fulcrum for progress .

مذاکرات به بن بست رسید تا اینکه یک مصالحه پیدا کردند که به عنوان تکیه گاه برای پیشرفت عمل کرد.

torque [اسم]
اجرا کردن

گشتاور نیرو

Ex: The twisting force applied to a doorknob represents torque .

نیروی پیچشی اعمال شده به یک دستگیره درب نشان‌دهنده گشتاور است.

اجرا کردن

وزنه تعادل

Ex: The seesaw worked perfectly because each end had an equal counterweight .

الاکلنگ به خوبی کار می‌کرد چون هر انتها یک وزنه تعادل مساوی داشت.

supersonic [صفت]
اجرا کردن

سریعتر از فرکانس صدا

Ex: The aerospace company is developing a new supersonic passenger jet for faster intercontinental travel .

شرکت هوافضا در حال توسعه یک جت مسافربری فراصوت جدید برای سفرهای بین قاره‌ای سریع‌تر است.

اجرا کردن

شتاب

Ex: Acceleration is crucial in understanding motion and dynamics in physics .

شتاب در درک حرکت و دینامیک در فیزیک حیاتی است.

اجرا کردن

سرعت ترمینال

Ex: Understanding terminal velocity is crucial in designing effective airbags for vehicle safety .

درک سرعت نهایی برای طراحی کیسه‌های هوایی مؤثر در ایمنی خودرو حیاتی است.

hydraulic [صفت]
اجرا کردن

هیدرولیکی

Ex: Hydraulic theory and laws governing the transmission of force via pressurized liquids form the foundation of the discipline .

نظریه هیدرولیک و قوانین حاکم بر انتقال نیرو از طریق مایعات تحت فشار، پایه و اساس این رشته را تشکیل می‌دهند.

gravity [اسم]
اجرا کردن

گرانش

Ex: Astronauts experience microgravity in space , where the effects of gravity are greatly reduced compared to Earth 's surface .

فضانوردان در فضا ریزگرانش را تجربه می‌کنند، جایی که اثرات گرانش در مقایسه با سطح زمین به شدت کاهش می‌یابد.