سینما و تئاتر - واژه های مرتبط با سینما و تئاتر

در اینجا شما برخی از اسامی انگلیسی مربوط به سینما و تئاتر مانند "طرح"، "اسپویلر" و "اسپین آف" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سینما و تئاتر
adaptation [اسم]
اجرا کردن

اقتباس (فیلم، کتاب و...)

Ex: The adaptation remained faithful to the original stage play , preserving its timeless themes and dialogue .

اقتباس به نمایش صحنه‌ای اصلی وفادار ماند و تم‌ها و دیالوگ‌های جاودانه آن را حفظ کرد.

chick flick [اسم]
اجرا کردن

فیلم عاشقانه برای مخاطب زن

Ex: She cried through the entire chick flick .

او در تمام طول فیلم دخترانه گریه کرد.

اجرا کردن

(فیلم، تئاتر و غیره) تاریخی

Ex: He starred in several costume dramas portraying historical figures from different epochs .

او در چندین درام تاریخی بازی کرد که شخصیت‌های تاریخی از دوره‌های مختلف را به تصویر می‌کشید.

franchise [اسم]
اجرا کردن

مجموعه فیلم‌

Ex: The superhero franchise spans over a dozen films and several spin-off series .

فرنچایز ابرقهرمانی بیش از یک دوجین فیلم و چندین سری اسپین-آف را در بر می‌گیرد.

genre [اسم]
اجرا کردن

ژانر

Ex: The Renaissance period saw the emergence of the genre of portraiture .

دوره رنسانس شاهد ظهور سبک پرتره بود.

film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex:

صنعت فیلم پیشرفت‌های تکنولوژیکی قابل توجهی را تجربه کرده است، که منجر به تولید فیلم‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور کننده شده است.

new wave [اسم]
اجرا کردن

موج نو سینمای فرانسه

remake [اسم]
اجرا کردن

(فیلم و غیره) بازسازی‌شده

sequel [اسم]
اجرا کردن

دنباله (فیلم، کتاب و غیره)

Ex: After the success of the first play , the theater announced plans for a sequel to further explore the characters and their relationships .

پس از موفقیت اولین نمایش، تئاتر برنامه‌هایی را برای یک ادامه اعلام کرد تا بیشتر به کاوش در شخصیت‌ها و روابط آنها بپردازد.

sleeper [اسم]
اجرا کردن

فیلم، کتاب، و... که بعدا موجب شگفتی‌‌سازی می‌شود

tearjerker [اسم]
اجرا کردن

اشک‌درار

Ex: The ending was such a tearjerker .

پایان یک دلخراش بود.

telefilm [اسم]
اجرا کردن

فیلم تلویزیونی

Ex: The telefilm 's production budget allowed for stunning visual effects and elaborate sets .

بودجه تولید فیلم تلویزیونی امکان جلوه‌های بصری خیره‌کننده و صحنه‌های پیچیده را فراهم کرد.

weepy [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و...) گریه‌آور

Ex:

« بینوایان » یک موزیکال اشک‌آور است که موضوعاتی از عدالت، رستگاری و فداکاری را بررسی می‌کند، با آهنگ‌ها و صحنه‌هایی که دل را می‌فشارد.

credit [اسم]
اجرا کردن

اثر

Ex: The actor 's latest credit was in a blockbuster movie .
audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

اجرا کردن

کمدی رفتارها

Ex: " Metropolitan " humorously portrays New York City socialites in a comedy of manners setting .

Metropolitan به طنز، افراد جامعه نیویورک را در قالب کمدی اخلاقی به تصویر می‌کشد.

farce [اسم]
اجرا کردن

(نمایش یا فیلم) لوده‌گری

Ex: Slipping on a banana peel is a common gag in a theatrical farce .

لغزش روی پوست موز یک شوخی رایج در فارس تئاتری است.

potboiler [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، تئاتر و...) تجاری

smash [اسم]
اجرا کردن

اثر پرفروش

Ex: The invention proved to be a technological smash .
whodunit [اسم]
اجرا کردن

جنایی (رمان، داستان، فیلم و غیره)

Ex: At the dinner party , the guests enjoyed a live-action whodunit , participating in a murder mystery game where everyone had to solve the crime .

