a country in Europe known for its famous landmarks such as the Eiffel Tower

فرانسه
انقلاب فرانسه تأثیر قابل توجهی در شکلگیری فرانسه مدرن داشت.
strong material made from animal skin and used for making clothes, bags, shoes, etc.

چرم
پس از سالها استفاده، کفشهای چرمی یک پتینه غنی توسعه داده بودند که شخصیت و جذابیت اضافه میکرد.
having a feeling of curiosity or attention toward a particular thing or person because one likes them

علاقمند, مشتاق
کودکان به ترفندهای جادوگر بسیار علاقهمند بودند.
the act or art of making pictures, using paints

نقاشی (هنر)
دانشآموزان در کلاس هنر خود در حال یادگیری تاریخ نقاشی هستند.
the activity or art of creating illustrations by a pen or pencil

طراحی, نقاشی
او برای بهبود مهارتهای نقاشی خود یک دوره گذراند.
having a feeling of curiosity or attention toward a particular thing or person because one likes them

علاقمند, مشتاق
کودکان به ترفندهای جادوگر بسیار علاقهمند بودند.
a university in which students can study up to a bachelor's degree after graduation from school

دانشگاه, کالج
محوطه دانشگاه به دلیل زندگی پرجنبوجوش دانشجویی خود، با تعداد زیادی کلوب و فعالیت برای مشارکت شناخته شده است.
a scientist who studies chemistry

شیمیدان, دانشمند شیمی
شیمیدان جوان برای تحقیقاتش جایزه برد.
a test done to prove the truthfulness of a hypothesis

آزمایش
آزمایشگاه به تجهیزات پیشرفته برای انجام آزمایشها در فیزیک مجهز بود.
to find out about or realize the existence, presence, or fact of something

کشف کردن (وجود چیزی)
او نواختن گیتار را کشف کرد و نتوانست از تمرین دست بکشد.
extremely small

کوچک, بسیار کم، بسیار ریز
بچه گربه کوچک به راحتی در کف دستش جا شد.
to make something happen, usually something bad

موجب شدن, باعث شدن
مشخص است که سیگار کشیدن سبب مشکلات مختلف سلامتی میشود.
the white liquid we get from cows, sheep, or goats that we drink and use for making cheese, butter, etc.

شیر
سس خامهای پاستا با ترکیبی از شیر و پنیر رندهشده درست شده بود.
to harm, damage, or ruin something

خراب کردن, آسیب زدن
یک ماده اشتباه تمام دسته کلوچهها را خراب کرد.
not in a good and healthy physical or mental state

بیمار, مریض
او آنقدر مریض بود که سفر را از دست داد.
to end the life of someone or something

کشتن
قاتل برای کشتن یک چهره سیاسی استخدام شد.
to raise the temperature of something

گرم کردن, داغ کردن
آنها از سشوار برای گرم کردن موم برای پروژه استفاده کردند.
partial sterilization of foods at a temperature that destroys harmful microorganisms without major changes in the chemistry of the food

پاستوریزاسیون
a specific way or process of doing something, particularly an established or systematic one

متد, روش، شیوه
روش مونته سوری بر یادگیری عملی و کاوش خودراهبر برای کودکان خردسال تأکید میکند.
an illness in a human, animal, or plant that affects health

بیماری, مرض
بیماری به سرعت در میان جمعیت در حال گسترش است.
to catch a disease or an illness

(به بیماری) مبتلا شدن, (بیماری) گرفتن
بسیاری از مسافران نگران گرفتن مالاریا هنگام بازدید از مناطق خاص هستند.
a substance, often administered through needle injections, that stimulates the body's immune response against harmful diseases

واکسن
واکسن سالانه آنفلوانزا برای جمعیتهای آسیبپذیر مانند سالمندان و کودکان خردسال توصیه میشود.
(of a person) not having physical or mental problems

سالم, تندرست
معلم خوشحال است که میبیند همه دانشآموزان پس از تعطیلات زمستانی سالم هستند.
the state of being unwell

بیماری, مریضی
روستا ماه گذشته شاهد موجی از بیماری بود.
a wound or injury inflicted by the teeth of an animal

جایدندان, گزش
دامپزشک زخم گازگرفتگی روی گردن اسب را درمان کرد.
in every part of the world
to be given something or to accept something that is sent

دریافت کردن, گرفتن
ما یک دعوتنامه به عروسیشان دریافت کردیم.
a prize or money given to a person for their great performance

جایزه
دانشجو برای دستاوردهای تحصیلی برجستهاش یک جایزه دریافت کرد.
tasks, documents, or projects that a person is currently engaged in or working on

کار, شغل
او بعد از یک هفته بیماری کار زیادی برای جبران دارد.
a condition or issue that affects a person's physical or mental well-being, ranging from minor illnesses to chronic diseases

مشکل سلامتی, بیماری
تشخیص زودهنگام میتواند از بدتر شدن برخی مشکلات سلامتی جلوگیری کند.
to no longer be alive

مردن, درگذشتن
سرباز جان خود را فدا کرد، آماده مردن برای امنیت همرزمانش.
to keep someone or something safe and away from harm, death, etc.

نجات دادن
کشف دانشمند ممکن است در آینده جانهای بیشماری را نجات دهد.
the field of science that is concerned with treating injuries and diseases

طب, پزشکی
کنفرانس متخصصان از سراسر جهان را گرد هم آورد تا درباره آخرین پیشرفتها در پزشکی، از جمله ژن درمانی و برنامههای درمان شخصیسازی شده بحث کنند.
a dangerous condition in which a person loses consciousness as a result of a blood vessel breaking open or becoming blocked in their brain, which could kill or paralyze a part of their body

سکته (مغزی)
عوامل خطر شایع برای سکته مغزی شامل فشار خون بالا، دیابت، کلسترول بالا، سیگار کشیدن و چاقی میشود.
an action that is done to relieve pain or cure a disease, wound, etc.

درمان
درمان به موقع بیماریهای حاد میتواند از عوارض جلوگیری کند و روند بهبودی سریعتری را تسهیل نماید.