در مهمانی شام، مهمان‌ها از یک معمای قتل زنده لذت بردند، در یک بازی معمای قتل شرکت کردند که در آن همه باید جنایت را حل می‌کردند.

flop [اسم]
اجرا کردن

اثر افتضاح (خصوصاً یک فیلم)

Ex: The product launch was a flop despite heavy advertising .
masterpiece [اسم]
اجرا کردن

شاهکار

Ex: She spent months perfecting her painting , hoping it would be considered her masterpiece .

او ماه‌ها صرف کرد تا نقاشی‌اش را کامل کند، به این امید که آن را شاهکار او بدانند.

اجرا کردن

محصولات جانبی (فیلم، سریال و...)

rave [اسم]
اجرا کردن

مقاله تمجیدآمیز

Ex: The online review of the new art exhibition was a rave , praising the artists ' creativity and talent .

بررسی آنلاین نمایشگاه هنری جدید یک ستایش مشتاقانه بود که خلاقیت و استعداد هنرمندان را ستایش می‌کرد.

review [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: I read a glowing review of the new movie in the newspaper .

من یک نقد درخشان از فیلم جدید را در روزنامه خواندم.

spoiler [اسم]
اجرا کردن

لودهنده

Ex: He accidentally gave away a spoiler about the ending of the movie .

او به طور تصادفی یک اسپویلر درباره پایان فیلم فاش کرد.

acting [اسم]
اجرا کردن

بازیگری

Ex: I 've always admired her acting skills .

من همیشه به مهارت‌های بازیگری او تحسین کرده‌ام.

first night [اسم]
اجرا کردن

اجرای شب اول (نمایش، فیلم و...)

beat [اسم]
اجرا کردن

درنگ

Ex: Each beat allowed the audience to absorb the character 's emotions .
score [اسم]
اجرا کردن

موسیقی متن

Ex: The film 's score won an Academy Award for Best Original Music , cementing its place in cinematic history .

موسیقی متن فیلم جایزه اسکار بهترین موسیقی اصلی را از آن خود کرد و جایگاهش را در تاریخ سینما تثبیت نمود.

movie [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: We bought popcorn and soda to enjoy during the movie .

ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.

plot [اسم]
اجرا کردن

خط داستانی

Ex: The plot of the TV series unfolded gradually , revealing secrets about each character .
scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

script [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌نامه

Ex: The cast received their scripts ahead of the first rehearsal .

بازیگران فیلمنامه‌های خود را قبل از اولین تمرین دریافت کردند.

backstory [اسم]
اجرا کردن

پیش‌داستان

Ex: The actress delved deep into her character 's backstory to better portray her complex emotions on screen .

بازیگر به عمق پیش‌زمینه شخصیت خود فرو رفت تا احساسات پیچیده او را بهتر روی صفحه نمایش دهد.

اجرا کردن

میان‌پرده

Ex: During the intermission , patrons enjoyed refreshments in the theater lobby .

در طول میان‌پرده، تماشاگران از تنقلات در لابی تئاتر لذت بردند.

climax [اسم]
اجرا کردن

اوج (در فیلم، نمایش و...)

Ex: The climax of the movie revealed the protagonist 's true identity , unraveling a series of shocking revelations .

اوج فیلم هویت واقعی قهرمان را آشکار کرد و مجموعه‌ای از افشاگری‌های تکان‌دهنده را نمایان ساخت.

ending [اسم]
اجرا کردن

پایان (فیلم و...)

Ex: The TV series had an unexpected ending that surprised all viewers .
interlude [اسم]
اجرا کردن

میان‌پرده

Ex: The interlude in the movie served as a transition to a new storyline .

میان‌پرده در فیلم به عنوان گذار به یک داستان جدید عمل کرد.

narrator [اسم]
اجرا کردن

راوی (برنامه تلویزیونی، فیلم و...)

prologue [اسم]
اجرا کردن

دیباچه

Ex: Before diving into the main narrative , the prologue gave a brief overview of the book ’s setting .

قبل از شیرجه زدن به روایت اصلی، پیش‌درآمد مروری کوتاه بر فضای کتاب ارائه داد.

setting [اسم]
اجرا کردن

زمان و مکان (داستان، فیلم و نمایش)

Ex: The TV series has a modern-day setting in New York City .
voice over [اسم]
اجرا کردن

روایت صوتی

Ex:

تبلیغ از یک گویندگی حرفه‌ای برای توضیح محصول استفاده کرد.

clip [اسم]
اجرا کردن

کلیپ

Ex: She watched a funny clip of the comedian 's latest stand-up routine .

او یک کلیپ خنده‌دار از آخرین اجرای استندآپ کمدین را تماشا کرد.